مکث

نقاش‌ها آلوچه ترش دوست ندارند

اول: جشنواره برگزار کردن در ایران کار راحتی است. باور کنید. آنقدر راحت که امشب تصمیم می‌گیری و فردا جشنواره‌ای شسته رفته در خدمت شما خواهد بود. اما آن‌که جشنواره چگونه باشد و اصلا ثمر دهد یا ندهد، چیز دیگری است. جشنواره تجسمی فجر روز گذشته به پایان رسید تا آثار جشنواره عدالت و امید که معلوم نیست بر چه مبنا نام گرفته است شبانه بر دیوار موزه هنرهای معاصر تهران آویخته شد تا شاید در زبانی یک پایان در یک شب به یک آغاز تبدیل شود. هر یک به راهی و هدفی. اما راستی چقدر آثار به نمایش در آمده در این 2 جشنواره در پایان راه به طور اصولی نقد می‌شوند و اصولا‌ کسی به نام نقاد در کشور داریم؟
کد خبر: ۲۳۹۹۲۷

لطفا غلط گیر خودتان را بر این جمله بگیرید: آقا جان برخی از جشنواره‌ها باید برگزار شوند. باید؟ حالا لطفا در دلتان این سوال را جواب دهید و بند دوم این یادداشت را بخوانید. راستی ضرورت برگزاری یک جشنواره با نام عدالت و امید آن هم در روزهای پایانی سال و با خرج بسیار بالا در حالی که تمام حوزه‌های هنری و فرهنگی ایران اندکی پیشتر جشنواره‌های بزرگی مثل تئاتر، موسیقی، تجسمی را با نام فجر پشت سر گذارده‌اند، چیست؟ نه! ابرهای سیاه را از بالای سرتان دور کنید.

دوم: این روزها وقتی زبانمان بر این می‌گردد که هنوز در ایران یک مکان استاندارد برای نمایش آثار هنری نداریم باز هم به یاد جشنواره‌های متعدد می‌افتیم که در این حوزه برمی‌گردد. این یک واقعیت در عین تلخی است. اشتباه نکنید. منظور از فضای نمایشگاهی تنها یک فضای مسقف برای آویختن تابلوهای هنری و غیرهنری نیست! می‌خواهید به واقعیتی دیگر گوش کنید. 99 درصد نگارخانه‌های تهران را اتاق‌های مسکونی خانه‌های استیجاری تشکیل می‌دهند. لابد اتاق‌های اجاره‌ای برای تابلوهای اجاره‌ای. هنرمندان اجاره‌ای باشند برای وقتی دیگر. اما واقعیت دیگری حاکی از آن است که جشنواره تجسمی فجر که قرار است یک فصل جدید در هنرهای تجسمی ایران نام گیرد جایی برای نمایش آثارش نداشت. به همین سادگی. نگاهی دوباره به مکان‌های نمایش آثار این جشنواره بیاندازید. موزه هنرهای معاصر که نباید آثار غیرموزه‌ای به نمایش بگذارد. مجموعه فرهنگی آزادی تهران که در نیمه راه بی‌بهانه آثار این نمایشگاه را به پایین آورد. فرهنگسرای نیاوران تهران هم که آنقدر دور است که همه وقتی هوای دامنه‌های شمال تهران و دود کردن قلیان میوه‌ای و خوردن آلوچه ترش‌های آلوده درکه و دربند به سرشان می‌زد یاد بخشی از جشنواره فجر می‌افتادند. یک حساب سر انگشتی نشان می‌دهد که واقعا ما فضای نمایشگاهی در تهران که پایتخت است و از نگاهی باید الگو باشد نداریم چه برسد به...

سوم: این سومین بند را می‌گذارم به عهده آقای وزیر ارشاد. راستی آقای وزیر بهتر نبود عدالت را با امید این‌که سال آینده دومین دوره از جشنواره تجسمی فجر در فضای نمایشگاهی مناسب در خور این رویداد بزرگ هنری برگزار شود برگزار نمی‌کردید. راستی چه میزان هزینه برگزاری این رویداد آخر سالی شده است؟ با آن می‌شد یک سالن استاندارد نمایش آثار هنری در دل پایتخت ایجاد کرد یا خیر؟

مهدی نورعلیشاهی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها