علم سال 1298 در بیرجند متولد شد، دوران تحصیلاتش در مدرسه شوکتیه بیرجند گذشت. طبق سنتی در خانوادهاش آموزش سوارکاری و تیراندازی دید و به تهران آمد.
در آن ایام پدرش از نزدیکان و معاشران رضاخان پهلوی بود و طبعا او نیز به دربار راه یافت و به مقتضای سناش با ولیعهد (که تازه از اروپا بازگشته و دوره 2 ساله دانشکده افسری را طی میکرد) تدریجا آشنا شد و برای ادامه تحصیل به دانشکده کشاورزی کرج رفت و دوره 3 ساله دانشکده را پایان داد. سال 1318 که موضوع ازدواج ولیعهد با فوزیه مصری مطرح بود او نیز به دستور پدرش با دختر قوامالملک شیرازی (خواهر شوهر اشرف پهلوی) ازدواج کرد. بعد از استعفای رضاشاه و خروج او از ایران، امیر شوکتالملک از تهران به بیرجند رفت، ولی امیر اسدالله در تهران باقی ماند و بیشتر وقت او در دربار سپری می شد. طوری با شاه جدید محشور و مانوس شده بود که در تمام جریانات دربار قرار داشت. مرگ امیر شوکتالملک، اولین سمت دولتی را برای او به همراه داشت و حکمران سیستان و بلوچستان شد و قریب 3 سال در این ماموریت گاهی در تهران و زمانی در بیرجند به شیوه قدیم حکومت کرد؛ این ماموریت پایههای امیری قاینات را برای آتیه او محکم ساخت.
بعد از کودتای مرداد 32 علم که از استقرار شاه بر سریر سلطنت اطلاع کامل داشت، بدون شغل دولتی، در کنار شاه قرار گرفت و ضمن دادن مشورت به شاه، تلاش کرد تا سپهبد زاهدی را ساقط کند و سرانجام پس از سفر شاه به آمریکا در اوایل 1334 موفق شد در یک مذاکره طولانی با زاهدی استعفای او را بگیرد و نزد شاه ببرد. <حسین علاء> جانشین زاهدی، در کابینه خود پست وزارت کشور را به علم سپرد. انتخابات دوره نوزدهم مجلس شورای ملی در دوران وزارت کشور علم انجام شد. او با تشکیل کنگره، در متمم قانون اساسی هم تغییراتی انجام داد؛ در این دوره بیشتر وکلای مجلس توسط علم دستچین میشدند.
سال 1336 شاه تصمیم گرفت اداره امور کشور را با سیستم دو حزبی اداره نماید. ابتدا حزبی به نام حزب مردم تشکیل داد و علم رهبر آن حزب شد و عدهای از دولتیان و نمایندگان مجلس عضو آن حزب شدند. مرام این حزب، انقلابی بود مانند تقسیم زمین بین دهقانان، سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها، ملی کردن منابع طبیعی و اعطای حقوق سیاسی به زنان و غیره و حزب دیگری به نام ملیون که رهبری آن با دکتر اقبال بود.
علم در 28 تیر 1341 از طرف شاه نخستوزیر شد.
اولین اقدامی که علم در دوران نخستوزیریاش انجام داد، لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی بود. علم در نخستوزیری خود اولین کنگره دهقانان ایران را تشکیل داد و خواستههای شاه را در چند اصل در کنگره مطرح و به تصویب رسانید. دولت برای تصویب اصولاش متوسل به رای عمومی مردم شد و روز 6 بهمن 1341 رفراندوم در سراسر کشور انجام گرفت و اصول مزبور از طرف شاه برای اجرا به دولت ابلاغ شد. روحانیون برای خنثی ساختن کار دولت دست به مخالفت برداشتند و دولت علم با شدت هر چه تمامتر به سرکوب مخالفان پرداخت. مبارزه علیه شاه و دولت را آیات عظام در قم رهبری میکردند و اعلامیههای زیادی علیه دولت صادر و پخش شد.
دولت علم برای فرونشاندن تظاهرات عدهای از اصناف و کسبه که روحانیون عهدهدار رهبری آن بودند شدت عمل بیشتری نشان داد و علاوه بر بازداشت سران جبهه ملی، چند روحانی را بازداشت کرد و رهبران مبارزه علیه دولت (از جمله امام خمینی) را تبعید کرد. به دنبال این گونه اعمال، مردم قم دست به تظاهرات مجدد زدند. تا این که روز 15 خرداد 1342 در شهرهای قم و تهران روحانیون و اصناف و عدهای از مردم دست به تظاهرات زده و با انتشار شعارهایی علیه دولت به راهپیمایی پرداختند.
دولت علم به سرکوب تظاهرکنندگان پرداخت و به روی آنها آتش گشود. در اثر این برخورد خونین در شهرهای قم و تهران عده زیادی به شهادت رسیدند.
علم تابستان 1342 پس از دو سال فترت (تعطیلی مجلسین)، انتخابات دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی و دوره چهارم سنا را آغاز کرد و رویهای جدید در پیش گرفت. امیر اسدالله علم پس از آن به ریاست دانشگاه شیراز رسید، اما در سال 1345 به تهران آمد و وزیر دربار شد ، او تا سال 1356 وزیر دربار بود.
او در سالهای آخر دچار بیماری سرطان شد. هنگامی که در آمریکا تحت معالجه بود، شاه او را از وزارت دربار تغییر داد و سمت او را به امیرعباس هویدا داد . امیر اسدالله علم در 25 فروردین 1357 در آمریکا در سن 59 سالگی درگذشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم