بزرگراه گمشده

فیلم مردم‌پسند در روزگار سخت

مکان وقوع داستان، شهر «بمبئی» است. بویل همیشه کارگردان ناآرام و بی‌قراری بوده، او فعالیت سینمایی‌اش را با ساخت فیلم «گور کم‌عمق» و «شمارش قطارها» در اسکاتلند آغاز کرد و سپس تغییر جهت داد و به موضوعات داغی چون تایلند در فیلم «ساحل» و فضا در فیلم «نور آفتاب» پرداخت.
کد خبر: ۲۴۴۲۷۸

فیلم جدید بویل در آغاز یک پسرک 18 ساله به نام «جمال ملک»( دوپاتل) را نشان می‌دهد که توسط پلیس دستگیر شده و دارد با کمک دم و دستگاه‌های الکتریکی بازجویی می‌شود. این سکانس، با حالت شوکه‌کننده‌ای به داستان جان می‌دهد، ولی 3 مشکل وجود دارد: یک، بعضی از تماشاگران که باقی قسمت‌های فیلم را دوست خواهند داشت این قسمت فیلم را نخواهند پسندید. دو، با صحنه‌های بعدی فیلم که همان پلیس‌ها با پسرک می‌نشینند و گپ می‌زنند، هماهنگ نیست. سه، این فیلم چه حرف مهمی برای گفتن دارد؟

ما زمانی با «جمال» که یک شاگرد قهوه خانه («چای والا» به قول هندی‌ها) تقریبا بی سواد است، آشنا می‌شویم که با جایزه 20 میلیون روپیه‌ای مسابقه مزبور، فقط به اندازه پاسخ دادن به یک سوال، فاصله دارد. ولی مسابقه به طور ناگهانی قطع می‌شود تا بتوانند تماشاگران را شلاق بزنند و جمال را آنقدر کتک بزنند که اعتراف بکند در مسابقه تقلب کرده است. تنها راه اثبات بی‌گناهی او این است که دوباره سوال‌ها را از او بپرسند و برای پلیس هم دقیقا توضیح بدهد که چگونه جواب سوال‌ها را می‌دانسته است و از اینجا به بعد فیلم در قالب فلاش‌بک نشان داده می‌شود و در هر یک از این فلاش‌بک‌ها بخش کوچکی از زندگی مردم هندوستان نمایش داده می‌شود.

باید متوجه شده باشید که ظرافت در این فیلم جایی ندارد. این فیلم از آن نوع فیلم‌هایی است که وقتی یک بچه دوست‌داشتنی می‌گوید: «او از ما مراقبت می‌کند، او باید مرد خوبی باشد.» می‌توانید کاملا مطمئن باشید که مرد مورد بحث «فاژین» محل و یا یک چیزی بد تر از آن است و حتی شاید قلم در دستان دیکنز بر روی صفحه‌ای که می‌خواسته این مکالمه را برای آیندگان بنویسد، می‌لرزیده است:

«با من بیا.»

«با چی زندگی کنیم؟.»

«با عشق.»

در اینجا یک ناهماهنگی وجود دارد. بویل و گروهش (که «آنتونی داد منتل» مدیر فیلمبرداری سرگروه آن است)، آشکارا بر این باورند که شهری مثل بمبئی با آن افق متغیر و داشتن بیش از 15 میلیون جمعیت، همان اندازه برای داستانگویی مناسب است که لندن برای داستانگویی دیکنز مناسب بود. شما می‌توانید فیلم را به دلیل این که یکسره از واقعیت‌گرایی دست کشیده سرزنش کنید یا این که با فیلم همآواز شوید که این مطمئنا انتخاب عاقلانه‌تری است. به هر حال، ساختن یک فیلم مردم‌پسند به سبک و سیاق فیلم‌های قدیمی که هم به حماقت نیاز داشته باشد و هم شور و اشتیاق، کار کمی نیست و به نظر من الان علاقه‌مندان سینما آماده دیدن فیلمی هستند که راضی‌شان کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها