کنکور از کجا آمد به کجا می‌رود؟

نگاهی به پیشینه کنکور در کشورمان نشان می‌دهد که از ابتدای تاسیس دانشگاه‌ها در ایران یعنی حول و حوش سال 1313که اولین دانشگاه مدرن به نام دانشگاه تهران تاسیس شد، تا سال 1342هر دانشگاهی برای پذیرش دانشجو به طور مستقل عمل می‌کرد و دانشکده‌ها با گرفتن امتحانات ورودی خاص خود، دانشجویان را جذب می‌کردند.
کد خبر: ۲۴۸۳۶۰

اما از اوایل دهه‌1340دانشگاه‌های زیادی همچون صنعتی شریف، امیرکبیر (پلی تکنیک)، شهیدبهشتی، فردوسی و جندی‌شاپور ساخته شدند. تا اوایل دهه 1350چهارده دانشگاه در کشور ساخته شد.

اما با افزایش شمار داوطلبان ورود به دانشگاه پراکندگی سیاست جذب دانشجو توسط دانشگاه‌های مختلف مشکل‌ساز شد و مدیران آموزش عالی را واداشت که به تدوین راهکارهای جدیدی بپردازند. در آغاز سال‌1342سنجش داوطلبان ورود به دانشگاه به عهده هیات مسابقات ورودی دانشگاه‌ها گذاشته شد و اولین مسابقه که بعدها به کنکور معروف شد، در همان سال 42 برگزار شد.

در سال‌1343 از این مسابقه همگانی انتقاد شد و دانشگاه‌ها دوباره دست به کار پذیرش مستقل شدند. پس از تاسیس وزارت علوم و راه‌اندازی مرکز آزمون‌شناسی در سال‌1347، برپایی آزمون سراسری مجدداً به صورت متمرکز رایج شد.

در اولین آزمون ، ‌12 دانشگاه با ‌30 رشته تحصیلی حضور داشتند و داوطلبان می‌توانستند از این میان ، 10 رشته را انتخاب کنند. در سال ‌1354سازمان سنجش آموزش کشور تشکیل شد و کنکور سازمان یافته‌تر به کار خود ادامه داد. تا این سال‌ها علاوه بر نتایج کنکور، معدل امتحانات نهایی ششم متوسطه و ضوابط اختصاصی دانشگاه‌ها مثل نوع مدرک، سهمیه منطقه، جنسیت و نظام وظیفه هم در قبولی داوطلبان تاثیر داشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 قبولی تنها به نتایج کنکور محدود شد. پس از انقلاب اسلامی‌ اولین آزمون سراسری در سال 1358 برگزار شد و بعد هم با انقلاب فرهنگی، دانشگاه‌ها و به تبع آن کنکور 3 سال تعطیل شد.

سال‌1361 دوباره کنکور وارد چرخه شد و البته در این سال تنها برای رشته‌های پزشکی، فنی ‌ مهندسی ، کشاورزی، الهیات و معارف اسلامی‌آزمون برگزار شد. کنکور ادامه یافت تا سال1371. در این مدت داوطلبان 3نوع سهمیه آزاد، منطقه‌ای و نهادهای انقلاب اسلامی ‌داشتند.

بتدریج تحصیلات از نوع پیام نور، شبانه، مراکز تربیت معلم و بعدتر غیرانتفاعی به وجود آمدند. داوطلبان می‌توانستند 15 کد رشته تحصیلی را انتخاب کنند که این تعداد چندی بعد به‌100 رشته کاهش یافت.

بتدریج به پذیرش دانشجویان بومی ‌و دخالت معدل کتبی سال چهارم دبیرستان اهمیت داده شد. نوزادان انبوه متولد شده در اوایل انقلاب به نوجوانی رسیده بودند و جمعیت داوطلبان ورود به دانشگاه، بشدت افزایش پیدا کرد.

در مقاطعی یک میلیون و‌500 هزار دانش آموز برای نشستن بر‌300 هزار صندلی دانشگاه دست و پنجه نرم می‌کردند. کلاس‌ها و کتاب‌های نمونه تست که در اواخر جنگ تنها در موسسه ایثارگران یا رزمندگان منتشر می‌شد، در سطح وسیعی گسترش یافتند.

مسوولان وزارت علوم ناچار شدند تا هر عددی که می‌توانند ظرفیت دانشگاه‌ها را زیادتر کنند. در اولین سال‌های دهه 1370 قله جمعیتی داوطلبان از کنکور عبور کرد و بتدریج از تعداد داوطلبان کاسته شد.

در سال‌های اخیر حدود سه‌چهارم داوطلبان می‌توانند وارد دانشگاه شوند و به نظر می‌رسد امسال ظرفیت دانشگاه‌ها بیش از تعدا داوطلبان آزمون سراسری باشد. بتدریج متولیان آموزش عالی به فکر کنار گذاشتن آزمون تستی سراسری برای دانشگاه‌ها افتادند و البته مدتی است که گفته می‌شود تا سال  1390 کنکور  کاملاً کنار گذاشته خواهد شد.

اما و اگرهای حذف کنکور

طرحی که نمایندگان مجلس هفتم در دوم خرداد1386 تصویب کرده‌اند، این است که تا سال‌1390 بتدریج کنکور حذف می‌شود و ملاک پذیرش دانشجویان برای ورود به دانشگاه‌ها، معدل سه امتحان نهایی سالانه و کشوری، در 3 سال دوره دبیرستان خواهد بود و متولی برگزاری این امتحانات هم وزارت آموزش و پرورش است، به این صورت سازمان سنجش نقش اساسی خود را در برگزاری کنکور و انتخاب دانشجو از دست می‌دهد، اما گفته می‌شود که این طرح هنوز موافقان و مخالفان خود را دارد و نتوانسته اجماع عموم تصمیم‌گیر را جلب کند.

موافقان طرح موسوم به حذف کنکور برای آن آثار و تبعات معجزه آسایی قائلند؛ از جمله:

1- انگیزه دانش‌آموزان در یادگیری دروس افزایش می‌یابد.

2- اضطراب و اثرات مخرب روحی و روانی کنکور از بین می‌رود.

3- خانواده‌ها از زیر آوار سنگین هزینه‌های کنکور نجات پیدا می‌کنند.

4- کمر مافیای کنکور با سود سالانه‌400 میلیارد تومان می‌شکند.

5- سوالات تستی و چهارجوابی که متکی به حافظه کوتاه‌مدت دانش‌آموزان و نوعی تکنیک است، جای خود را به سوالات مفهومی ‌و تشریحی می‌دهد.

6- لو رفتن و فروش سوالات متوقف می‌شود و ...

و مخالفان این طرح نیز ایراد‌های اساسی و قابل پیش‌بینی را ارائه کرده‌اند که نشان‌دهنده نواقص عمده این طرح است از جمله:

1- ‌اما با محول شدن وظیفه گزینش دانشجو به آموزش و پرورش آموزش در مقطع متوسطه کاملاً نمره محور خواهد شد و برگزاری امتحانات هماهنگ بخش عمده‌ای از وقت معلمان و دانش‌آموزان را پر می‌کند، یادگیری برای زندگی جای خود را به یادگیری برای کسب نمره خواهد داد.

2- به احتمال زیاد کلاس‌های درس مدارس به طور کامل به کلاس کنکور تبدیل می‌شود. تضمین قبولی در کنکور جای خود را به تضمین معدل‌19 به بالا خواهد داد. جزوه‌های درسی دبیران و نمونه سوال و تجزیه کتاب درسی به سوال و جواب جای مهمی‌ در آموزش‌های دبیرستانی پیدا می‌کند.

3- از طرفی چون کشور، آموزش استاندارد ندارد و در بسیاری از جاهای توسعه‌نیافته دانش‌آموزان استعداد دارند اما امکانات ندارند، پس چطور می‌توان از این افراد و افرادی که همه جور امکانات داشته‌اند سوالات یکسانی پرسید. این خلاف قانون اساسی و عدالت در آموزش همگانی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها