روز گذشته برای شرکت در مراسمی با چند نفر از دوستان شاعر که در جشنواره شعر فجر برگزیده شده و مورد تجلیل قرار گرفته بودند همراه و همصحبت شده بودم.
کد خبر: ۲۳۹۴۳۹
در این همراهی و همکلامی هنگامیکه دوستانه و صمیمی شیوه برگزاری جشنواره و دستاوردهای آن را بررسی میکردیم، یک نکته در انتهای کلام همه دوستان مشترک و مورد تایید بود؛ این که دستشان درد نکند بالاخره شب عیدی گرفتار بودیم و به مدد جشنواره و ارشاد کمک و فرجی شد.
یکی از دوستان گرفتار اجاره خانه بود و یکی اقساط عقب افتاده داشت و دیگری هم مخارج خرید شب عید برایش سنگین بود که خدا را شکر به گفته این دوستان سکههای شعر فجر در یکی دو سال اخیر در این زمینهها راهگشا بوده است.
این مساله برای من سوالی را ایجاد کرد که جای تامل دارد؛ آیا واقعا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیوظیفه و تعهد پرداخت کرایه و اقساط عقب افتاده شاعران و هنرمندان را به عهده دارد یا وظیفه سرمایهگذاری و ایجاد زمینههای مختلف به منظور رشد و ارتقای سطح فرهنگ و همان شاعران؟ در جامعه و کشوری که هنوز تعداد سالنهای آبرومند و استانداردش برای اجرای موسیقی جای سوال دارد و دیوارهای تئاتر شهرش ترک برداشته و رو به ویرانی است و خبری هم از احداث سالنی جدید نیست و بزرگترین شاعر و نویسندهاش به زحمت کتابی میآفریند که 5000 نسخه آن به مفهوم واقعی توسط مردم خریده میشود به نظر میرسد اگر یک سال هیچ جشنواره و جایزهای هم برگزار نشود اتفاق مهمی رخ نخواهد داد و نیازی هم به این همه مخارج و سکهپردازی هم نیست! به نظر میرسد مسوولان محترم به جای اصلاح زیرساختها، به رفوی روبنا بیشتر اهمیت میدهند.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حتی هنگامیکه میخواهد به شیوه غیرمستقیم وارد عرصه حمایت از شاعران و نویسندگان شود، باز هم نقش دیگری غیر از یک نهاد حمایتی و نظارتی را بر عهده میگیرد؛ نقشی مانند ناشر که در این نقش هم باز با پرداخت حقالتالیفهای غیرمعقول، کاذب و بالا، جز آسیب زدن به بدنه بازار نشر و دشوار شدن ادامه فعالیت برای ناشر واقعی و خصوصی و همچنین خود مولف که حالا متوهم و متوقع نیز شده است، نتیجهای در بر ندارد.
گاهی این پاسخ در ذهن من ایجاد میشود که مدیران و مسوولان محترم ارشاد نمیدانند بودجههای خودشان را به چه شکل و چگونه برای حمایت از فرهنگ و ادبیات انقلاب و ایران خرج کنند.
در سی سالگی انقلاب اگر سی شاعر و نویسنده انقلاب به سی کشور دنیا میرفتند و اثرشان را در دانشگاه و محفلی ادبی درآن کشور ارائه میکردند، تاثیر عمیقتری داشت و تجلیل بهتری محسوب میشد یا کمک به پرداخت وام و اقساط خودرو و خانه آنها ؟
آیا وزارت ارشاد اگر از تصدیگری مستقیم خود در برگزاری جوایز و جشنوارهها دست بکشد و مثل دیگر کشورها نقش حمایتی و نظارتی خود را ایفا کند و کار اجرایی را به نهادهای مرتبط و خصوصی واگذار کند، بهتر نیست؟ و این جوایز دامنه و تاثیر فراگیرتری از افراد و گروهها را در بر نمیگیرد؟
اگر زمینهای ایجاد شود تا مردم برای شاعران و هنرمندان ما هورا بکشند بهتر است یا این که هر سال گروهی از این عزیزان به دور یکدیگر جمع شوند و خودشان برای هم هورا بکشند؟