در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عموما فکر میکنند که رشته تیر و کمان تنها نیاز به تمرکز دارد، ولی در اصل قدرت بدنی یکی از ملزومات اصلی این رشته به حساب میآید. چقدر با این قضیه موافقید؟
کاملا موافقم، رشته تیر و کمان به دلیل وزن زیاد کمان و محکم بودن زه آن نیازمند عضلات قوی در ناحیه شانه است. به طوریکه وقتی کسی برای اولین بار کمان به دست میگیرد، به هیچ عنوان نمیتواند زه آن را بکشد و نگه دارد؛ چرا که این امر فقط با تمرینات قدرتی و تقویت عضلات شانهای و کتفها صورت میگیرد. جدای از آن، یک کماندار تمریناتش را ایستاده انجام میدهد. ما از ساعت 30/7 صبح تا 10 شب مدام در حال تمرین هستیم. ایستادن همراه با نگه داشتن یک کمان با پونتاژ 40 آن هم برای مدت زمان طولانی واقعا نیازمند قدرت بالاست.
علت اینکه این رشته را انتخاب کردی چه بود؟
کاملا اتفاقی. چون در اصل رشته من کاراته بود، ولی وقتی فهمیدم رشته تیر و کمان تازه شروع به کار کرده، مشتاق بودم آن را امتحان کنم. در ابتدا اصلا موفق نبودم چون امکانات محدودی داشتیم و تنها با 2 کمان چوبی تمرین میکردیم، آن هم به صورت کاملا غیرحرفهای تا اینکه اولین مسابقات قهرمانی کشور در سال 79 برگزار شد. در آن مسابقات همان طور که پیشبینی میشد، تعداد شرکتکنندگان زیاد نبود و امکانات برگزاری مسابقات هم بسیار ناچیز و ابتدایی بود. به عنوان اولین تجربه در آن مسابقات نتیجه نگرفتم. پس از آن در سال 80 دومین دوره مسابقات قهرمانی کشور با فاصله 30 متر برگزار شد که در آن مسابقات هم کماکان بیفروغ ظاهر شدم. کمکم ناامید شده بودم، ولی با این حال دست از تمرین نمیکشیدم. در سال 82 انجمن تیر و کمان به فدراسیون تیر و کمان تغییر عنوان داد و همین باعث شد نگاهها به آینده جدیتر شود. همان سال یک دوره مسابقات قهرمانی کشور برگزار شد که امکاناتش به هیچوجه با دفعات قبل قابل قیاس نبود. سیبلهای مجهز به مانیتور باعث شده بود راحتتر بتوانیم در جریان امتیازگیری قرار بگیریم. پس از این مسابقات تیر و کمان در حیطه بانوان کار خود را به صورت کاملا تخصصی آغاز کرد.
از کی وارد تیم ملی شدی، به قول کمانداران زبده شدی؟
شهریور 83 اولین مسابقات انتخابی تیم ملی زیر نظر پارک مربی کرهای برگزار شد. در آن مسابقات 16 نفر به عنوان گروه زبده انتخاب شدند و من هم به عنوان آخرین نفرات (ذخیره) وارد اردوی تیم ملی شدم. در 2 ماه اردو نفرات به صورت ریزشی از اردو خط خوردند و باز هم من به عنوان هشتمین نفر از گروه 8 نفره در اردو باقی ماندم، تا اینکه بالاخره جزو 3 نفر فیکس تیم ملی انتخاب شدم.
با اینکه شروع کارت با فراز و نشیب همراه بود، فکر میکردی روزی به اینجا برسی؟
نه، واقعا فکر نمیکردم. در اردوها خیلی سختی کشیدم، تمام زندگیام شده بود تمرین و با وجود تلاش بیوقفه به نتیجه دلخواهم نمیرسیدم. ولی هیچگاه ناامید نشدم و باتمرینات شبانهروزی توانستم به هدفم نزدیک شوم.
به هر حال همیشه نفر آخر بودن خیلی سخت است.
ولی بالاخره یک روز این نفر آخر تبدیل به فیکس تیم ملی میشود، به شرط اینکه تمام تمرکز خود را روی هدفش بگذارد.
تیروکمان از جمله رشتههایی است که برای اعزامهای برونمرزی، بانوان محجبه از اقبال بهتری در مقایسه با دیگر رشتهها برخوردارند.
ما با مساله حجاب خیلی راحتتر از دیگر رشتهها کنار آمدیم؛ چرا که در هنگام تمرین و مسابقه پوشش تاثیر مستقیمی روی عملکرد ما نمیگذاشت. ما با حجاب تمرین میکنیم، فقط تنها موردی که ما را با مشکل مواجه میکند، آب و هواست. بیشتر کشورهایی که میزبان مسابقات تیروکمان میشوند، دارای آب و هوای مرطوب هستند و همین موضوع روند تعریق را در هنگام مسابقه تسریع میبخشد که متاسفانه این مقوله از بزرگترین مشکلات ما به حساب میآید.
فرق ریکرو و کامپوند در چیست؟
ریکرو همان چارخم قدیم است و جزو اولین کمانهایی است که کمانداران با آن کار میکردند. کامپوند ابزار مکانیکی و تجهیزات زیادی دارد، مانند دوربین و نوع کمان آن هم با ریکرو متفاوت است.
در حال حاضر با مربیان کرهای تمرین میکنید. فکر میکنید این مربیان از نظر فنی پربار هستند؟
بله، تیروکمان کره جنوبی حرف اول را میزند. به همین دلیل هم به جرات میگویم که خانم لیومی و همسرشان مانسوک پارک که مربیان تیم ملی هستند، از تجربه و تبحر کافی برخوردار هستند. خوشبختانه ما به لحاظ فنی هیچ مشکلی نداریم.
در ردهبندی آسیایی و جهانی در چه رتبهای قرارداریم؟
رتبه 27 آسیا و 129 جهان.
بنابراین در آسیا حرفی برای گفتن نداریم؟
در حال حاضر، شرایط همین است؛ چرا که تمام مدعیان جهانی تیروکمان از قبیل کره جنوبی، چین، هند، چین تایپه، ژاپن، فیلیپین و اندونزی همه از آسیا هستند و همین کار را برای ما مشکل میکند.
با این تفاسیر فکر میکنم قهرمان المپیک هم آسیایی باشد؟
بله. کره جنوبی عناوین قهرمانی و سوم المپیک را در اختیار دارد، چین هم نایب قهرمان است.
و شما چندم شدید؟
شصتم.
فکر میکنید علت اصلیاش چه بود؟
نداشتن تجربه کافی. ما تنها 5 سال است حرفهای شدهایم و این قدمت برای حضور در المپیک یعنی هیچ. با این همه خوشحالم که توانستم با کسب سهمیه وارد المپیک شوم.
چقدر طول میکشد نجمه آبتین به پای پارک سونگ یوم (قهرمان المپیک) برسد؟
سوال سختی است. نمیگویم تا به حال به این موضوع فکر نکردهام، ولی اگر کمی منطقی باشیم، میبینیم که کرهجنوبی سالهاست خود را مالک ورزش تیر و کمان دنیا میداند و کاملا هم حق دارد؛ چرا که کرهایها در تمام مسابقات رسمی از 3 مدال، 2 مدال را به خود اختصاص میدهند و این فاصله زیاد ورزش تیر و کمان را بین 2 کشور نشان میدهد. با تمام این حرفها من به آینده تیر و کمان ایران امیدوارم. اگر من به پای پارک سونگ یوم نرسم، این اطمینان را میدهم که نجمه آبتینهای بعدی حتما این کار را انجام دهند.
آیا ما هم در کشورمان صاحب لیگ حرفهای تیر و کمان هستیم؟
لیگ حرفهای به معنای واقعی کلمه نه. ولی تا به حال 2 دوره لیگ برگزار شده که با توجه به بضاعت فدراسیون نسبتا خوب بود.
شما در کدام تیم تیر میزنید؟
تیم طرشت.
آیا تیر و کمان هم مشکل اسپانسر دارد؟
متاسفانه بله. البته این مشکل از زمانی که اسپانسرها ما را به رسمیت شناختند تا حدودی کم شده است، ولی هنوز هم بعضی تیمها با هزینه شخصی بازیکنانشان را روانه مسابقات میکنند.
بزرگترین رقابتهایی که این روزها ذهن ورزشکاران ما را به خود معطوف کرده، بازیهای آسیایی گوانگجو است. آیا برای این مسابقات برنامهریزی کردهای؟
در حال حاضر وضعیت حضورم در تیم ملی مشخص نیست ولی به محض تصمیمگیری نهایی در این خصوص اعمال نظر خواهم کرد.
دلیل اختلافت با سرمربی کرهای و اخراج تو از اردوی تیم ملی تیر و کمان چیست؟
باور کنید هنوز دلیل اصلی آن را نمیدانم ولی پارک معتقد است که دچار غرورکاذب شدهام و رفتارم با همتیمیهایم مناسب نیست در صورتی که من به هیچ عنوان این موضوع را قبول ندارم. همیشه سعی کردهام اخلاق را در ورزش رعایت کنم. ولی... به هر حال پارک مرا به استراحت چند روزه فرستاد. اصلا صحبتی در خصوص اخراج نبود، ولی به محض خروجم از اردو، پارک همه جا عنوان کرده بود که مرا اخراج کرده است. هنوز وضعیتم مشخص نیست. خودم هم از این وضع خسته شدهام. امیدوارم زودتر همه چیز تمام شود.
انتهای آرزوی نجمه آبتین چیست؟
مدال طلای المپیک. دست یافتن به آن سخت است، ولی محال نیست.
و صحبتی اگر باقی مانده... .
اجازه میخواهم اتفاق جالبی را که در المپیک افتاد برای خوانندگان بازگو کنم. شماره من در بازیهای المپیک 10 بود و در گروه C تیر میزدم. به همین دلیل کدی که پشت لباسم نوشته شده بود 10C هر جا میرفتم همه با تعجب شمارهام را نگاه میکردند، چرا که کاملا شبیه علامت اختصاری المپیک (IOC) بود.
منیره جامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: