بهترین کار برای این ارزیابی، تقسیم بندی بخشهای موضوعی آثار است. برای همین در این گزارش به سراغ یک تهیهکننده و یک کارگردان تهیهکننده رفتهایم تا نظر آنها را درباره وضعیت برنامههای اجتماعی تلویزیون در سال گذشته بدانیم.
مجبوریم کار تازه تولید کنیم
اسماعیل عفیفه از تهیهکنندگان خوب تلویزیونی است که نیاز چندانی به معرفی ندارد. وقتی درباره وضعیت برنامههای اجتماعی تلویزیون و مخصوصا برنامههای نمایشی و سریالها سوال میکنم، تاکید میکند بعضی کارها را ندیده تا آنچه که میگوید قضاوت یکجانبه نباشد.
بعد برای این که با مثال و مصداق صحبت کند، یاد «بزنگاه» عطاران میافتد و میگوید: طرح بعضی عادات و رفتارهای مردم در بعضی قسمتهای کار حساسیتبرانگیز بود اما نقد رفتارهای اجتماعی به ظاهر اخلاقی به خودی خود خیلی خوب است. حالا میشود درباره اجرای بهتر همان محتوا، دقیقتر و کارشناسیتر حرف زد. عجالتا همین که مردم متوجه ماجرا بشوند، خیلی خوب است.
او ادامه میدهد: تلویزیون به طرح مسائل اجتماعی مختلف نیاز شدیدی دارد و مسائل خیلی زیادی هم هست که تا حالا امکان طرح پیدا نکرده ضمن این که ما وارد هر حیطهای میشویم نوعی بیاحترامی و توهین به آدمهای آن حوزه به حساب میآید. بنابراین مدیران باید خطر کنند و این خط قرمزها را آرام آرام کنار بگذارند. تلویزیون باید با حفظ احترام مردم و ارزشهای عرفی آنها را آسیبشناسی و اصلاح کند چون غفلت از این مسائل، وضعیتی را که در بیشتر سریالها داریم میبینیم، تشدید میکند.
فضای خیلی از سریالها آن چیزی نیست که در جامعه حاکم است، حتی بعضی وقتها این تصور پیش میآید که جامعه دارد مسیر خودش را طی میکند و سریالها هم مسیر خودشان را. ما باید با طرح مسائل و مشکلات و خوشیها و ناخوشیهای مردم نشان بدهیم که آنها را میفهمیم چون اگر فاصله داستانها با واقعیت بیشتر شود، در آینده به نتایج خوبی نخواهیم رسید.
تهیهکننده اشکها و لبخندها با اشاره به این که تا جایی که بشود مستندها و برنامههای غیرنمایشی را هم دنبال میکند، اضافه میکند: این را برای خودم و بعضی همکارانم میگویم؛ یک سری کارها در داستانپردازی و همینطور اجرا ، کلیشهای و بیخطر و امتحان پس دادهاند. خیلی وقتها هم ما تنبلی میکنیم و همان مسیر را طی میکنیم. در حالی که باید به جای پخش ملودرامهای خنثی و بیخطری که هیچ دردسری ندارد و به هیچکس و هیچجا هم برنمیخورد، جسارت و شجاعت طرح ایدههای نو را داشته باشیم.
مدیران هم باید با جسارت طرح ایدههای جدید و با نگاهی سوای مخاطبان عادی، با نقد و تحلیل با آثار رو به رو شوند. اگر هم دیدند دارد یک مسیر تکراری طی میشود، با آسیبشناسی مشکل را حل کنند و مسیر درست را مشخص کنند. من مطمئنم با نظارت همراه با سعهصدر مسوولان به همراه جسارت برنامهسازان به نتایج خوبی خواهیم رسید.
او در ادامه به عنوان یک نمونه به میوه ممنوعه اشاره میکند و میگوید: اگر این سریال در آن مقطع کار خوبی ارزیابی و مورد استقبال واقع شد برای این بود که بعضی حرفهای درون اجتماع بدون تعارف گفته شد و این در کنار اجرا و کارگردانی خوب توانست هم نظر مردم را جلب کند و هم منتقدان و مخاطبان جدیتر تلویزیون را.
عفیفه باز هم بین کارهایی که در سال 87 از تلویزیون پخش شد، کند و کاو میکند و به یاد «روزگار قریب» میافتد: این سریال یکی از درخشانترین کارهای تلویزیون بود که با وجود این که شاید بشود در سریالهای تاریخی دستهبندیاش کرد ولی بشدت در طرح مسائل اجتماعی موفق بود و فارغ از هزینهها و زمان تولید، اثر ارزشمندی بود چون قصهها و نحوه روایت آنها بشدت ایرانی و ملموس بود. روش فیلمسازی عیاری هم منحصر به فرد است. با این حال تلویزیون به همه جور برنامهای نیاز دارد تا آنتن خالی نماند. پس همه برنامهها را نمیشود با یک شکل و شمایل ساخت. برای همین زمان طولانی تولید، تنها شرط تولید یک کار خوب نیست؛ خیلیهای دیگر با همین فرصت هم نمیتوانند کار خوبی ارائه کنند.
عفیفه که سال 87 غیر از تولید سریال «اشکها و لبخندها» به کارگردانی حسن فتحی که پخشش بتازگی آغاز شده «مامور بدرقه» را هم در ماه رمضان روی آنتن شبکه تهران داشت، از این سریال حرفی نمیزند و به شوخی میگوید لابد کار به یاد ماندنی نبوده که یادش نمانده: هرکاری را با این نیت شروع میکنم که بهترین کار باشد، ولی تولید یک کار خوب لوازم و ابزاری دارد که گاهی وقتها همه آنها در یک کار فراهم نمیشود. دیگر این که شکل و شمایل برنامهسازی ما مشابه هیچ کجای دنیا نیست. هیچ جا تهیهکنندهای با سن و سال من پیدا نمیکنید که صد و سی چهل قسمت برنامه تولید کرده باشد، چون اینجا ما از نظر مالی مجبوریم مدام کار جدید تولید کنیم. کار ما مثل همه جای دنیا کار پردرآمدی نیست و ما فرصت نداریم برای کار بعدیمان انرژی ذهنی زیادی بگذاریم. مجبوریم پشت سر هم کار کنیم و همین کارنامه پرفراز و نشیبی را برایمان رقم میزند که در آن خیلی از کارها قابل مقایسه با کارهای دیگر نیست.
توجه به آسیبهای اجتماعی
مهدی فخیمزاده که در این سالها برای مخاطبان تلویزیون به چهره محبوب و شناخته شدهای تبدیل شده، در جواب به سوال ما خیلی بیشتر از آن که باید، احتیاط میکند؛ چون فرصت نکرده همه سریالها را ببیند و برای همین میترسد قضاوتش عادلانه نباشد: تا جایی که توانستم دنبال کنم، خوشبختانه نسبت به قبل به مسائل و موضوعات آسیبهای اجتماعی بیشتر توجه شده بود.
بیگناهان، مرگ تدریجی یک رویا، یوسف پیامبر و روز حسرت سریالهایی است که او توانسته بیشتر از بقیه آنها را دنبال کند: «تلویزیون بیشتر کارها را به تهیهکنندگان و سازندگان واگذار کرده، پس اگر نارسایی هست مربوط به ماست که خوب کار نکردهایم. البته غیر از بروکراسی و بعضی انتخابهای نادرست.
فخیمزاده ادامه میدهد: بخش زیادی از دلیل افزایش توجه به آسیبهای اجتماعی به خاطر توجه مسوولان سازمان است، بخش دیگرش هم به کارگردانان و تهیهکنندگان و تبحر فیلمنامهنویسی که متن را مینویسد و پیشنهادها و امکاناتی که برای انجام این کار وجود داشته برمیگردد. مثلا در سریالهای ماه رمضان توجه به مقوله آسیبهای اجتماعی کمتر است چون طبق تعریف برنامههای این ماه، سریالها باید با حال و هوای معنوی این ماه هماهنگ باشند و مردم را به طاعات و عبادات هم تشویق کنند اما مثلا درباره موضوعی مثل اعتیاد یا زندان و مسائل مربوط به آن چند تا سریال و برنامه و مستند خیلی خوب دیدم که در آنها خیلی خوب به این جور مسائل پرداخته شده بود.
کارگردان سریالهای پرمخاطبی مثل «خواب و بیدار»، «حس سوم» و «بیصدا فریاد کن» تولید تلهفیلمها را هم در این زمینه موثر میداند و میگوید: چشمانداز سازمان برای رفع نیازهایش در کل سال، تولید 600 تلهفیلم بود ولی فقط توانست 200 تا تولید کند و این یعنی بالاخره مجبور است دست نیاز به سمت سینما دراز کند، ضمن این که به هرحال بودجهای که برای تولید این فیلمها در نظر گرفته شده از یک فیلم سینمایی خیلی کمتر است و همین خود به خود باعث افت کیفی آنها میشود.
با این حال به نظر فخیمزاده موارد مثبت زیادی برای تولید فیلمهای تلویزیونی وجود دارد؛ مثلا این که: یکیاش این است که در زمینههای مختلف مثل طراحی صحنه و تصویربرداری و... نیرو پرورش میدهد. همین حالا افراد زیادی مشغول نوشتن فیلمنامه هستند که بالاخره از بینشان چند تا کار خوب در میآید.
فخیمزاده که سریال بیصدا فریاد کن او در سال 86 پخش شد، قرار است با پایان پیشتولید سریال «بازپرس» بزودی آن را کلید بزند. کار جدید این کارگردان هم مثل کارهای دیگرش یک جورهایی به مقوله آسیبهای اجتماعی و مسائل حاشیهای آن مربوط است.
این سریال، داستان یک بازپرس قوه قضاییه را روایت میکند که روبهروییاش با یک واقعه و پرونده وسیع مسائل دیگری را برایش بوجود میآورد و فضا را برای کنکاش او در مسائل دیگر هم باز میکند. رویا نونهالی، عمار تفتی، امیررضا دلاوری و آشا محرابی بازیگرانی هستند که حضورشان در این کار قطعی شده و مثل همیشه خود آقای کارگردان را هم در یکی از نقشهای اصلی و قاعدتا جذاب کار خواهید دید.
جابر تواضعی