آن موقعها تلویزیون در خانهها نبود. بعضی مغازهها که تلویزیون میفروختند، پشت ویترنشان همیشه یک تلویزیون روشن بود. بعضیها از جلوی این مغازهها رد میشدند، بعضیها میایستادند و گروهی هم اسیرش میشدند، من جزو ایستادهها و اسیرهای این جعبه جادو بودم و گاهی ساعتها از پشت این شیشهها تلویزیون تماشا میکردم.
کد خبر: ۲۳۵۱۱۲
تصویر، همیشه برای من حکم آتش شومینه را داشته و به سویش جلب میشدم.