در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی گفت: زمانی که به مغازه برادرم رسیدم، ماموران آنجا بودند و داشتند از برادرم بازجویی میکردند. من به آنها شک کردم و خواستم کارت شناسایی نشاندهند، آنها فریاد زدند و من بیمحلی کردم و همچنان اصرار داشتم که کارت شناسایی نشان دهند. یکدفعه یک کلاشینکف از زیر لباسشان بیرون آوردند و به سمت برادرم شلیک کردند. او در جا فوت کرد و کارمندش که یک زن جوان است، زخمی شد و حالا در بیمارستان بستری است.
ماموران برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر، زن جوان را مورد بازجویی قرار دادند. وی در توضیح ماجرا گفت: دقایقی قبل از حادثه 2 مرد وارد مغازه شدند و صاحبکارم را به خرید طلای دزدی، متهم کردند او این اتهام را رد کرد و گفت که تمام کارهایش قانونی بوده و طلای دزدی هم خریداری نکرده است.
آنها با داد و فریاد سعی کردند، اوضاع را تحت اختیار خود درآورند و بعد یک دستبند بیرون آوردند و به دستان صاحبکارم زدند. وقتی من دیدم که آنها قصد دارند صاحبکارم را با خود ببرند، سعی کردم چیزی بگویم که آرام شوند و گفتم که من کاغذ خرید همه طلاها را نگه میدارم.
وی ادامه داد: آنها بر سر من هم فریاد زدند و با فحاشی مرا آرام کردند. در این لحظه برادر صاحب مغازه وارد شد و از آنها کارت شناسایی خواست که مردان مامورنما کارت شناسایی ارائه نداده و گفتند اگر پول بدهیم حاضرند صاحبکارم را آزاد کنند، اما برادرش گفت که باید کارت شناسایی نشان دهند، درگیری لفظی بین آنها بالا گرفت و ما مطمئن شده بودیم که آنها مامور قلابی هستند، در همین حین بود که یک کلاشینکف بیرون آوردند و ما را تهدید کردند و پول خواستند.
کارمند مجروح ادامه داد: من به سمت تلفن رفتم که پلیس را خبر کنم، در این لحظه آنها به سمت من و صاحبکارم شلیک کردند و آنقدر پشت سر هم گلوله زدند که من از حال رفتم و نفهمیدم دیگر چه اتفاقی افتاد.
تحقیقات بعدی نشان داد، 2 مرد مسلح از سارقان سابقهداری هستند که جرایم دیگری نیز انجام دادهاند، اما تاکنون سرقت مسلحانهای نداشتهاند. با توجه به مدارک به دست آمده، تحقیقات پلیس برای دستگیری قاتلان ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: