با شقایق دهقان به بهانه حضورش در سریال «شب می‌گذرد»

دوست داشتم باورپذیر بازی کنم

او را بیشتر در نقش‌های طنز دیده‌ایم. به نوعی می‌شود او را یک پای بیشتر آثار طنز موفق تلویزیون دانست. به خاطر ویژگی بازی‌اش در میان مخاطبان این سال‌های تلویزیون کاملا شناخته شده است. حضور او در آثاری مثل پاورچین، شب‌های برره و مردهزار چهره از او چهره‌ای کاملا متفاوت ساخته است. شقایق دهقان البته جز حضور در نقش‌های کاملا طنز، سابقه حضور در فیلم‌های جدی را هم دارد. بازی او در فیلم «زیر نورماه» هنوز هم در خاطره‌ها مانده است. او امسال یک‌بار دیگر در یک تجربه کاملا متفاوت تلویزیونی در یک نقش جدی ظاهر شده است. حضور او در سریال «شب می‌گذرد» بهانه ای شد تا با وی به گفتگو بنشینیم.
کد خبر: ۲۳۸۹۵۹

شقایق دهقان اول یک بازیگر بود یا یک نویسنده؟

اول یک نویسنده بود. چون من برای اولین بار کارم را با نوشتن متن‌های برنامه «باغ ستاره‌ها» شروع کردم.

خودت را به عنوان یک نویسنده قبول داری یا یک بازیگر؟

واقعا نمی‌دانم. چون هر دو کارم را به یک اندازه دوست دارم. هر موقع هم که سر یکی از این دو کار می‌روم، دلم برای آن یکی تنگ می‌شود؛ اما احساس می‌کنم به خواسته‌هایم در هر دو کار رسیده‌ام. ضمن این که این دو زیاد از هم فاصله ندارند.

دنیای یک نویسنده تا چه حد به دنیای یک بازیگر نزدیک‌ یا دور است؟

زمانی که می‌نویسم، بازیگر را خوب درک می‌کنم و زمانی که بازی می‌کنم نویسنده را. در هر دو صورت می‌توانم خودم را جای دیگری بگذارم و این خیلی به من کمک می‌کند.

فرقشان هم به نظر من در این است که نویسنده از هیچ، چیزی یا کسی را خلق می‌کند، اما بازیگر از آنچه نویسنده می‌نویسد استفاده می‌کند.

اولین مطلبی را که نوشتی یادت هست؟

برای اولین بار خیر. یادم نیست. اما مجموعه باغ ستاره‌ها اولین کاری بود که برای تلویزیون نوشتم.

بیشتر چه زمان‌هایی می‌نویسید؟

شب‌ها به خاطر سکوتی که دارد.

موقع نوشتن چقدر ذهنت را رها می‌کنی؟

اگر موضوع را پیدا کرده باشم روی آن متمرکز می‌شوم، ولی اگر موضوع را پیدا نکرده باشم ذهنم را رها می‌کنم تا به یک موضوع خوب برسم.

شقایق دهقان شبیه کدام نویسنده است؟

هیچ‌کس، شبیه خودش است!

برویم سراغ سریال شب می‌گذرد. چه شد که در این کار حضور پیدا کردی؟

قبل از این سریال یک تله فیلم با نام بیم موج را با راما قویدل کار کردم و این همکاری باعث شد که در این سریال هم بازی کنم.

راما قویدل رااز قبل چقدر می‌شناختی؟

خیلی او را نمی‌شناختم و بیشتر از طریق همسر ایشان (مهسا کرامتی)‌ با قویدل آشنایی داشتم و از طریق خانم کرامتی برای هر دو کار دعوت شدم.

پس از سال‌ها در یک نقش جدی بازی کردی. فکر نمی‌کنی این مساله خودش یک نوع ریسک برای تو محسوب می‌شود؟

چرا ولی حس خوبی برایم به دنبال داشت. چون پس از مدت‌ها توانستم از ژانر طنز فاصله بگیرم و توانایی‌های خودم را محک بزنم و این مساله خود یک نوع موفقیت برای هر بازیگر محسوب می‌شود.

پس بازیگر ریسک‌پذیری هستی؟

شاید، به هر حال ریسک کردن در زندگی بسیار مهم است و هر کسی باید یک جوری و در یک زمانی این ریسک را بکند. ضمن این که معتقدم در مورد این نقش و این سریال، کارگردان بیشتر از من ریسک کرده و به معنای واقعی به من اعتماد کرده است. به هر حال خوشحالم از این که راما قویدل این ریسک را کرد و این فرصت را در اختیار من گذاشت.

اما قبول کن که در بعضی از سکانس‌ها بازی‌ها آن‌طور که باید دلنشین نیستند. که این مساله به کار لطمه زیادی زده است.

بله، اما این مساله دلیل دارد و آن این است که مدت تصویربرداری خیلی طول کشید و به این سبب بازیگران کمتر می‌توانستند راکوردها و حس‌هایشان را حفظ کنند. از طرفی ما لوکیشن‌های متعددی هم داشتیم که این مساله باعث می‌شد فاصله زیادی بین سکانس‌ها بیفتد و از این جهت به قول شما بازی‌ها آن‌طور که باید دیده نشوند.

اما خیلی از مخاطبان هم نتوانستند با قصه این کار ارتباط برقرار کنند. خودت چقدر قصه را دوست داشتی؟

ببینید الان به خاطر شرایط روز جامعه، مردم به فیلم‌های روز دنیا دسترسی دارند و براحتی آنها را می‌بینند. برای همین هم ناخودآگاه یک جور مقایسه پیش می‌آید. قبول دارم که شاید قصه این کار یک نوع کپی‌برداری باشد که بهتر است اگر کپی‌برداری هم می‌کنیم با توجه به فرهنگ کشور خودمان باشد تا قابل باور بشود.

به هر حال در مورد فیلمنامه این سریال یک اتفاق خوب افتاده است و آن این که همه شخصیت‌ها از اول تا آخر سریال هستند و قصه هر کدام از شخصیت‌ها به نوعی با هم گره‌خورده است. که این مساله یکی از نقاط قوت فیلمنامه محسوب می‌شود. به هر حال هر کاری هم موافق دارد و هم مخالف.

شب می‌گذرد، که در دسته سریال‌های مناسبتی قرار می‌گیرد و برای اولین بار است که در یک سریال مناسبتی بازی کردی از این نظر چطور تجربه‌ای برایت بود؟

وقتی داشتم در این سریال بازی می‌کردم، ‌خیلی به این موضوع فکر نمی‌کردم، اما در این سال‌ها، آمار‌ها نشان داده است، این‌گونه سریال‌ها پرمخاطب‌ هستند و مردم آنها را دنبال می‌کنند. امیدوارم این کار هم دیده شده باشد.

دغدغه‌ای که برای بازی در این سریال داشتی؟

با توجه به این که نقشم یک نقش کاملا جدی بود، کمی وسواس من را زیاد می‌کرد و از این نظر دلهره داشتم و خیلی تلاش کردم که نقشم باورپذیر شود.

به چه مسائلی در نقش‌ات توجه می‌کردی؟

زمانی که می‌نویسم  بازیگر را خوب درک می‌کنم و زمانی که بازی می‌کنم نویسنده را. در هر دو صورت می‌توانم خودم را جای دیگری بگذارم

با توجه به این که داستان این سریال مربوط به سال‌های پیش از انقلاب است، سعی می‌کردم اصطلاحاتی را به کار ببرم که متعلق به همان دوران و سبک بازی‌ام نزدیک به اتفاقات آن دوران باشد.

در نهایت از نتیجه کار راضی هستی؟

بله. ضمن این که باید بگویم راما قویدل بشدت به فیلمنامه وفادار بود و کمتر فیلمنامه را در طول کار تغییر می‌داد و از این جهت کار حس و حال خوبی دارد.

فکر می‌کنم شقایق دهقان ذهن شلوغی دارد. درست است؟

بله، خیلی زیاد.

بیشتر به چه چیزهایی فکر می‌کنی؟

به همه چیز. از زندگی گرفته تا کار. دلمشغولی‌های زیادی دارم.

امروز و بعد از تجربیاتی که طی این سال‌ها در زمینه طنز به دست آوردی تا چه حد نگاهت نسبت به این مقوله تغییر کرده است؟

می‌توانم بگویم خیلی جدی‌تر شده است. به نظرم طنز مقوله‌ای است که باید حتما درباره آن از قبل فکر شده باشد و تفکری پشت آن وجود داشته باشد تا به دل بنشیند.

به نظرت سلیقه مردم در این سال‌ها چقدر تغییر کرده است؟

بشدت فرق کرده است و خیلی سختگیرتر شده‌اند.

فکر می‌کنی با توجه به شرایط موجود، بیشتر چه نوع طنزی جواب خواهد داد؟

فرقی نمی‌کند. مهم این است که هنرمندان ما بتوانند کارشان را درست انجام بدهند. در واقع در هر نوع طنزی که کار می‌کنند، چه طنز موقعیت باشد و چه طنز کلامی و... بتوانند کارشان را به نحو احسن انجام دهند و مخاطبانشان را راضی کنند.

در مجموعه مرد دوهزار چهره بازی نمی‌کنی؟

خیر. در این کار حضور ندارم، اما محراب قاسم‌خانی (همسرم)‌ یکی از نویسندگان این مجموعه است.

خودت مشغول چه کاری هستی!

در حال حاضر مشغول نوشتن قصه یک سریال برای یکی از شبکه‌های سیما هستم که بموقع در مورد آن توضیح خواهم داد.

حداقل بگو که این قصه چه مایه‌ای دارد؟

یک قصه کمدی است.

نظرت درباره مهران مدیری، جلال آل‌احمد، سهراب سپهری و پائولو کوئیلو؟

مهران مدیری آدم بسیار حرفه‌ای و مودبی است و کارش را خیلی خوب بلد است. جلال آل‌احمد بهترین دوست زمان نوجوانی من بود. بیشتر کتاب‌های ایشان را وقتی راهنمایی می‌رفتم خوانده‌ام. سهراب سپهری معنای واقعی عشق است. از زمان بچگی دوستش داشتم و شعرهایش را می‌خواندم. پائولو هم بعضی از کتاب‌هایش خوب است.

محبوبه ریاستی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها