کمدی در قاب «اشک‌ها و لبخند‌ها»

اشک‌ها و لبخند‌ها قرار بود، برای ایام تعطیلات نوروزی روی آنتن شبکه یک سیما برود که به علت تراکم برنامه‌ها در آن روزها، انجام این کار به پس از آن موکول گردید. این اثر را در حالی در قالب کمدی می‌بینیم که نسبت به تولیدات مشابهش در چنین مقطعی فضایی متفاوت دارد.
کد خبر: ۲۴۸۶۶۵

در «اشک‌ها و لبخند‌ها» با موضوع، مسایل و وقایع گوناگونی از نظر مفهومی برمی‌خوریم که نمایاندن ذات انسانی و احساسات و اندیشه‌های اخلاقی و تعالی‌بخش را هدف قرار داده‌اند.

روایت که با تلاش زنی برای ازدواج پسر با برادرزاده‌اش و به قصد اصلاح و سروسامان گرفتن فرزند، شروع می‌شود با دروغ برادر و صحنه‌سازی افشای آن و اظهار علاقه یکی از دختران به پسر همان زن، صورت پرتنش و کشش‌‌تری می‌یابد.

در این میان، سریال با بهره‌گیری از ادبیات لمپن و رفتارهای کوچه و بازاری و یا رویداد‌هایی که به کار شکل‌بندی ساختاری کمدی می‌آیند سعی در اقناع مخاطب داشته است . در این خنده‌آوری‌ها که ریشه در دروغ، تحقیر، نفاق و مانند آنها در روابط انسانی دارند به خوبی می‌توان خط روایی را دید که از طریق داستان‌گویی، ارزش‌ها و خصالی را به یادمان می‌آورند که گاه از آنها غفلت می‌ورزیم.

در «اشک‌ها و لبخندها» شیوه‌ای از روایت‌پردازی را می‌بینیم که نسبت به متن‌های همسان تلویزیونی دیگر، کمتر مورد پرداخت قرار گرفته‌اند. نظیر جلوه‌گری برخی از ذهنیات شال‌فروش و برگشت مجدد به همان نقطه‌ای که بوده، سپس ادامه ماجرا به گونه‌ای که واقعیت پیدا می‌کند یا دیالوگ‌ها که نشان می‌دهد نویسنده، طراحی این بخش از متن را با حساسیت و کوشش بیشتری انجام داده است. ریتمیک بودن برخی وقایع یا گفتگوها را هم باید از زمره مواردی برشمرد که فروغ خیره‌کننده‌ای به اثر می‌دهد.

از اینها که بگذریم روایت تم داستان، در قالب شخصیت یا تیپ شخصیت است. در حالی که غالبا در چنین ساختار و قالب‌هایی، کمدی برمحور تیپ شکل می‌گیرد. این گرایش در این اثر، به نقش‌های اصلی محدود نشده، بلکه به جز نوچه‌های خسرو، با شدت و ضعف‌های مختلف به دیگران نیز تعمیم یافته است. چنین پردازش، تناقض، تضاد و لایه‌های رفتاری وسیع و پیچیده‌تری از آنها را پیش‌روی ما قرار می‌دهد و به نقش‌ها جذابیت بیشتری می‌بخشند.

این سریال از نظر پیشبرد وقایع، گره‌افکنی، بحران‌ها و گره‌گشایی‌هایی که دارد همچنین با رخدادهایی که به سهولت قابل پیش‌بینی نیستند، موقعیت‌هایی را پیدا می‌کند که مخاطب را علاقه‌مند می‌گرداند، داستان را تا پایان فرجام هر یک از شخصیت یا تیپ شخصیت‌ها دنبال کند.

طراحی وقایع و ارائه اطلاعات به گونه‌ای مطلوب، سامان یافته، از این رو برخلاف شماری قابل توجه از سریال‌های دیگر، نه‌تنها کشدار و ملال‌آور نمی‌نمایاند، بلکه به جهت بهره‌مندی‌اش از همین خصلت، ضرباهنگ خوش و نیکویی یافته است.

شخصیت یا تیپ شخصیت‌هایی مثل شمسی یا خسرو، برای مخاطب کمی بکر به نظر می‌آیند. تناقض‌هایی که در آنها نیز دیده می‌شوند، به گونه‌ای به جذابیت آنها کمک می‌کنند. به عنوان نمونه شمسی برخلاف آن ظواهر رفتاری که مایه هراس و وحشت عده‌ای می‌شود یا غیرعقلانی می‌نمایاند، بالعکس عاطفی و منطقی است و یا ترس خسرو از مادرش، با آن قدرت ظاهری که از خودش نشان می‌دهد و نوچه‌هایی که دارد هم از این قبیل است. نقش‌هایی مانند شال‌فروش به گونه‌ای دیگر و عمیق‌تر گرفتار تضادهایی‌ هستند که بیشتر درونی‌اند و همین به وی موقعیت دیگری می‌دهد.

در این سریال، بازی‌هایی را می‌بینیم که کاریکاتوری‌اند و بیش از آن که واقعی باشند حال و هوای تئاتری دارند. نمودهایی از حالات و سکنات غالب نقش‌آفرینان که آمیخته با اغراق است در همه صحنه و سکانس‌ها می‌توان دید. چنین اجرایی فاصله‌ای بین مخاطب و اثر ایجاد کرده که با اجرای رئال‌تر می‌شد آن را کمتر کرد.

واقعیت آن است که در عصر گوشی‌های همراه که به تناوب مورد بهره‌برداری بازیگران قرار می‌گیرد نمایاندن رفتارهایی که ریشه در دهه‌های پیشین دارد، چندان واقع‌گرایانه نیست. از همین رو است که اگر این برخوردها در همان فضای تاریخی خود بازسازی می‌شد، اثرگذاری بیشتری می‌داشت.

اشک‌ها و لبخندها بیش از آن که بخواهد به طرح ایده‌های نوآورانه در زمینه محتوایی بپردازد، خنده‌آوری و نشاط‌بخشی دقایقی را برای مخاطبان دنبال می‌کند. این سریال به علت همان خصالی که برشمردیم خالق لحظه‌های کمدی است که این ویژگی برای مردمی که نیازمند طراوت و شادی روح و احساس‌اند به اثر موقعیت نسبتا مطلوبی داده است.

محمدرضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها