جای خالی برخی دروس ضروری

دروسی نظیر هنر، انشاء، نقاشی و... به ضرورت در برنامه آموزشی مدارس پیش‌بینی شده‌اند، اما متاسفانه اغلب به صورت سردستی و برای رفع تکلیف برگزار می‌شوند. در حقیقت آنها مظلوم‌ترین دروس مدرسه‌ای هستند که به هر بهانه‌ای می‌توان ساعات آموزشی آنها را حذف یا با دروس به ظاهر مهم‌تر نظیر ریاضی، فیزیک و... جایگزین کرد. نتیجه آن که هیچ کس در اثر آموزش‌های مدرسه‌ای هنرمند، خوش‌خط، نقاش، نویسنده یا ... نمی‌شود و حتی شیوه برگزاری این دروس اغلب به بیزاری از چنین مهارت‌هایی می‌انجامد. البته این یک حکم کلی است و می‌توان برایش استثنا نیز قائل شد، ولی به هر ترتیب میزان انگیزش دانش‌آموزان برای پیگیری چنین مهارت‌هایی بسیار پایین تعیین می‌شود. نکته دیگر حجم کتب و دشواری بی‌دلیل برخی مفاهیم درسی است که بویژه در دروس ریاضی، فیزیک، شیمی و ادبیات چشمگیرتر به نظر می‌رسد.
کد خبر: ۲۴۳۸۶۷

جامع بودن برخی آموزش‌ها و آنچه به اصطلاح ارائه اصول کلی رشته‌های تخصصی در نظام آموزش عمومی ایران و مایه افتخار محسوب می‌شود بیش از آن که مایه پیشرفت باشد، به بیزاری دانش‌آموزان و گلایه آنان از دشواری دروس می‌انجامد که ناگفته پیداست نتیجه‌ای جز دلزدگی از تحصیل ندارد. برخی مفاهیم کتب درسی خارج از حیطه درک ذهنی مقاطع مختلف سنی دانش‌آموزان است و اغلب کتاب‌ها یا واحدهای درسی را به مانعی پیش روی محصل تبدیل می‌کند که باید با حفظ کردن، به خاطر سپردن و آخر سر امتحان دادن آن را از پیش رو بردارد و از دشواری‌اش خلاص شود.

تخصصی بودن بیش از اندازه برخی دروس بویژه در دوره آموزش متوسطه از دیپلمه‌ها افرادی می‌سازد که به قول معروف همه فن حریف و هیچ کاره‌اند. از هر چیزی اطلاعاتی دارند و هیچ دانشی را کامل و جامع و به صورت کاربردی نیاموخته‌اند. یک مثال دراین‌باره ضعف اطلاعات ادبی فارغ‌التحصیلان است. در حالی که سال‌های تحصیل کتاب‌های ادبیات حتی مفاهیم پیچیده و انواع اصطلاحات، فنون و مکاتب ادبی را به دانش‌آموزان ارائه می‌کنند، اما آخر سر محصلان حتی از عهده تجزیه ساده یک جمله نظیر تعیین پایه و پیرو آن برنمی‌آیند یا بدتر آن‌که نمی‌توانند تفاوت میان صفت و قید را در یک عبارت تشخیص دهند و بیان کنند! از جای خالی برخی دروس در برنامه‌ریزی آموزشی نیز نباید غافل شد. آموزش مسائل شهروندی، آشنایی با فلسفه و مکاتب آن، اصول جامعه‌شناسی، تحقیق و پژوهش، آموزش‌های الکترونیک، خلاقیت و... مسائلی هستند که به سبب اهمیت ذاتی و کاربردی در نظام‌های پیشرفته آموزشی در برنامه‌ریزی درسی جایگاهی مناسب دارند. در ژاپن آشنایی دانش‌آموزان با نحوه ساخت وسایل مکانیکی، الکتریکی و الکترونیکی ساده در مدرسه صورت می‌گیرد. در مدارس سوئیس و انگلستان ساعات مشخصی برای آموزش مسائل شهروندی نظیر ایستادن در صف، استفاده از مترو، رد شدن از عرض خیابان و... به محصلان اختصاص دارد. در ایتالیا کلاس‌های آموزش هنر بویژه نقاشی با جدیت دنبال می‌شود و... .  تحقیق و پژوهش نیز چنان که می‌دانیم در مدارس نهادینه می‌شوند و نهضت فلسفه برای کودکان و نوجوانان با هدف ارائه در مدارس به راه افتاده است. دسترسی به رایانه و اینترنت و آموزش‌های الکترونیک هم که از ویژگی‌ها و وظایف ذاتی نظام آموزش و پرورش عمومی محسوب می‌شود در حالی که اغلب مدارس ما حتی برای ارائه خدمات اینترنت به دانش‌آموزان مشکل دارند و در تعداد رایانه‌های قابل استفاده آزاد برای محصلان با محدودیت‌های جدی مواجهند.

روحیه علم‌دوستی و تحقیق‌مداری

تولید علم یکی از ارکان توسعه پایدار محسوب می‌شود و برای تحقق آن 2 راهکار مرسوم وجود دارد. راهکار اول گسترش تحقیق و پژوهش به عنوان قدم نخستین تولید علم در نظام آموزش عمومی است و دیگری تولید علم در نظام آموزش عالی و دانشگاه‌ها. راهکار دومی شیوه‌ای اشتباه و مشخصه یک نظام آموزشی ناکارآمد محسوب می‌شود. بذر پژوهش و روحیه تحقیق‌مداری باید در سال‌های ابتدایی آموزش و در حقیقت در مدارس پاشیده شود و دانشگاه مکانی برای آزمودن ایده‌ها و تبدیل تحقیق به علم است. بدون روحیه تحقیق‌گرایی دانشگاه نیز به پیروی از شیوه مرسوم مدارس صرفا مکانی برای درس خواندن و نمره گرفتن تلقی می‌شود و این همان پدیده‌ای است که در جامعه ما مدرک‌گرایی نام دارد.

دکتر علیپور ضعف روحیه تحقیق‌مداری در مدارس را از نارسایی‌های آموزشی و ضعف منابع تحقیقاتی ناشی می‌داند و در این باره می‌گوید: «مدارس به دانش‌آموزان سواد می‌آموزد؛ اما ابزارهای سوادآموزی را در اختیارشان نمی‌گذارد. درست مانند آن که به فردی میانسال الفبا را بیاموزیم؛ ولی روزنامه، مجله و کتاب در اختیارش نگذاریم تا از آنچه آموخته بهره ببرد و مسیر ارتقا را در پیش گیرد. کتابخانه، منابع تصویری و صوتی دانش، رایانه‌، اینترنت و... ابزارهایی هستند که یا در مدارس نیستند یا کارکرد مطلوبی ندارند. کتابخانه‌ها مهم‌ترین ابزارهای سوادآموزی و تحقیق‌گرایی در مدارس هستند که اغلب آنها با مجموعه‌ای از کتب مفید و مناسب پر نشده‌اند یا بر روند تجهیز و گسترش آنها نظارت تخصصی وجود ندارد. کتابخانه مدارس اغلب از کتاب‌های اهدایی پر می‌شوند یا خرید کتابی برای آنها با سلیقه دانش‌آموزان و مسوولان صورت می‌گیرد؛ در حالی که گزینش کتاب‌های ارائه شده در کتابخانه مدارس باید به گونه‌ای باشد که روحیه تحقیق را در دانش‌آموزان ایجاد و انگیزه آنها را برای سوادآموزی در رشته‌های مختلف و علم دوستی تحریک کند.»

اگرچه در سال‌های اخیر با درک این ضرورت، نهضت ارزشمندی برای تحقیق‌مداری نظام آموزشی در مدارس به راه افتاده است؛ اما به سبب همین ضعف‌های ساختاری و کمبود منابع، پژوهش عملکردی کند و پرفراز و نشیب دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها