مروری بر عملکرد دستگاه سیاست خارجی ایران ‌در سال 87

نمره‌ دیپلماسی ‌ایران

سیاست خارجی ایران در سال گذشته فراز و نشیب رو به پیشرفتی را تجربه کرد؛ از ارتقای روابط با کشورهای آمریکای لاتین تا تنش‌های تازه در روابط با برخی کشورهای عربی ، از پیشرفت در پرونده هسته‌ای تا شدت و ضعف در برخورد با ایالات متحده.
کد خبر: ۲۴۵۴۷۲
با این وجود سیاست خارجی ایران اگرچه در برخی مواقع رویکردی انفعالی اتخاذ کرد، اما فعالیت‌ها و واکنش‌های خود رئیس‌‌جمهور نقاط ضعف دستگاه دیپلماسی کشور را پوشاند و پرونده معقولی را برای سیاست خارجی کشور ورق زد.

برای بررسی سیاست خارجی ایران در سال 87 باید رویکرد کشور را در قبال دیگر کشورها دسته‌بندی کرد تا با بررسی هریک از این روابط به نتیجه‌گیری منطقی و معقولی رسید.

روابط ایران و کشورهای عربی

برای بررسی روابط ایران با کشورهای عربی هم باید خود این کشورها را دسته‌بندی کرد؛ چرا که به دلیل فقدان یکپارچگی میان اعراب نمی‌توان به طور یکپارچه و منسجم در مورد رابطه میان ایران و اعراب صحبت کرد.

روابط ایران با اعراب همواره با افت و خیزهایی همراه بود ضمن این‌که ویژگی عادی بودن یا تیرگی روابط هیچ‌گاه دائمی نبوده است؛ اما حضور گسترده آمریکا در خلیج فارس، افغانستان، آسیای مرکزی و قفقاز و سرانجام عراق پس از حادثه 11 سپتامبر سیاست خارجی ایران را به سمت شتاب بخشیدن به رفع موانع احتمالی در روابط با کشورهای عربی بویژه با کشورهایی که در میان اعراب از موقعیت ویژه‌ای برخوردارند سوق داده است.

رابطه با عربستان

سال 1366 در روزهایی که ایران بشدت سرگرم جنگ با رژیم بعث عراق بود و در حالی که عراقی‌ها نتوانسته بودند با وجود کمک تمامی کشورهای منطقه به پیروزی در برابر ایران دست یابند، عوامل سعودی حمله برنامه‌ریزی‌ شده‌ای را علیه حجاج‌ ایرانی ترتیب دادند و صدها حاجی ایرانی را به خاک و خون کشیدند تا وهابیون سعودی که پول‌هایشان نتوانسته بود عراق را در برابر ایران برتری دهد انتقام خود را از عده‌ای پیرمرد و پیرزن بگیرند.

اگرچه 22 سال از آن روز می‌گذرد و ماجرا بنا به برخی مصالح سیاسی و جهت عادی‌سازی روابط دو کشور به فراموشی سپرده شده است، اما اتفاق سال 66 نشان داده است که سعودی‌ها با وجود تلاش برای برقراری روابط عادی و سازنده با ایران لااقل در ظاهر، کینه‌ای ذاتی با نظام شیعی ایران دارند.

ریاض در دوران تازه بویژه در سال گذشته به این نتیجه رسیده است که با حمله آمریکا به عراق و روی کار آمدن دولتی شیعه در عراق، شیعیان منطقه قدرت گرفته و راه را برای کنترل منطقه باز خواهند کرد؛ از همین‌رو در قبال روی کار آمدن دولت شیعه در عراق موضعی منفی گرفت و آشکار و پنهان به مقابله با جنبش انقلابی وابسته شیعه حزب‌الله لبنان پرداخت و در این راه پنهانی با سران صهیونیست هم‌جهت شد. اوج چنین رویکردی از جانب مقامات سعودی در قبال حمله اسرائیل به غزه و دولت قانونی حماس نمود یافت.

با وجودی‌که دولت حماس دولت شیعه نیست، اما از حمایت معنوی ایران برخوردار است. هم‌اکنون نیز اگرچه عربستان سعی می‌کند رابطه خوبی با ایران داشته باشد، ولی لابی ضدایرانی در داخل عربستان بخصوص بندر بن‌‌‌سلطان که در گذشته سفیر عربستان در آمریکا بود و اکنون شورای عالی امنیت عربستان را اداره می‌کند بشدت از تنش‌های به وجود آمده و شعارهای داده شده و مانورهای نظامی که در منطقه صورت می‌گیرد بر ضد ایران استفاده می‌کند. سفرهای متعدد مقامات ایران به عربستان هم برای کاهش تنش‌های مقطعی خیلی موثر نبوده است.

روابط ایران و مصر

یکی از اولویت‌های سیاست دیپلماسی ایران در دوران احمدی‌نژاد برقراری روابط با مصر بوده است و در این مسیر ایران بیش از مصر گام برداشته. سفرهای مکرر مقامات کشورمان از جمله لاریجانی به مصر و تلاش برای رفع سوءتفاهم‌ها حرکتی بود که ایران مبتکر آن بوده است.

اگرچه حمله اخیر رژیم صهیونیستی به غزه و حمایت برخی کشورهای عربی از جمله مصر از تل‌آویو، تلاش‌های تهران و قاهره را برای نزدیکی مجدد تا حدود زیادی تحت‌‌الشعاع قرار داد، اما هر دو کشور مقتدر منطقه به ضرورت سیاسی برقراری روابط آگاهند؛ چرا که:

1-‌ دو کشور 2 بازیگر مهم و تاثیر‌گذار منطقه‌ای در خاورمیانه هستند که نمی‌توانند بدون وجود رابطه سیاسی با یکدیگر به اهداف خود نایل شوند.

2- امنیت و ثبات خاورمیانه، دغدغه مشترک دو کشور ایران و مصر است. 2 کشور 2 آبراه اصلی یعنی تنگه هرمز و کانال سوئز را در اختیار دارند.

3- افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و نیز تهدید‌های آمریکا علیه کشورهای اسلامی به بهانه‌های مختلف باعث شده تهران و قاهره لزوم نزدیک شدن دیدگاه‌ها و مواضع خود را به یکدیگر دریابند.

4- دو کشور نگرانی‌ها و دغدغه‌های مشترک دیگری نیز دارند که از آن جمله می‌توان به وجود تسلیحات کشتار جمعی رژیم صهیونیستی یعنی دشمن شماره یک مسلمانان در منطقه اشاره کرد.

5- یکی دیگر از دلایلی که نه‌تنها مصر بلکه دیگر کشورهای عربی را نیز علاقه‌مند به گسترش روابط با جمهوری اسلامی ایران کرده، وجود مشکلات سیاسی در داخل حکومتشان است.

6- یکی دیگر از ضرورت‌های برقراری رابطه میان ایران و مصر بحث تبادل اندیشه و فرهنگ میان اندیشمندان دو کشور است. این رابطه می‌تواند یک تعامل خلاق و مفید را میان متفکران 2 کشور و نهایتا جهان اسلام فراهم کند.

با وجود تمامی این ضرورت‌ها برخی عوامل وجود دارند که مصری‌ها را وادار به برخورد محتاطانه با موضوع تجدید روابط با ایران می‌کنند.

یکی این‌که مصری‌ها پس از انعقاد پیمان کمپ دیوید با اسرائیل روابط کج‌دار و مریزی‌ با این رژیم برقرار کرده‌‌اند، به گونه‌ای که این سال‌ها هم روابط صلح‌آمیزی با اسرائیل داشته و هم در جبهه اعراب دارای نقش و تاثیر‌گذار بوده‌اند.

از آنجا که تجدید روابط با ایران بر روابط این کشور با اسرائیل و حتی اعراب تاثیر‌گذار خواهد بود مصری‌ها احتمالا ملاحظات متعددی در این زمینه دارند. دوم این‌که در دستگاه سیاست خارجی مصر مانند هر کشور دیگری دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به موضوعات مختلف سیاست خارجی وجود دارد و این اختلافات در مورد رابطه با ایران هم صدق می‌کند.

‌ برخی دیدگاه‌های بدبینانه هم معتقدند که اگرچه برقراری رابطه در این مقطع بیشتر نیاز مصری‌هاست تا ایران، اما روحیه معامله‌گری و میل به سودجویی هر چه بیشتر ایجاب می‌کند که اولا مصری‌ها در مواضع رسانه‌ای خود از موضع‌ برتر سخن بگویند و ثانیا با نگاه معامله‌گرانه به این مذاکرت آن را موضوع معامله خود با برخی از کشورها از جمله آمریکا و اسرائیل و یا حتی عربستان قرار دهند.

در این میان تا زمانی که مقامات مصری بر این تردیدها غلبه نکنند ایران بیش از تلاشی که هم‌اکنون در حال انجام دادن است، نمی‌تواند انجام دهد. به قول معروف هم‌اکنون توپ در زمین مصر است تا پاسخ حسن‌نیت ایران را بدهد؛ ایرانی که در اوج حمایت مصر از تل‌آویو در جنگ غزه حاضر نشد برای به‌هم زدن روابط نیم‌بند دو طرف موضعی منفی در قبال مصری‌ها اتخاذ کند.

روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس

اگرچه موضوع ادعاهای امارات درباره جزایر سه‌گانه ایرانی همواره بر روابط ایران و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس سایه‌افکنده است، اما سوءتفاهم ایجاد شده میان ایران و بحرین شاید مهم‌ترین رویداد در روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج‌فاس در سال 87 بود.

این سوءتفاهم که در پی سخنان ناطق نوری در خصوص پیشینه بحرین بروز کرد خیلی‌ زود با حضور فرستاده احمدی‌نژاد در منامه و پاسخ متقابل مقامات بحرین حل و فصل شد، اما اواخر سال 87 کشور عربی مراکش با مستمسک قرار دادن این موضوع روابط خود را با ایران قطع کرد.

سوءتفاهم ایجاد شده میان ایران و بحرین مهم‌ترین رویداد در روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بود

با وجود این رویداد روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در سال گذشته بیشتر در چارچوب پیشنهاد 12 ماده‌ای احمدی‌نژاد برای تقویت همکاری‌ها در خلیج‌فارس تعریف و برنامه‌ریزی شد.

 احمدی‌نژاد که آذرماه 86 به عنوان میهمان در بیست و هشتمین نشست سران کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس در دوحه قطر شرکت کرده بود، پیشنهادهایی برای گسترش همکاری‌ها در خلیج‌فارس مطرح کرد که سال 87 نیز این پیشنهاد از سوی دو طرف پیگیری و بررسی شد و پایه و اساس روابط دو طرف قرار گرفت.

در میان کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس اگرچه قطر به عنوان پایگاه دائمی نظامیان آمریکایی در منطقه تلقی می‌شود و تهران از این بابت از این کشور دلخور است، اما واکنش‌های خوب و معقول مقامات قطری در سال گذشته باعث شد ایران نیز در جهت تقویت مواضع این کشور گام بردارد بخصوص این که قطر پتانسیلش را دارد که با وجود کوچکی کشور نقش مهم‌تری از عربستان در هماهنگ کردن نقش اعراب داشته باشد.

ایران در حیاط خلوت آمریکا

سابقه روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقه آمریکای لاتین به حدود 105 سال پیش‌ بازمی‌گردد. طی سال‌های 1902 و 1903 وزیرمختار ایران در واشنگتن مسافرت‌هایی به آمریکای جنوبی داشت و عهدنامه مودت و تجارت با کشورهای مکزیک، برزیل، آرژانتین، اروگوئه و شیلی امضا کرد ولی برقراری روابط سیاسی و سفارت در کشورهای مزبور در حدود 30 سال پیش محقق شد.

در دوران اسلامی و از سال 1381 تحولات سیاسی در منطقه آمریکای لاتین به گونه‌ای شکل گرفت که منجر به به قدرت رسیدن احزاب چپ شد. روی کار آمدن داسیلوا در برزیل، کرشن در آرژانتین، مورالس در بولیوی، کورآ در اکوادور و دانیل اورتگا در نیکاراگوئه و از همه مهم‌تر تحکیم و بسط قدرت چاوز به عنوان مرکز ایده همگرایی منطقه‌ای بر محور ایده‌های سیمون بولیوار، همگی حکایت از این موضوع دارد که گروه ناسیونالیست‌ها و سوسیالیست‌ها در منطقه در حال ایجاد اتحادیه‌ای سیاسی از هم‌مسلکانی هستند که در نظام بین‌المللی جدید به دنبال هویت جدید و مستقل از قدرت‌های نظام بین‌المللی هستند، به‌علاوه این که کوبا نیز در کنار مرزهای ایالات متحده سال‌‌هاست از چنین مسلک و ایده‌ای حمایت می‌کند و طرح‌های مختلف و متعدد واشنگتن برای تغییر نظام این کشور تنها به فزونی قدرت آن منجر شده است. این تحولات سیاسی در آمریکای لاتین مورد توجه دولت نهم قرار گرفت.

چنین رویکردی در سال 87 نیز ادامه داشت و مقامات سیاسی کشورمان بارها برای گسترش روابط به کشورهای آمریکای لاتین با محوریت ونزوئلا سفر کردند و طبیعی است آنها نیز متقابلا با سفر به ایران تمایل خود را برای گسترش این همکاری‌ها اعلام کردند.

با توجه به این که ایران از چنین روابطی علاوه بر منافع اقتصادی، توانست در کنار مرزهای دشمن دیرینه خود یعنی آمریکا جای پایی باز کند به اعتقاد بسیاری از کارشناسان سیاسی موفقیت خوبی برای احمدی‌نژاد و دولت نهم محسوب می‌شود.

روابط با دشمنان دیرینه

شکی نیست که دولت احمدی‌نژاد راحت‌تر از دولت‌های قبلی از مذاکره با آمریکا سخن گفت. او حتی به سخن اکتفا نکرد و پا در عرصه عمل نهاد. او برای شکستن یخ روابط ایران و آمریکا برای جورج بوش، رئیس‌جمهور افراطی آمریکا نامه نوشت. نماینده دولت نیز برای شکستن تابوی گفتگو با آمریکا با نماینده آمریکا بر سر یک میز نشست تا درباره عراق گفتگو کند.

این گفتگو به درخواست آمریکا صورت گرفت، اما از آن حیث اهمیت داشت که 2 کشور پس از 29 سال باب گفتگو را گشودند، هرچند موضوع درباره کشور سومی بود که دو طرف، منافع خود را با سرنوشت آن گره‌خورده می‌دیدند.

اما اتفاق دیگری که بویژه سال گذشته توجه همگان را جلب کرد حضور هوشنگ امیراحمدی، رئیس‌ شورای دوستی ایران و آمریکا در ایران و دیدار او با برخی از اعضای دولت نهم بود. این اتفاق که در میانه سال 87 رخ داد اگرچه ابتدا با تکذیب دولت‌ها روبه‌رو شد، اما خیلی زود عادی و به عنوان یک گام مثبت از سوی آمریکا تلقی گردید.

اتفاق دیگری که سال گذشته در جهت شکستن تابوی رابطه میان ایران و آمریکا رخ داد، تصمیم آمریکا برای افتتاح دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران بود که ابتدا روزنامه واشنگتن پست آمریکا آن را برملا کرد.

پس از آن بود که احمدی‌نژاد در حاشیه یکی از جلسات هیات دولت در پاسخ به این پرسش که نظر شما درباره طرح تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران چیست؟ گفت برای نزدیکی دو ملت ایران و آمریکا از هر پیشنهادی حتی اگر از سوی مقامات کاخ سفید باشد، حمایت می‌کند؛ هرچند پس از آن لاریجانی این حرکت آمریکایی‌ها را حرکتی فریبکارانه خواند، اما بسیاری گفته‌های احمدی‌نژاد را چراغ سبز ایران به آمریکا خواندند.

اما مهم‌ترین رویداد در روابط پرتنش ایران و آمریکا رفتن جورج بوش تندرو و تیم نومحافظه‌کار وی و آمدن اوبامای سیاهپوست بود که با شعار تغییر پیروز شده بود. با انتخاب اوباما، احمدی‌نژاد برای او هم نامه نوشت و انتخاب او را تبریک گفت و این نخستین بار در طول تاریخ 30 ساله جمهوری اسلامی ایران بود که یک رئیس‌جمهور ایرانی، انتخاب به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا را به وی تبریک می‌گفت.

پیام احمدی‌نژاد به اوباما نه آغاز کلام بلکه پاسخ او بود به مواضع اوباما در طول رقابت‌های انتخاباتی، زیرا اوباما در ماه‌های گذشته برخلاف رقیب جمهوریخواه خود بارها بر آمادگی برای مذاکره مستقیم و بدون پیش‌شرط به ایران تاکید کرده بود.

با وجود این مقامات کشورمان همچنان با دیده تردید به سیاست‌های اوباما می‌نگرند و این تردید هم بی‌دلیل نیست، همان گونه که رهبر انقلاب در سخنرانی روز اول فروردین در مشهد اعلام کردند آمریکا تاکنون اقدامات بی‌شماری علیه ملت و دولت ایران انجام داده که برای عملی کردن شعار تغییر باید این اقدامات را جبران کند.

از بلوکه کردن و دارایی‌های ایران تا سرنگون کردن هواپیمای مسافربری کشورمان، از حمایت از رژیم صدام در جنگ تحمیلی تا تحریم‌های 30 ساله علیه ایران بنابراین مقامات کشورمان همچنان منتظرند تا ببینند اوباما غیر از شعار، در عمل هم به دنبال تغییر رویکردهای ایالات متحده در قبال ایران هست یا خیر.

عباس محمدنژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها