مجموعه تولیداتی که در قالبهای مختلف ارائه گردید، از جهت موضوع و مضمون رویکردهای متفاوتی را دنبال میکردند. برخی از منظر کلامی و عرفانی به این مقوله نگریستند و بعضی از جنبههای تاریخی، عدهای دیگر از دید وظیفه دینی و مسوولیت سیاسی و اجتماعی و بعضی به ابعاد و جنبههای آیینی و مناسک مربوط به عزاداریها در میان کشورهای مختلف و نقاط گوناگون کشورمان توجه داشتند و در مواردی نیز وقایع حاشیهای آن قیام جاودانه، نظیر طفلان مسلم را مورد کندوکاو قرار میداد.
توجه به ساختههای تلویزیونی با موضوع محرم، از چند جهت اهمیت دارد، یکی طولانی بودن مدت این مناسبت است که لزوم تلاش و خلاقیت بیشتری را برای تولید جذابتر در این زمینه از جهت محتوایی و هنری ضروری مینماید و دیگر، چند لایه بودن و گستردگی و عمق قیام کربلا است که باعث شده تا در اینباره شاهد دیدگاههای گوناگونی در میان گروههای مختلف جامعه و صاحبنظران با اندیشه و اعتقادات شیعی، اهل سنت و اندیشمندان دیگر مکاتب دینی و سیاسی از گاندی گرفته تا دیگران باشیم.
ظرفیت و روندی که در حرکت ضد یزید سومین پیشوای شیعیان به چشم میآید، آنگونه بود که همواره در طول تاریخ جلوه و فروغی خیرهکننده داشته، صاحبنظران و متفکران گوناگون را وادار کرده به ارائه دیدگاههایی بپردازند که گاه بسیار پرتنش بودهاند.
اگر از معدود کسانی که از موضعی عنادآمیز، حرکت انقلابی و اصلاحگرانه دینی آن بزرگوار را تلاش و مجاهدتی بیثمر توصیف میکنند بگذریم، عمدهترین نگرشهایی که درباره این مقوله وجود دارد را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: دسته نخست کسانیاند که بر مبنای احادیث و روایات رسیده از پیامبر(ص) و امام علی(ع)، امام حسین(ع) را ناگزیر از طی طریقی میدانند که از پیش برایش مقدر شده بود. گروهی دیگر، با وجود آن که پیشبینی شدن شهادت آن حضرت را براساس همان نقل قولهای رسیده از پیشوایان دینی میپذیرند، لیکن بر این پندارند، آن پیشگویی به صورتی کلی بوده و نه جزیی. همچنین بر این باورند که آغاز قیام ایشان، از مکه تا هنگام به شهادت رسیدنش، در روز عاشورا سیری منطقی و عقلانی داشته و با هدف ایجاد و تحقق حکومت اسلامی انجام گرفته است.
هریک از این دو دیدگاه، در میان بزرگان و تودههای مردم، طرفدارانی دارد. از سویی دیگر، پذیرش و عملی یافتن آن پیشبینیها و در کنار آن واقعیت در حیطه حرکت امام حسین(ع)، به وجود آورنده سوالات مختلفی میگردند که ضروری است، به نحو اقناعپذیری نسبت به شفافیت و پرداختن به آنها تلاش کرد.
این وضعیت، در کنار هشدارهایی که زبدگان دینی، درباره رواج خرافات، پیرامون این قیام الهی و رویدادهای مربوط به آن میدهند، میتواند به گونهای مشخصکننده آن باشد که تولیدات فرهنگی و هنری با موضوع امام حسین(ع)، با هر اولویت و مضمونی، باید روشنگری درباره مسائل و نکات مبهم احتمالی پیرامون این مقوله را مطمح نظر و مورد تاکید قرار دهند.
از مضامین آیینی که در تولیداتی نظیر آیینها و روایتها به آن پرداخته میشد بگذریم یا بخشهایی که به حرکت امام حسین(ع) نگاهی فقط تاریخی داشتند، مجموعه دیگر تولیدات، از نظر مفهومی، بیشتر به طرح دیدگاهی توجه مینمودند که در واقع تلفیقی از آن دو دیدگاه بود.
از میان آن برنامهها، باید به «سبکبالان» اشاره کرد، برنامهای که در ساعات پایانی شب، روی آنتن شبکه 2 سیما قرار میگرفت. این برنامه که قالبی میزگردی داشت و در کنار آن، آیتمهای گوناگون دیگری در بخش اصلی، که گفتگو بود، به طرح سوالاتی میپرداخت که به روز بود و در میان اذهان جامعه وجود داشت. در این موقعیت پاسخهای ارائه شده، با وجود آن که در غالب اوقات، ترکیبی از آن دو دیدگاه بود، با این وجود، در مواردی این احساس را به وجود میآورد گاه دیدگاه اول غالب است و در قسمتهایی دیگر نظریه دوم.
در میان مباحث و مضامین همیشگی که در تولیدات تلویزیونی، با قالب سخنرانی میزگرد و ترکیبی، وجود داشت تلاش بعضی از آثار که میکوشیدند نگاهی تازه بهموضوع داشته باشند، محسوس بود. ازجمله این تولیدات، میتوان از آیینها و روایتها یاد کرد که تلاش داشت با حضور صاحبنظرانی نامآشنا، به نمایاندن موقعیت آیینهای مربوط به بزرگداشت قیام کربلا در سینما بپردازند.
در برنامه «معرفت» که کاری از شبکه 4 سیماست، طرح مباحثی با موضوع عقل و عشق در قیام عاشورا، توانست دید مخاطب را پیرامون این مقوله، عمق و طراوت بیشتری دهد.
در حوزه نمایش، در محرم امسال «طفلان مسلم» تنها و مهمترین اثری بود که در قاب تلویزیون دیده شد. اگر بخواهیم از جهت مضمون نسبت آن را با الگوهای تحلیلیای که بر شمردیم مورد توجه قرار دهیم حقیقت آن است که سریال اساسا به مضمونی میپردازد که ارتباط چندان مهم و مستقیمی با آن دیدگاهها پیدا نمیکند. این وضعیت، بیشتر میتواند از آن رو باشد که «طفلان مسلم» اصولا بیش از آن که به جنبه اثباتی قیام امام حسین(ع) بپردازد و طرح آرمان و انگیزههای آن بزرگوار، در پی آن است که ماهیت افراد جبهه مقابل آن امام را برملا کند.
«طفلان مسلم» در ارتباط با درامپردازی نیز با توفیق چندانی همراه نبود. پردازش شخصیت قاضی شریح یا طفلان مسلم آن گونه ارائه نشد که مایه همذاتپنداری گردند به موازات آن، برخی بازیها و اجرای ضعیف نقشهای شتاب در جمع کردن سکانس کشته شدن کودکان و برخورد ابن زیاد با قاتل آنها از جذابیت این سکانسها به میزان قابل توجهی کاسته است.
تلویزیون، در حیطه نمایش با وجود تولیداتی که با این ساختار، پیرامون قیام امام حسین(ع) داشته است لیکن پس از سریال موفق و اثرگذار «شب دهم» که سالها پیش تهیه و پخش گردید، تاکنون نتوانسته است این میزان از اثرگذاری یا بالاتر از آن را تکرار کند.
تلهتئاتر یا تلهفیلم و سریالهای دیگر نیز که در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ساخته شده همچون «شب دهم» یا «طفلان مسلم» به طور مستقیم به زندگی و حرکت قهرمانانه و رهاییبخش امام حسین(ع) نپرداختهاند. در میان اینگونه تولیدات، اگرچه میتوان آثاری را سراغ گرفت که از جهت محتوایی و هنری غنی و جذاب بودند، اما تعداد قابل توجهی از آنها به دلایل متعدد، نتوانستند به تعمیق ارتباط حسی و معرفتی مخاطب با اهداف و فرهنگ عاشورا و خیزش انقلابی و دینی امامحسین(ع) کمک نمایند.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم