گفت‌وگو با پژوهشگر ایرانی به عنوان برترین متخصص حیات وحش جهان در سال 2009

یوزپلنگ ایرانی در پناه ناجی حیات وحش

با انتخاب پژوهشگر جوان ایرانی به‌عنوان برترین متخصص حفاظت از حیات وحش دنیا در سال 2009 افتخاری بزرگ نصیب دوستداران محیط زیست کشور شد. در این انتخاب محمدصادق فرهادی‌نیا از میان 148 متخصص حفاظت از حیات وحش از 56 کشور دنیا و درکنار 2 پژوهشگر از کشورهای هلند و ساحل عاج به این مقام دست یافت. جایزه بهترین متخصص حیات وحش از سوی موسسه بین‌المللی آینده برای طبیعت، هر سال یکبار از طرف دولت هلند اهدا می‌شود و یکی از معتبرترین جایزه‌ها در اروپا و جهان محسوب می‌شود؛ به‌طوری که اکثر متخصصان مطرح دنیا برای شرکت در آن، اقدام می‌کنند. در مراسم اهدای این جایزه که در محل باغ‌وحش برگر کشور هلند برگزار شد، بیش از 300 نفر از چهره‌های سرشناس دانشگاهی و متخصصان حیات وحش از کشورهای مختلف به همراه مقامات دولت هلند و اعضای سازمان‌های غیردولتی این کشور حضور داشتند. هیات انتخاب بهترین متخصص حیات وحش سال 2009، فرهادی‌نیا را به دلیل انجام فعالیت‌های گسترده‌اش در حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و پلنگ ایرانی طی 15 سال گذشته لایق این جایزه دانست. فرهادی‌نیا در کنفرانس خبری که در حاشیه این مراسم برگزار شد در پاسخ به این پرسش که به عنوان برنده چنین مقام معتبری چه احساسی دارید؟ گفت: چنین افتخاری در نخستین گام اطمینانی است برای ما که زندگی حرفه‌ای خود را در مسیری درست سپری کرده‌ایم و این بدون شک مسوولیت ما را برای حفظ حیات وحش کشورمان دوچندان خواهد کرد. برترین متخصص حیات وحش جهان در سال 2009 در گفتگویی با ما از اولین قدم‌ها تا تلاش‌هایی که به این انتخاب منجر شدند، گفت.
کد خبر: ۲۴۷۶۱۴

اولین قدم‌هایی که در راه حفاظت از یوز آسیایی و پلنگ ایرانی به عنوان موجودات در معرض انقراض برداشتید با چه انگیزه‌ای شکل گرفتند و در طول این سالیان چه فعالیت‌هایی در جهت بهبود وضعیت آنها انجام شده است؟

من از کودکی علاقه زیادی به حیات وحش، بخصوص گربه‌سانان داشتم و همین زمینه‌ای شد تا از سال 1373 به مدت 2 سال در باغ وحش تهران به انجام کارهای پژوهشی مشغول شوم. دوران بسیار خوبی بود و تجربیات خوبی به من آموخت. از آن پس بود که فهمیدم یوزپلنگ ایرانی در حال انقراض است. وقتی شروع به مطالعه کردم، هر چه بیشتر گشتم، کمتر یافتم؛ چون اطلاعاتی وجود نداشت. در واقع در آن سال‌ها حتی بدرستی معلوم نبود که یوزپلنگ حتی در کدام مناطق زیست می‌کند. برای کسب اطلاعات بیشتر سراغ کارشناسان باسابقه رفتم و کتابخانه‌ها را زیر و رو کردم.

یادم می‌آید نقشه بزرگی از ایران را تهیه کردم و در آن نقاط مشاهده یوز در سال‌های پس از انقلاب را علامتگذاری کرده بودم. وقتی می‌شنیدم در جایی یوزپلنگی دیده شده است، تمام تلاشم را می‌کردم که جزئیات آن مشاهده را به‌طور دقیق کسب کنم و بعد درخصوص وضعیت و جابه‌جایی یوزها تحلیل و جمع‌بندی کنم. آن دوران همه چیز مبتنی بر فرض‌های نه‌چندان استوار بود. یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها در آن دوران این بود که چند یوز در ایران باقی‌مانده است. برخی می‌گفتند منقرض شده، برخی می‌گفتند 5، برخی دیگر 10 و نهایتا عده‌ای باور داشتند که 40 قلاده یوز در ایران باید مانده باشد.

رفته رفته در این سال‌ها اطلاعات بیشتری درخصوص یوز در ایران جمع‌آوری شد و امروزه یوزپلنگ یکی از شناخته‌شده‌ترین گونه‌های گوشتخوار در کشورمان به شمار می‌رود. امروزه اطلاعات ما درخصوص وضعیت، پراکنش، جمعیت و اکولوژی این جانور رشد چشمگیری در مقایسه با گذشته داشته است.

وضعیت حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در ایران به چه صورت است؟

در دهه 1370، تلاش‌هایی به صورت محلی از سوی برخی کارشناسان، بخصوص آقایان جورابچیان، خلیلی و مرحوم اسدی برای حفظ یوز در ایران انجام شد تا این‌که در سال 1380، طرحی با عنوان طرح حفاظت از یوزپلنگ آسیایی توسط سازمان حفاظت محیط زیست و برنامه عمران ملل متحد و تعدادی از نهادهای بین‌المللی در ایران آغاز به کار کرد. در همین مدت نیز تشکل‌های غیردولتی مختلفی فعالیت‌های خود را آغاز کردند که بسیار فراگیر شد. بنده نیز به عنوان یکی از موسسان انجمن یوزپلنگ ایرانی که از سال 1380 تاسیس شد، فعالیت‌هایی را با همکاری جمع گسترده‌ای از دیگر علاقه‌مندان و محققان به انجام رساندیم.

حال موانع قانونی متعددی اجازه ارتقای حفاظت در خیلی از مناطق را به سازمان حفاظت محیط زیست نمی‌دهد، ولی واقعا باید چاره جدی برای مسائل اندیشید

در حال حاضر، طرح حفاظت از یوزپلنگ آسیایی پس از 7 سال اجرا و با فراز و نشیب‌های فراوان وارد فاز دوم خود شده و شخصا خوشبین هستم که این فعالیت جمعی می‌تواند آینده یوز را در کشور تضمین کند. در حال حاضر حداقل 70 تا 100 قلاده یوزپلنگ در کشور زیست می‌کنند که این تعداد بیش از تعدادی است که یک دهه پیش برآورد شده بود. امروزه یوز در کشور کمتر به دلیل ناآگاهی مردم از میان می‌رود و این به خاطر فعالیت‌های آموزشی متعدد و مستمری بوده که تشکل‌ها، سازمان حفاظت محیط زیست و رسانه‌ها انجام داده‌اند. ولی جاده‌هایی که بدون در نظر گرفتن ملاحظات مناسب احداث می‌شوند، بلای جان یوزها شده است؛ همچنین مشکل حضور دام‌های اهلی در برخی مناطق نیازمند توجه بیشتر است، چون دام‌های اهلی باعث امنیت نداشتن زیستگاه برای یوز و طعمه‌هایش می‌شود.

پلنگ در ایران چه وضعیتی دارد؟ آیا این جانور هم مانند یوز درخطر انقراض قرار دارد؟

براساس مطالعات صورت گرفته، پلنگ‌های غرب آسیا (به استثنای شبه‌جزیره عربستان) امروزه به عنوان پلنگ ایرانی طبقه‌بندی می‌شوند. از این جمعیت، حدود 65 درصد جمعیت وحشی آن در داخل مرزهای کشورمان زیست می‌کند. تا این بخش شرایط امیدوارکننده به نظر می‌رسد، چون در میان دیگر کشورهایی که پلنگ آخرین نفس‌های خود را در آنها می‌کشد، ما هنوز درصد قابل توجهی را دارا هستیم؛ ولی این تنها یک روی سکه است. پلنگ بسیار آسیب‌پذیرتر از یوزپلنگ است و اگر یوز مانند پلنگ آسیب‌پذیر بود، تا به حال شاید دیگر یوزی نمانده بود. پلنگ در ایران وضعیت بسیار دشوار و وخیمی ‌دارد و بسرعت در حال کاهش است. هر سال حداقل 15 قلاده پلنگ در نقاط مختلف کشور به دلایل مختلف از بین می‌روند و به این تعداد رسمی، آمار غیررسمی‌ را نیز باید اضافه کرد. بیشتر این تلفات مربوط به مناطق آزاد است و در مناطقی که بخوبی تحت حفاظت قرار دارند، پلنگ‌ها کمتر قربانی می‌شوند. برای مناطق آزاد هم با توجه به کمبود امکانات نمی‌توان حفاظت قابل توجهی را انتظار داشت. پلنگ را به دلایل مختلف از پا در می‌آورند. از یک سو گاهی شکارچیان سودجو به دنبال کشتن و به دست آوردن پوست آن هستند. گاهی اوقات نیز به دلیل قرار دادن طعمه مسموم برای این جانور، آن را از پا در می‌آورند. متاسفانه در سال‌های اخیر خیلی جاها شنیده می‌شود که پلنگ زیاد شده و حتی برخی کارشناسان باتجربه و استادان نیز از وضعیت موجود پلنگ ابراز رضایت می‌کنند. نباید اشتباه کرد. اگر پلنگ‌ها زیاد دیده می‌شوند، به معنای زیاد بودن آنها نیست، در خیلی مناطق طعمه‌های طبیعی پلنگ بشدت کاهش یافته و همین مساله باعث نزدیک شدن پلنگ‌ها به روستاها برای حمله به دام‌های اهلی و فعالیت بیشتر برای یافتن غذا می‌شود. شخصا فکر می‌کنم باید ابتدا مطالعات پایه و علمی ‌درخصوص ابعاد مختلف بوم‌شناسی این جانور انجام شود. در عین حال، تنویر افکار عمومی ‌بخصوص در میان دامداران درخصوص این گونه بسیار می‌تواند کمک‌کننده باشد. حفاظت از طعمه‌ها نیز که خوب بدون شک نخستین اولویت است.

مراحل برگزیده شدن شما به چه صورت بود؟

این جایزه هر سال به 3 نفر از برترین متخصصان حفاظت از حیات وحش از سراسر دنیا اهدا می‌شود. حدود اواخر تابستان سال قبل بود که با من تماس گرفتند و اظهار کردند براساس بررسی‌هایی که به عمل آورده‌ایم، به نظر می‌رسد شما فعالیت‌های قابل توجهی در زمینه حفاظت از حیات وحش انجام داده‌اید و خود را نامزد دریافت این جایزه کنید. فرم‌ها و مدارک مربوط را پر نموده و برای موسسه آینده‌ای برای طبیعت در کشور هلند ارسال کردم. در مرحله نخست، 148 نفر از 56 کشور شرکت کرده بودند که از میان آنها 12 نفر به دور بعد راه یافتند. در دور بعد، نامزدها بایستی مدارک تکمیلی را ارسال می‌کردند. در عین حال، هیات داوران نیز به تحقیق درمورد نامزدها برای بررسی صحت و سقم ادعاهایشان از مراجع ذیصلاح پرداختند و در نهایت 3 نفر برنده نهایی اعلام شدند.

براساس خبر منتشر شده شما در کنار 2 پژوهشگر از کشورهای هلند و ساحل عاج به این مقام دست یافتید. این افراد در چه حوزه‌هایی برتر شناخته شدند و چرا این مقام به 3 نفر اعطا شد؟

همان‌طور که اشاره کردم معمولا رسم بر این است که به 3 نفر اعطا می‌کنند تا بتوانند طیف وسیع‌تری از افراد و فعالیت‌هایشان را مد نظر قرار دهند. امسال در کنار بنده، خانمی ‌از کشور هلند به دلیل فعالیت‌هایش برای حفظ لاک‌پشت پشت‌چرمی ‌در اندونزی و متخصصی از کشور ساحل عاج به دلیل حفاظت از نخستیان برگزیده شدند. موضوع اصلی که من به خاطر آن خود را کاندیدا کردم، فعالیت‌هایی بود که طی سال‌های گذشته برای یوزپلنگ آسیایی و پلنگ ایرانی انجام داده بودم. البته شخصا بر این عقیده‌ام که کارشناسان و متخصصانی چون جورابچیان، دره‌شوری، کیابی، کرمی‌ و ... در ایران بوده و هستند که خیلی بیش از من برای حفاظت از حیات وحش این کشور زحمت کشیده‌اند و افرادی چون من عصاره سال‌ها تلاش آنها هستیم. ولی این انتخاب از میان افراد جوان صورت می‌گیرد.

کسب این مقام بدون شک مسوولیت شما را برای حفظ حیات وحش کشورمان دوچندان خواهد کرد. با وجود این برای آینده چه اهدافی را مد نظر دارید؟

شخصا علاقه‌مند به ادامه فعالیت‌ها در زمینه مطالعه و پژوهش درخصوص این گونه‌ها و به عبارت گسترده‌تر، گوشتخواران ایران هستم تا بتوانم از این طریق به حفاظت آنها کمک کنم. در حال حاضر که مشغول انجام پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع ژنتیک پلنگ ایران هستم و بعد از آن هم، اقدام برای دکتری حفاظت از حیات وحش. در عین حال، همواره علاقه داشتم کارهایی را در سطح کلان برای حفاظت از حیات وحش با مشارکت سازمان‌ها و تشکل‌های مختلف در حد یک یا چند استان انجام دهم. من گمان می‌کنم طرفداران محیط زیست ابتدا برای دوست داشتن حیات وحش باید یکدیگر را دوست داشته باشند تا بتوانند با همکاری متقابل کاری انجام دهند. شرایط فعلی با این فضای آرمانی فاصله زیادی دارد و بزرگ‌ترین قربانی، حیات وحش است.

از آنجا که این اتفاق نه فقط یک موفقیت شخصی، بلکه موفقیتی برای حیات وحش ایران و البته مهم‌تر از همه گربه‌سانان ایران خواهد بود فکر می‌کنید برای تداوم آن مسوولان و دست‌اندرکاران چه اقداماتی را باید انجام دهند؟

همان‌طور که پیش از این نیز اشاره کردم، برای حفاظت از حیات وحش اول از همه باید ما طرفداران محیط ‌زیست یا سبزها با هم باشیم و نوک پیکان خود را از یکدیگر به سمت عوامل تهدید محیط زیست و حیات وحش بگردانیم؛ البته بدون شک در این میان سازمان حفاظت محیط زیست نقش اساسی برای حفظ گونه‌ها دارد. آنقدر در دنیای حفاظت از حیات وحش اتفاقات ناگوار و ناامیدکننده رخ می‌دهد که ما دیگر نباید بر تلخی و ناگواری آنها بیفزاییم. به جای تخریب باید راهکار ارائه کنیم. بتازگی کارگاهی برای محیط‌بانان توران که مشکل چرای بی‌رویه دام در آنجا جدی است، برگزار شد تا مسائل قانونی و قضایی جلوگیری از چرای غیرقانونی آموزش داده شود. بسیار هم مورد استقبال محیط‌بانان قرار گرفت، ولی بعد عده‌ای گفتند این چه کاری است و به سراغ حفاظت اصولی بروید. شاید باید عینک بدبینی را برداشت و اندکی منطقی و دور از احساسات نگاه کرد. هر چیزی جای خود را دارد. درخصوص حفاظت از مناطق، مساله محیط‌بانان فوق‌دیپلم و غیربومی ‌امروزه خسارت بسیار جدی به مناطق حفاظت شده وارد کرده و مساله کمبود و گرانی بنزین هم مزید بر علت شده است. در عین حال موانع قانونی متعددی اجازه ارتقای حفاظت در خیلی از مناطق را به سازمان حفاظت محیط زیست نمی‌دهد، ولی واقعا باید چاره جدی برای مسائل اندیشید.

با تمام این شرایط به عنوان برگزیده جهانی محیط زیست، آینده حیات وحش ایران را چگونه می‌بینید؟

رشد فزاینده جمعیت انسانی و نیازهای روزافزون آن، فشار بسیار شدیدی بر طبیعت و حیات وحش کشورمان وارد کرده است. از سوی دیگر، طرفداران حفاظت از محیط زیست، بخش بسیار اندک ولی خوشبختانه در حال افزایش را تشکیل می‌دهند. با همه این اوصاف، به قول نویسنده کتاب حیات وحش ایران، کشور ما به رغم تمامی‌ دشواری‌هایی که برای حفاظت از حیات وحش خود دارد، همچنان در میان بیشتر کشورهای همسایه خود در غرب آسیا از حیث تنوع و تراکم حیات وحش پیشتاز است. باید متحد شد و برای حفاظت جنگید.

بهاره صفوی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها