در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شخصیت ذاتی (ماهیت، هویت) هنر ایرانی تا حدی، از تنشهای ایجاد شده به وسیله پیشینه جغرافیایی و فرهنگی مربوط به آن ناشی میشود، زمینهای که با توجه به نتایج زیباییشناسی آن میتوان به شکلی مختصرتر به صورت شماری از دوگانگیها بیان کرد: بیابان و آبادی، چادرنشینی و سکنیگزینی، معقول و احساساتی، نور و سایه، سادگی و پیچیدگی، خطوط مستقیم و منحنی.
به این قیاسهای ساده، تمایز میان آنچه که اساسا اسلامی است و آنچه که صرفا در درون حوزه فرهنگی اسلام قرار دارد را نیز باید افزود بویژه در دورانهای بعدی که این دوگانگیها و آنچه از خارج اقتباس شده عامل تداوم و اعتبار طولانی هنر ایرانی است. چنین حالتهای دوگانه، هنر ایرانی را تضمین میکند و به آن هیجان و تداوم خارقالعادهای میبخشد. البته باید بر این نکته تاکید کرد که یکی از دو قطب لزوما نباید طوری عمل کند که قطب دیگر را دفع یا حذف کند. در تقابل با این موضوع، ترکیب کردن یا انتقال سریع از یک قطب به قطب دیگر احساساتی نشاط آمیز یا شگفتی آور را ایجاد میکند.
نظم
دومین ویژگی مهم، تفهیم عمیق نظم است. از میان تاثیرات و ویژگیهای خاص هنر ایرانی، این ویژگی دوگانگیهای زیباشناسی، تضادهای میان سادگی و تزئین را تعدیل کرده و بهبود میبخشد. اما به ندرت میتوان اینگونه اظهار نظر کرد که این ویژگی خود بخشی از یک سیستم دوگانه است. زیرا تاثیر تصادفی و نتیجه اتفاقی و بدون ترتیب جفت متضاد آن اگرچه کاملا در هنر اسلامی حضور ندارد ولی نادر است. معنی و مفهوم نظم در نظریه اسلامی ریشه دارد که معتقد است وجود هر شیء به خواست خداوند بستگی دارد و هر چیز دارای جایگاه خاص خود در پیشگاه الهی است. در حوزه هنر، تفسیر بسیار واضح این موضوع، اتکای قابل توجه بر هندسه است. هر دو در حوزه تزئین به صورت مبانی طرحهای معماری مطرح میشوند. در روشی کلیتر، معنی و مفهوم نظم، به نقطه اوج نقوش سازمان یافته در سطوح زینتی، تعلق میگیرد که به صورت الگوهای تکرار شونده یا در نظامهای محدودی چون لوحهها و قابهای کتیبهای وجود دارد. وظیفه هنرمندان انجام دادن کار به نحو احسن است تا ارائه ابداعات یا بیان نظریه شخصی، اگرچه شایستگی فردی زمانی دارای ارزش است که مهارت در سطح بالایی در اثر هنری به کار رفته باشد.
نمادگرایی
سومین موضوع حائز اهمیت، در زمینه ماهیت هنر ایرانی اسلامی، نحوه برخورد و عملکرد ویژه آن با رمزگرایی یا نمادگرایی یا چگونگی انتقال معانی است. در سالهای اخیر، این رشته برای مورخان هنر اسلامی، علیرغم یا حتی به دلیل عدم وجود قوانین بنیادی و ذاتی در مبانی نظری سنت اسلامی، که احتمالا عقاید ابراز شده را تایید و اثبات میکند جذبه قابل توجهی ایجاد کرده است. مسالهای که حداقل در مطالعات غربی و در رابطه واضحتر بین دال و مدلول استفاده میشود، شامل آن دسته از خصیصههای هنر اسلامی است که به صورت سمبل یا نماد درک شده و اغلب دارای معانی هستند که به دقت تعریف نشدهاند. این موضوع احتمالا تا اندازهای به این دلیل است که معانی در اثر گذشت زمان از بین رفته یا تغییر کرده، اما تا حد زیادی فطری یا ذاتی به نظر میرسند. در سدههای پیشین تا اندازهای استفاده از نمادگرایی به نسبتی روشن و دقیق، در تزیینات قابل دسترسی است. این نکته نشانگر تقلیدی ساده از طرحهای قدیمی و باستانی است یا شاید به معنی آن است که آب مخصوص استفاده پادشاه است. مشابه همین معنی در مورد پرندگان به کار میرود. اگرچه به نظر میرسد که پرندگان شاخص، نماد یا نشان مقام سلطنت (شاهی) هستند.
آنچه در نمادهای تصویری تزیینات اولیه هنر ایرانی اسلامی از مباحث ویژه به شمار میرود، فرمهای انتزاعی و نیمه انتزاعی هستند و معانیای را القا میکنند که در آن شالوده یا موضوع غالب بیشتر موضوعات، مذهبی است. ویژگی تزیینات هندسی و گیاهی در هنر اسلامی رابطه نزدیک و تنگاتنگی با نگرش اسلام نسبت به بنا دارد؛ میتوان گفت تزیین دارای مفاهیم نمادین و نهفتهای است که در شرایط خاص آشکار میشود. و اما این نماد چه میگوید؟ اگرچه برای درک سریع و آسان موضوع، پاسخی یک کلمهای مورد نیاز است. تزیین گیاهی پیامآور بهشت و نقوش مهندسی بازگوکننده نظم و ترتیب است، ولی احتمالا صحیحتر این است که گفته شود هر یک قادر به فراخوانی کانون اندیشهها و افکاری است که مفاهیم موردنظر را دربردارند.
به نظر میرسد که نمادگرایی در معماری اسلامی دارای ماهیتی مشابه است. معماری دارای فرمها و اشکال بالقوهای است که میتواند در شرایط خاصی فعال و کاربردی شود و ورود آن به دنیای عناصر نمادین، ولو اینکه دقیقا تعریف و تعیین نشده از قدرت کمی برخوردار نیست. گنبد واقع بر ساختار مکعبی شکل، گاهی فقط یک معنای ساده سقف و بام را دارد و گاهی نماد هیبت و عظمت آسمانها بر بالای زمین است که اشاره به پیام جلال و یکتایی خداوند قادر است. در معنایی که میتوان آن را حد میانی موارد فوق دانست، گنبد میتواند نماد و قدرت حکمرانان باشد، قدرتی که از خداوند منشاء میگیرد. گنبد سماوی میتواند بر بالای تالار بار عام شاهانه قرار گیرد یا در عین هماهنگی و تناسب حمامی را بپوشاند. کاربرد شکل قوسی، از نوع گرد یا نوکتیز برای درها، پنجرهها، طاقچهها، ایوانها و محرابها، بدین معناست که هر یک میتواند به طور بالقوه نماد دیگری در نظر گرفته شود، اگرچه البته از میان آنها، محراب حامل بیشترین بار معنایی نمادین است. بعد از محراب مشخصترین فرم معماری، مناره است. اگرچه کاربرد رایج و متعارف مناره ایجاد محلی برای فراخوانی نماز (جهت اذان گفتن) است، اما آنچه که مسلم است این است که معنای آن بسیار فراتر از این مفهوم است. از طرفی برای فراخوانی به نماز، الزاما نیازی به مناره نیست و از سوی دیگر گاهی منارهها بسیار بلند یا به صورت جفتی و یا چندتایی و کوتاه هستند. براساس تجربه به دست آمده، مناره، عملکرد نشان راهیابی داشته و افراد سرگردان یا راهگم کرده را از موقعیت بنای مذهبی آگاه میسازد. مانند کاربردی که منار مخروطی [هرمی] کلیسا در سرزمینهای مسیحی دارد. به نظر میرسد در این حالت، مناره مفهوم نماد راهنما را مییابد، یا این که مناره میتواند نماد پیروزی سپاهیان اسلام بر ارتش غیرمسلمان باشد یا به صورت مفهوم و احساسی اسرارآمیز و خاص نشان دهنده محور عالم هستی باشد. یکی از روشنترین (همگانیترین) سوالها در زمینه نمادگرایی معماری گونه، این است که آیا مقرنس همیشه دارای چنین معنایی بوده است، یا این که تنها برای مقاصد زیباییشناسی نمادینی مورد استفاده قرار گرفته است؟ ولی در رابطه با این واقعیت که چرا این عنصر معماری معمولا در بالاترین نقطه یک بنا قرار میگیرد، میتوان این گونه اظهار کرد که مقرنس دارای معانی ویژه نمادینی است که احتمالا در طول زمان به آن پیوسته است. آیا اثری که مقرنس به وسیله از هم پاشیدگی سطوح ایجاد میکند آگاهانه مورد استفاده قرار میگیرد تا ماهیت خیالی و غیرواقعی این جهان را در رابطه با جهان آخرت نشان دهد یا قصد دارد که ناحیه انتقالی [مربوط به گنبد] عدم پیوستگی و انفصال [عالم] بین آسمان و زمین را مانند ابری در زیر آسمانها و ملکوت نشان دهد؟
آخرتگرایی
پس به نظر میرسد که بسیاری از خصیصههای هنر اسلامی ایرانی، به ماورای جهان ظواهر، به سوی جهان آخرت، اشاره دارند. اما این نمادها غالبا دلالت ضمنی داشته و کلیت آنها بیشتر از بار معنایی نمادین آنهاست. در غالب معانی مورد استفاده با هدف پدیدار ساختن نمادهای پنهانی، تاثیر و نفوذ پربارتر را میتوان در متون کتیبههایی یافت. کتیبهها البته نه به صورت قطعی و همیشگی، دارای عبارتها و قطعههای روبهرو و مقابل هم و گلچین شده از قرآن هستند. در واقع بدیهی است که در اهمیت نوشتن و نگارش در هنر اسلامی بندرت مبالغه شده است. نوشته در سادهترین و قابل فهمترین کاربرد خود میتواند متنی را در برداشته باشد که معنی را در ساختار یا هدف تضمین میکند بدینسان که یک باغ بهشتگونه باغ بهشت میشود. اما در متون اسلامی، نوشته خود میتواند والاترین و ممتازترین نقش نمادین بیان و فرم را، به موردی غیرقابل توضیح و توجیه تبدیل کند و به این ترتیب میتواند در جایی مورد استفاده قرار گیرد که فرهنگهای دیگر در آن جا از تصاویر، موسیقی یا رقص استفاده میکنند.
مساله نمادگرایی نمیتواند بدون رجوع بیشتر به موضوع بازنمایی تصویری(تصویرگری) مورد بررسی بیشتر قرار گیرد. ویژگی نمادگرایی اسلامی به طور واضح عمیقا تحت تاثیر عدم پذیرش هرگونه مفهوم تجسمگرایی نسبت به خداوند در تفکر اسلامی است. نمادگرایی مذهبی تصویری که در هنر غرب و هند وجود دارد در هنر اسلامی وجود ندارد. به هر حال هرگونه بازنمایی تصویری در تفاسیر جامع به این معناست که هر علامت یا یادداشتی که در آن چیزی به جای دیگری قرار میگیرد نمادین است.
نقوش اسلامی دارای ویژگی خاص خود است که از خوشنویسی کاملا متمایز است و از اصول و قواعد مختلفی جهت نشان دادن فضا و حرکت استفاده میکند. ولی آن دسته از متونی که در مورد کیفیت نقاشی صحبت میکنند به علت آن که دارای تاثیر شبه زندگی است، مورد توجه و ستایش هستند. این نکته بدیهی است که امروزه نمیتوانیم خوشنویسی را به عنوان نتایج واقعبینانه و مستقیم معرفی مقادیر زیاد ماده تصویری و بویژه عکس در نظر بگیریم. نقاشی اسلامی، مانند نوشته در سادهترین حد خود به دنبال این هدف است که دقیقا روشن و واضح باشد.
این مطلب اجتنابناپذیر است که برای بررسی چگونگی شکلگیری و تکوین تاریخچه هنر اسلامی باید به مشخصهها و ویژگیهایی که از سنتهای دیگر کسب شده توجه قابل ملاحظهای کرد. اما بررسی این موضوع نباید این واقعیت را نادیده بگیرد که هنر اسلامی به نوبه خود، فریبندگی، کشش و گیرایی در خارج از مرزهای دنیای اسلامی را ایجاد کرده و هنرهای فرهنگهای دیگر را غنی و پربار ساخته است. نکتهای که قابل توجه است این است که توسعه تزئینات آبی سفید در صنعت سرامیک، از جهان اسلام به چین و از طریق کشورهای آسیای جنوب شرقی به خاورمیانه بازگشته و سپس به سوی اروپا رفته است.
دکتر مهناز شایستهفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: