در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنیاعتماد، بیتردید چند تا از بهترین فیلمهای این3 دهه را به نام خود ثبت کرده است.
در همین سال بهرام بیضایی بعد از به بنبست خوردن نمایش دو فیلم اول بعد از انقلابش (مرگ یزدگرد و باشو غریبه کوچک که دومی در سال بعدی 1368 به نمایش درآمد) «شاید وقتی دیگر» را ارائه کرد. موسیقی بابک بیات، بازی حیرتانگیز سوسن تسلیمی و زوج آن سالهایش داریوش فرهنگ همراه فیلمنامه، کارگردانی، فیلمبرداری و باقی قضایا، بیضایی را نیز در کنار مهرجویی و تقوایی آن سالها قدرتمند نشان داد. هر چند که مهرجویی بارقههای امید را موقتا با «شیرک» در این سال به یاس بدل کرد.
«خانه دوست کجاست» عباس کیارستمی و «آن سوی آتش» کیانوش عیاری دو فیلم معروف جشنوارهای بعد از انقلاب در همین سال اکران شدند و طبیعی بود که تماشاگرانی به اندازه کیفیت فیلمشان نیابند. اما تردیدی نبود و نیست که چنین فیلمهایی باید ساخته شوند و به نمایش در آیند؛ چرا که سینما هنگام نمایش چنین فیلمهایی است که به جنس اصلیاش به تفکر واداشتن تماشاگر نزدیک میشود. البته پرواز سینما را بال دیگری به تمام سرگرمیسازی (آن هم با رعایت استانداردهای لازم) در بخش مفرح کامل میکند. کاری که پوران درخشنده با «پرنده کوچک خوشبختی( »بهترین فیلمش) در همین سال کرد.
یکی دیگر از کارگردانهایی که سازنده بهترین فیلمش (با همان فیلم اول) باقیماند، سیامک شایقی، منتقد ماهنامه فیلم بود. او «جهیزیه برای رباب» را همچنان بر تارک کارنامهاش نشانده است. «کانی مانگا» (دومین فیلم سیفالله داد) از معدود فیلمهای پرفروش جنگی استاندارد ایران است. بسیاری، پیشاپیش این فیلم را با «عقابها» مقایسه میکردند، اما وقتی نمایش داده شد هم قدرتمندتر مینمود و هم فروشش تا حدی به «عقابها» نزدیک شد.
یدالله صمدی نیز در ادامه دو فیلم نخست شادیآفرینش، فیلمی عبوس و جدی به نام «ایستگاه» ساخت که بسیار جاندار و قوی مینمود و به نظر نگارنده ظریفیت دیده شدن و بررسی دراین سالها را نیز دارد. بازیهای سنجیده پرویز پورحسینی و گلچهره سجادیه و طراحی صحنه دقیق فیلم هنوز در یادها ماندهاند. در این سال «جلال مقدم» فیلمساز قدیمی و خالق «فرار از تله» ، «خانه خدا»و «پنجره» سرانجام پس از سه سال توانست «آشیانه مهر» را به نمایش بگذارد. این فیلم و اثر نومیدکننده بعدی مقدم «چمدان»، او را به بازیگری در نقشهای فرعی سوق داد. تداوم این کار تا زمان مرگ دلخراش این سینماگر دوستداشتنی، از یک طرف به صورتی غمانگیز یادآور آدمهای توانایی بود که امکان کار کردن و با شرایط جدید کنار آمدن را نداشتند و از طرفی آنها و دوستدارانشان را دلخوش میکرد که دستکم از طریق بازیگری میتوان با چنین چهرههایی تجدید دیدار کرد. مقدم، البته بازیگری خوب و موثر نیز بود.
«تحفهها» ساخته ابراهیم وحیدزاده از مداومترین فیلمسازان ایرانی در ژانر کمدی، از آثار پرفروش سال 1367 است. اگر یکی دو فیلم مثل شام عروسی را از کارنامه این فیلمساز نه چندان پرکار حذف کنیم، شاید بتوانیم او را به عنوان پایدارترین کارگردان ایرانی در یک ژانر معرفی کنیم، ضمن اینکه فیلمهایش دارای حداقلهایی در این ژانر هستند (منهای همان یکی دو فیلم مذکور).
ویزا (بهرام ریپور) به مساله مهاجرت، یکی از مسائل مهم آن سالها میپردازد. از دیگر فیلمهای این سال میتوان به «یار در خانه و...( »خسرو سینایی)، شناسایی (محمدرضا اعلامی)، گمشدگان (محمدعلی سجادی)، سیمرغ (اکبر صادقی)، محموله (سیروس الوند)، وکیل اول (جمشید حیدری، بهترین ساخته این فیلمساز قدیمی که هنوز هم به کارش ادامه میدهد.) شکار (نخستین و بهترین فیلم مجید جوانمرد با زوج دیدنی پرویز پرستویی و خسرو شکیبایی، رد پایی بر شن (محمدرضا هنرمند) نام برد. به همراه یک فیلمساز با دو فیلم: مهدی فخیمزاده: «بهار در پاییز» و «مسافران مهتاب»که هیچ یک در اکران توفیقی نیافتند، اما دومی با «نمکی» بامزهاش ( با بازی خود فخیمزاده)، در نمایش تلویزیونیاش در سالهای بعدی به خوبی دیده شد و تلافی شکست تجاری عجیب (و غیر قابل پیشبینی) این فیلم را کرد. «مسافران مهتاب» قدر نادیده در اکران (که شاید به سبب گرفتن درجه نازل کیفیاش به چنین فرجامی دچار شد) هنوز هم از این نظر به بررسی دقیقی گذاشته نشده است.
علی شیرازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: