عمده فعالیت شما بازی در تئاتر است و کمتر شما را در تلویزیون یا سینما دیدهایم. حضورتان در تئاتر چقدر در کمکاریتان در عرصه تصویر تاثیر داشته است؟
من در وهله اول یک بازیگر تئاتر هستم و هرچه در زمینه بازیگری آموختهام از تئاتر بوده است، اما دلیل کمکاری من در سینما و تلویزیون حضورم در تئاتر نیست. من هم مثل تمام بازیگران اگر پیشنهاد خوبی داشته باشم میپذیرم و شاید وسواس و دغدغه بیش از حد در انتخاب نقشهایم، دستانم را میبندد؛ چون نقشی را دوست دارم که بتوانم با آن دست و پنجه نرم کنم. به هر حال هدف اصلیام این است که بتوانم بازی کنم و بازیهای خوبی را هم ارائه کنم. حالا در هر زمینهای که باشد، فرقی نمیکند.
دلیل پذیرش نقش سیمین چه بود؟
مجموعه اشکها و لبخندها، کاری دوستداشتنی بود و کار کردن با کارگردانی مثل حسن فتحی برایم بسیار جذاب و متفاوت بود.
متفاوت از چه نظر؟
آقای فتحی از تئاتر به تلویزیون آمده است، به همین دلیل جنس بازیها را خیلی خوب میشناسد.
پس حضور فتحی مهمترین دلیل پذیرش نقش سیمین بود، درست است؟
بله. با توجه به شناختی که از ایشان داشتم و صحبتهای ابتدایی، بازی در نقش سیمین را پذیرفتم.
در ابتدا چه تصوری نسبت به این مجموعه داشتید؟
چون قصه طنز بود، کمی هراس داشتم؛ اما حضور آقای فتحی بهمن قوت قلب داد که اشکها و لبخندها کار خوبی میشود.
چرا از کارهای طنز هراس دارید؟
چون ممکن است به سمت هجو و لودگی برود. اگر یک کار طنز خوب از کار در نیاید، بیمحتوا میشود. برای همین هم معمولا در مورد انتخاب نقشهای طنز تا حدودی دست و دلم میلرزد و سعی میکنم با وسواس و دقت بیشتری به سمت این نوع کارها بروم.
چرا این لحن خاص را برای سیمین انتخاب کردید؟
من و آقای فتحی فکر کردیم یک ویژگی شاخص برای سیمین به وجود بیاوریم؛ از چپ بودن چشم گرفته تا لکنت زبان. به نظرم سیمین با این ویژگی باورپذیرتر میشد. از ابتدا به این نکته فکر کردیم که باید از وقت ازدواج سیمین گذشته باشد و ویژگیهای رفتاری و ظاهری سیمین طوری باشد که خانواده نگران وضعیت او باشند و قاعدتا باید راهی پیدا میکردیم که این نگرانی خانواده به چشم بیاید، اما جالب است که برخلاف نگرانی خانواده از وضعیت او، خود سیمین هیچ نگرانی خاصی بابت رفتار و ظاهرش ندارد و حتی دارای اعتماد به نفس خاصی هم هست.
یکی از ویژگیهای کارهای حسن فتحی دیالوگهای خاص آن است. بیان دیالوگهای شعرگونه برایتان دشوار نبود؟
نوع نگارش دیالوگها هنر آقای علیرضا نادری و کاظمیپور بود که بسیار زیبا و منحصر به فرد نوشته شده بود. به هر حال حفظ این دیالوگها چندان کار سختی نبود. تصور میکنم این نوع دیالوگگویی برای کسانی که بازیگر تئاتر هستند سخت نیست؛ چون ما متنهایی را حفظ میکنیم که حتی خواندنش برای افرادی که کار تئاتر نکردهاند، مشکل است. در هر صورت فکر میکنم خاص بودن دیالوگهای این مجموعه برای مخاطبان هم جذاب بوده است و هنر آقای فتحی و دیگر دوستان را میرساند.
بارزترین ویژگی نقش سیمین از نگاه شما؟
سیمین دختر روراست و باجسارتی است. برای همین هم در موقعیتهای مختلف بدون خجالت و رودربایستی حرفش را میزند.
به نظر شما سیمین واقعا سادهلوح است یا از قصد، برنامههای زمرد را بر هم میزند؟
سیمین واقعا دختر صادقی است و زمانی که پای خواستههایش به میان میآید، با چنگ و دندان برای رسیدن به آنها تلاش میکند.
از شیوه کارگردانی حسن فتحی بگویید.
او با وسواس و بدون اغماض کار میکند و به تکتک مسائل توجهی خاص دارد. به هر حال فکر میکنم فتحی جزو کارگردانهایی است که براحتی از کارش نمیگذرد.
انتهای این سریال دچار تغییراتی شد. تا حدی که مجبور شدید آخر این سریال را دوباره تکرار کنید. فکر نمیکنید این مساله ریتم کارها را برهم زده است؟
خیر. چون این سریال توانست در همان قسمتهای ابتدایی با مخاطب ارتباط برقرار کند و مخاطب را برای تماشای ادامه آن تشویق کند.
بالاخره سیمین همان نقشی شد که میخواستید مقابل دوربین ببرید؟
به نظرم سیمین کم و بیش به ایدهآلهایی که در ذهن من و آقای فتحی بود نزدیک است. اما من نسبت به خودم آدم سختگیری هستم. گاهی از دست خودم کلافه میشوم که مثلا این چه نگاهی بود یا چرا دیالوگها را اینگونه ادا کردی، برای همین هم هیچوقت به طور صددرصد از کار خودم راضی نیستم. اما خوشحالم از این که سیمین جای خود را در میان مخاطبان این مجموعه باز کرد.
خانم مخبری فکر میکنید میشود مقابل دوربین، تئاتری بازی کرد؟
سوال سختی است قطعا تکنیکهای تئاتر در بهتر دیده شدن و بهتر ارائه کردن یک نقش اثر دارد. حداقلش این است که تو به عنوان یک بازیگر میتوانی لحن و قدرت خوبی در بازی در مقابل دوربین ارائه کنی. بنابراین خیلی هم بیتاثیر نیست.
در حال حاضر در تئاتر هم مشغول فعالیت هستید یا خیر؟
در تئاتری به کارگردانی جلال تهرانی بازی میکنم که داستانی اسطورهای دارد و در مورد سال کبیسه است که آن را به اسطورههای ایرانی تعمیم داده است. برای همین هم متن آن سنگینتر و سختتر از اشکها و لبخندهاست و بیشتر یک کار موسیقایی است. البته زمان اجرای آن هنوز مشخص نیست.
اشکها و لبخندها در پرونده هنری شما چه جایگاهی دارد؟
قطعا جزو بهترین کارهای من محسوب میشود و تجربه بسیار جذابی برایم بود که امیدوارم باز هم بتوانم با این گروه و در راس آن با حسن فتحی یکبار دیگر کار کنم.
شخصیت عمه شمسی را در این مجموعه چطور ارزیابی میکنید، با توجه به اینکه خانم خیراندیش بازی متفاوتی را در این مجموعه ارائه کردهاند؟
به نظرم آنقدر خانم خیراندیش خوب در نقششان فرو رفتهاند که حتی گاهی مخاطب فراموش میکند که تنها بیننده یک سریال است. عمه شمسی اگر چه شخصیتی منفی دارد، اما در عین حال شیرین و مهربان هم هست و مهمتر از همه اینکه به هیچ وجه احترام برادرش را از بین نمیبرد و به پسرش هم اجازه این کار را نمیدهد که این یک امتیاز خوب برای او محسوب میشود. من فکر میکنم گریم سیمین خیلی به شما در رسیدن به نقشتان کمک کرده است.
در این مورد چه نظری دارید؟
قطعا گریم و لباس دو عنصر مهم برای رسیدن به نقش هستند و اگر این دو کامل و درست نباشند، باورپذیری پایین میآید. به هر حال با گریم و لباسم خیلی راحت توانستم ارتباط برقرار کنم. چون این عناصر کمک کردند سیمین همانگونه که میخواستیم به مخاطب نشان داده شود.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم