در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما هرگز مقابل فرزندانمان با یکدیگر دعوا نکرده بودیم و این اولین باری بود که در حضور آنان این اتفاق افتاد. آن هم باز تقصیر من نبود. بحث جدایی ما به محض اینکه در کنار هم قرار میگرفتیم آغاز میشد و این بار هم یکی از آنها بود. میخواستیم همگی به مهمانی برویم که باز همسرم موضوع جدایی را به میان کشید. او از ازدواج اولش 3 فرزند 4تا14 ساله داشت و 18ماه قبل نیز ما صاحب فرزندی دیگر شده بودیم. او میگفت میتواند براحتی از4 فرزندش نگهداری کند و احساس میکند حضور من برای زندگی آنان خطرناک است. دقایقی بعد از شروع بحثمان که لحظهبهلحظه بالا میگرفت دختر کوچکمان گریه کردن را آغاز کرد. من نسبت به گریه بچهها بشدت حساس بودم و روی اعصابم اثر بدی میگذاشت. از سوی دیگر همسرم هم مدام با فریادهایش در حالی که همگی در خودروی من نشسته بودیم سعی داشت که مرا قانع کند از من جدا شود. اوضاع بسیار بدی بود. من احساس میکردم هر لحظه کنترلم را از دست میدهم. وقتی به خود آمدم متوجه جیغهای فرزندان و همسرم شدم. آن لحظه بود که فهمیدم چه بلایی سر خود و فرزندانم آوردهام. من همه آنها را با اسید سوزانده بودم.» آقای «تریسی اسکوبدو» به اتهام پاشیدن اسیدسولفوریک به روی چهار فرزندش دستگیر و دادگاهی شده است.
او متهم است زمانی که برای تهدید همسرش «سینتیا» قصد پاشیدن اسید را روی او داشته ناگهان هدفش را گم کرده و تمام ظرف را به صندلی عقب یعنی جایی که فرزندانش حضور داشتهاند پاشیده است. این عمل بیرحمانه سبب شد تا سه فرزند این زوج به شدت دچار سوختگی شوند و تنها کودک خردسال 18 ماهه آنان از این سانحه جان سالم به در برد.
آقای اسکوبدو به محض متوجه شدن ماجرا تصمیم گرفت تا بالاخره به نظر همسرش اهمیت بدهد و او را رها کند. این بود که همانجا فرزند 18 ماههاش را از همسرش گرفت و خانم «سینتیا»را به همراه سه فرزندش که دچار سوختگی با اسید شده بودند در یک رستوران بین راهی به اجبار پیاده کرد. طبق آنچه که بعدها پلیس متوجه شد وی پس از اینکه همسر و فرزندخواندههای خود را در رستوران پیاده کرد، فرزند 18 ماههاش را نیز به یکی از بستگانش سپرد و قصد فرار از شهر را داشت که پس از ساعتها فکر کردن از این کار پشیمان شده و خود را تحویل ماموران داد. «من عاشق بچههایم هستم و هرگز نتوانستم که کوچکترین آسیبی به آنها برسانم. اتفاقی که افتاد یک سانحه بود که من هیچ نقشی در آن نداشتم و هیچوقت هم نخواستم که این بلا را سر آنها بیاورم. وقتی به خودم آمدم متوجه شدم ظرف اسیدی که برای تهدید کردن همسرم به دست گرفته بودم از دستم در رفته و روی بچهها پاشیده شده است. هول شده بودم و آنها مدام فریاد میکشیدند. بلافاصله سوار ماشین شدم و سعی کردم خونسردی خود را حفظ کنم اما همسرم مدام فریاد میکشید و از من میخواست که خودرو را نگه دارم این بود که در اولین رستوران توقف کردم. «سینتیا» پیاده شد اما قبل از این که بتواند فرزند 18 ماههمان را هم با خود ببرد از محل فورا دور شدم. اما هر چه فکر کردم نتوانستم خودم را به خاطر سانحهای که رخ داده بود ببخشم. این بود که ساعتها بعد خود را به پلیس معرفی کردم.»
طبق جزئیات پرونده این زوج، آنها پس از درگیری لفظی با یکدیگر در رستوران از یکدیگر جدا شدهاند. دقایقی بعد ، پس از تماس رئیس رستوران مبنی بر این که 3 فرزند این زن دچار سوختگیهای شدید هستند ماموران در محل حاضر شدند. خانم «سینتیا» به محض دیدن پلیس قصد فرار را داشت که با عکسالعمل به موقع پلیس دستگیر شد. بچهها فورا به بیمارستان منتقل شدند تا مورد مداوا قرار بگیرند و مادرشان که با فرار خود نشان داد در جراحات فرزندانش بینقش هم نیست بلافاصله مورد بازجویی قرار گرفت. او در بازجوییها به درگیری لفظی با شوهرش در خودروشان اعتراف کرد و عنوان کرد که همسرش قصد سوزاندن او را داشته که یک اتفاق باعث شده که اسید روی فرزندان او سرازیر شود. با اطلاعاتی که وی در اختیار پلیس قرار داد تلاش برای دستگیری این پدر بیرحم آغاز شد. از سوی دیگر آقای «اسکوبدو» که میدانست فرصت زیادی برای فرار ندارد و به زودی به دام خواهد افتاد خود را تحویل پلیس داد.
«من هرگز قصد فرار نداشتم. چند ساعت اول بشدت ترسیده بودم. میدانستم کار زشتی که کردم و اتفاق ناگواری که برای بچهها افتاده است حتما دردسر زیادی را برایم به بار خواهد داشت، اما از سوی دیگر هم عذاب وجدانی که مرا با خود درگیر کرده بود نمیگذاشت که بتوانم راه درست و نقشهای را برای فرارم طراحی کنم. بعد از کمی فکر کردن به این نتیجه رسیدم که بهتر است خود را به پلیس تحویل دهم. زیرا میدانستم اگر خودم در پروندهای که تشکیل میشود حضور نداشته باشم همسرم «سینتیا» همه مشکلات را به گردن من خواهد انداخت و من تنها مقصر این ماجرا خواهم بود. این بود که تصمیم گرفتم با پلیس همکاری کنم. وقتی از زبان وکیلم شنیدم که همسرم هم با دیدن پلیس قصد فرار داشته است با خودم فکر کردم پس او خودش هم میداند که در سانحه بسیار بدی که رخ دادههم مقصر است.
فرار او نشاندهنده چیزی بجز احساس شرم و تقصیر در او نیست. او میدانست از این که از من تقاضای جدایی کند بسیار عصبی میشوم و همچنین میدانست دعوای جلوی فرزندانمان کار بسیار اشتباهی است، اما این کار را انجام داد تا شاید به خاطر حضور بچهها ، به نتیجه دلخواهش برسد در صورتی که مثل همیشه کودکان قربانی شدند، اما خدا میداند که من قصد آزار هیچ کدامشان را نداشتم.»
مترجم: المیرا صدیقی
منبع: کورتنیوز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: