درباره کتاب «شورش» تازه‌ترین اثر فیلیپ راث

مخاطب و انزجار از پیر شدن

فیلیپ راث (متولد 1933) نویسنده مشهور امریکایی که در چند سال اخیر همواره به عنوان یک کاندیدای همیشگی جایزه ادبی نوبل مطرح بوده است در تازه ترین رمان خویش که شورش نام دارد قهرمانی خلق کرده است که گویا دنیا دست از سر او بر نمی‌دارد. قهرمان راث در این کتاب جوان 19 ساله‌ای است که در یک بیمارستان نظامی در کره بشدت مصدوم شده و در حالی‌که غزل خداحافظی‌اش را می‌خواند به یاد اعمال گذشته خویش افتاده است.
کد خبر: ۲۳۷۹۵۴

راث در این کتاب که  در قالب جملاتی در خور توجه اشک خواننده را در می‌آورد به یک میت مجال سخن داده است. این نویسنده معمولا  در رمان‌های دوران پیری خود  شخصیت‌های آثارش را تا  درون گور همراهی می‌کند.

او در این آثار سال‌های کهولت؛ اوقات تلخی‌ها، ناامیدی‌ها و درماندگی‌های دوران پیری را  آن چنان در قالب رنگ مایه‌های یاس‌آور و دلمرده به تصویر می‌کشد که خواننده در نهایت از پیر شدن منزجر می‌شود  اما مارکوس مسنر قهرمان کتاب جدید راث هم اکنون همه چیز را پشت سر گذاشته  بدون آن‌که آن‌را تجربه کرده باشد چون مارکوس مسنر  19 سال بیشتر ندارد که در رمان شورش  بیست و نهمین رمان راث ‌  شروع به تعریف کردن قصه می‌کند البته او هنوز کاملا نمرده است.

زمان قصه به سال 1952 بازمی‌گردد. مارکوس مسنر تنها فرزند یک قصاب اهل نیوجرسی است که  در حالت احتضار افتاده است و راث که اکنون رفیق سرنوشت او شده  صدای مارکوس را از برزخی که جایگاه کنونی است به گوش خوانندگان می‌رساند.

روح مارکوس در برزخ  و درون غار خاطرات خود نشسته است  و چنین می‌گوید: در تمام مدت شبانه روز در دنیایی که البته زمان در آن معنایی ندارد من قصه خویش را برای خود تعریف می‌کنم در حالی‌که  احساس می‌کنم میلیونها سال است که این کار را انجام می‌دهم.  سرنوشت ناگواری است چرا که مارکوس مسنر چیز زیادی تجربه نکرده است او در طول عمر کوتاه خویش در جستجوی نیرویی بوده که به کمک آن بتواند کمتر دسته گل به آب بدهد.  او در جهانی به جستجو و تلاش پرداخته که 6 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ کره به کلی معصومیت خود را از دست داده  معصومیتی که موظف به نگهداری آن بوده است. مارکوس مسنر یک دانش‌آموز نمونه است. یک جوان مهربان مودب که تاکنون عضو هیچ جمعیت و گروهی نبوده است. تا این‌که وارد کالج وینسبورگ اوهایو می‌شود.

او در حقیقت از دست مراقبت‌های بیش‌از‌حد  پدرش به دانشگاه پناه برده است. پدر مارکوس در این داستان  یکی  دیگر از موتیف‌های خاصی است که راث در کتاب شورش نیز با مهارت از آن استفاده کرده است.

او در سن 50 سالگی دچار یک بیماری روحی شده که تصور می‌کند هیچ خدایی نمی‌تواند به او کمک کند و دنیا روزی پسرش را از او خواهد گرفت که البته چنین اتفاقی در نهایت رخ می‌دهد.

 مارکوس که  تا آن موقع یعنی قبل از رفتن به کالج، در میان همسالانش یک ساده‌لوح تمام‌عیار محسوب می‌شد که هر را از بر تشخیص نمی‌داد، پس از رفتن به کالج وینسبورگ بتدریج به یک عیاش  درست و حسابی  تبدیل می‌شود. با مرگ یکی از دوستانش، مارکوس که دانش آموز نمونه‌ای بود شورش می‌کند و از آنجا که مجبورش کرده‌اند در یک مراسم دانشگاهی شرکت کند با توهین به تئوری‌های برتراند راسل از کالج اخراج می‌شود. او پس از مدتی عازم کره شده و در جنگ کشته می‌شود.

به این ترتیب راث در این کتاب قصه سقوط گریز ناپذیرمارکوس مسنر را در قالب جملات، موتیف‌ها و به عبارت بهتر در قالب یک داستان درآورده است.

برخی منتقدان معتقدند شیوه‌ای که راث در این کتاب به قهرمان خود در سال 2009 یعنی 57‌‌‌سال پس از مرگش در جنگ کره اجازه داده است  که از آن دنیا سخن بگوید بسیار تکان‌دهنده است البته این ویژگی نه فقط به خاطر انسجام تاثیرگذار قصه بلکه به دلیل موتیف‌ها و توصیفات روایی و هنرمندانه راث در این کتاب است. اما شاید تاثیرگذارترین بخش این کتاب پیام داستان است و این‌که یک نفر در آن دنیا در زندان خاطرات کوتاه خود از زندگی؛ گرفتار شده است.

این مساله بیش از موضوع بیهودگی مرگ که درونمایه همیشگی آثار راث را تشکیل می‌داد منتقدان را تحت تاثیر قرار داده است.

مترجم: زهرا صابری / منبع: روزنامه دی ولت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها