در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلویزیون با سریالهای دیگری پیرامون حیات زبدگانی همچون مریم مقدس، عبدالعظیم حسنی یا ملاصدرا، همین روند را تجربه کرد و اینک، درکنار سریال حضرت یوسف(ع) شیخبهایی نیز در همین جهت روبهروی مخاطبان قرار گرفته است. تولیداتی با اینگونه مضامین را باید در چارچوب بازیابی و بازنمایی هویت ملی و دینیمان تلقی کنیم.
این رویکرد، با توجه به عمق و توسعه روزافزون جریان جهانیسازی و قرار داشتن فرهنگ ایرانی اسلامی، در مقابل امواج تبلیغاتی فرهنگ و اندیشههای بیگانه، این ارزشمندی را دارد که از موضعی استراتژیک، برای تقویت و استحکام آن در همه مقاطع، همت گردد.
شیخ بهایی که روزگاری در دوران صفویه، به علت استعداد شگرف و آمیختگی تفکرات دینی و علمیاش، چون ماهی تابان میدرخشید با شبیهسازیهایی که در سریال تلویزیونی با همین مضمون صورت گرفته این مجال فراهم گردیده تا از طریق بصری، لحظهلحظه مقاطع مهم آن به بزرگمرد پهنه دین و علم را به تماشا بنشینیم.
سریال شیخ بهایی قرار است به دو بخش زندگی، یعنی دوران کودکی و سپس نقشآفرینیاش در حکومت شاه عباس، بپردازد.
قسمتهایی که تاکنون دیدیم جلوههایی از پیشینه خانواده شیخبهایی، مشکلات آنها با حکومت زمان به هنگام سکونتشان در جبل عامل لبنان و سپس هجرتشان به ایران بود. در مقطع بعدی نیز جایگاه او در شکلگیری فرهنگ، هنر و تمدن ایرانی اسلامی در دوران صفویه و مجاهدتهای دینی و علمی وی در این ارتباط، مورد توجه قرار خواهند گرفت.
تامل در حیات فکری و عملی بزرگانی نظیر شیخ بهایی که از جنبههای مختلف حائز اهمیت بوده، میتواند آگاهی و امیدبخش باشد. پر واضح است در این میان، اگر این مضامین بخواهند در هیات درام منعکس گردند، باید بهرهمندیشان را از ارزش و ظرفیتهای آن نشان دهند.
در سریالهایی همچون سربداران یا امام علی(ع)، از جهت محتوا و درام، اندیشه و وقایع شخصیتها، اگرچه صورتی جذاب و روشن را از خود به نمایش میگذارند، اما این وضعیت، در مورد برخی دیگر از تولیدات مشابه، به این گونه نیست. در سریال «روشنتر از خاموشی» که به زندگی ملاصدرا میپرداخت، داستان به جای آن که به اصول و مبانی درام هم بهگونهای توجه داشته باشد، بیشتر به دنبال طرح مضامین و ارزشهای مفهومی و محتوایی روایت است، از همین روست که برای جنبههای دراماتیکی اثر، نمیتوان ویژگی و امتیاز برجستهای را برشمرد. این کاستی در سریال دیگری که پیرامون حضرت عبدالعظیم حسنی ساخته شده به گونهای دیگر تعمیم یافته است. در سریال شیخ بهایی نیز، جهتگیری اصلی، بیان وقایع تاریخی و دلایل و عوامل حرکت ایشان به ایران و مقام و منزلت علمی وی بوده است. از این روست که اصول و مبانی درام در این اثر، نمود خلاقه و اثرگذاری ندارند.
سریال «شیخ بهایی» در قسمتهایی که روی آنتن رفته است، بیش از آن که برای روحیات و اندیشههای این شخصیت، درامپردازی کند، بیشتر به ماجراهایی توجه دارد که نمایشگر سابقه و موقعیت خانواده وی و درگیری ایشان، به مثابه نمادی از تفکر شیعی، با حکومت عثمانیان، در بخشی از سرزمین لبنان است.
دریافت و مشاهده رویدادهای مهمی که شیخ بهایی از نزدیک، نظارهگر آنها بوده، سپس سالها بعد قرار گرفتناش در مقام یکی از نقش آفرینان اصلی حکومت صفویه که داعیهدار مذهب شیعی دوازده امامیه را داشت از آنجا که تا حدودی، به زمینههای شکلگیری شخصیت و انگیزههای شیخ بهایی اشاره مینماید، پرداختن به آنها ضروری مینماید اما از سویی دیگر عدم ارتباط عمیق و دراماتیکیتر آن رویدادها، با شخصیت و درونیات ایشان، باعث شده تا صحنه و سکانسهای این دوران از زندگیاش، کشدار و طولانی به نظر آید.
اگر بخواهیم، در این ارتباط، نگرش مقایسهای داشته باشیم، میتوانیم مضامین این سکانسها را با سکانس دوران کودکی سریال ابوعلی سینا در کنار یکدیگر قرار دهیم.
در سریال بوعلی سینا، به جهت خصال ممتازی که ابوعلی سینا، در دوران کودکی و نوجوانی از خود نشان میدهد، طرح آنها به روایت و شخصیت او جذابیت و زیباییای داده است که در شیخ بهایی، به چشم نمیآید.
عظمت و زبدگی شخصیتهایی مانند شیخ بهایی، ملاصدرا، ابوعلی سینا و نظایر آنها به گونهای است که به هرگونه تولیدات فرهنگی و هنری درباره زندگی و آثارشان سمت و سوی نخبهگرایانه میدهد. در مواردی، توضیح و تشریح دیدگاه و نظریاتی که بیشتر به آنها شهره شدهاند در قالبی نمایشی با موانع و چالشهایی روبهرو میگردد.
در همان سریال که پیرامون زندگی ملاصدرا ساخته شده، زمانی که داستان به بیان نظریه حکمت متعالیه او میپردازد سنگینی و عمق این دیدگاه، به گونهای است که اولا برای مخاطب عام، چندان قابل درک نیست و مخاطب خاص نیز در صورتی که برای اولین بار بوده که آن نظریه را میشنود، نمیتواند به فهم روشنی از این مفهوم دست یابد.
گزینش دقیق هدف هر اثر تولیدی، نحوه نگرش به موضوع یا شخصیت را روشن خواهدکرد. در صورتی که مخاطب عام را مطمح نظر قرار دهیم، باید بیشتر به جنبههای تاریخی و سیر وقایع توجه داشت و اگر مقصود و غایت، مخاطب خاص بوده، روشن است که باید روی دیدگاه شخصیت و دیدگاه و نظریات آنها تاکید گردد. نگاه سریال «شیخ بهایی»، در قسمتهای نخست، اگرچه عام گرایانه نشان میدهد لیکن در این میان، با در نظر گرفتن موضوع و موقعیت فکری شخصیت شیخ بهایی، باید به انتظار نشست تا بنگریم این سمتگیری در دوران بزرگسالی و بخصوص بیان مشی و نظریات او پیرامون مسائل مختلف ازجمله دیدگاههای علمیاش در ساخت بناهای عظیم و گاه تحیربرانگیز، آن هم با امکانات آن زمان و همچنین اندیشههای فلسفی - کلامی، اخلاقی وی چگونه سامان خواهد پذیرفت.
از متن که بگذریم شیخ بهایی کارگردانی، بازی و فیلمبرداریهای خوب و چشمنوازی دارد. این مطلوبیت در دیگر جنبههای هنری اثر، نظیر طراحی صحنه و لباس به چشم میآید. سریال «شیخ بهایی» اگر بتواند با مخاطبان انبوهتری ارتباط برقرار کند خواهد توانست آنها را با بزرگی از بزرگان عرصه فرهنگ، دین و علم کشور و تمدن آشنا گرداند که به جهت عمق و بزرگی آثارش مایه فخر و امید فرهنگ ایرانی اسلامی است.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: