در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین آشنایی شما با تاریخ؟
وقتی خیلی بچه بودم، چشمم را عمل کردم و پدرم برایم کتابی خرید با نام میرزاتقیخان امیرکبیر نوشته حسین مکی، پدرم این کتاب را برایم آورد و گفت بخوان اما دو تا مشکل وجود داشت. اول اینکه یک چشم من بسته بود و بیشتر عکسهای این کتاب را نگاه میکردم و دوم اینکه خواندن این کتاب خیلی دشوار بود چرا که به لحاظ نگارشی کتاب بسیار سنگینی بود. در نهایت پدرم این کتاب را میخواند و برای من توضیح میداد. برای همین هم کمکم به تاریخ معاصر علاقهمند شدم. بعدها هم در مدرسهمان معلم تاریخی داشتیم که بچههای کلاس را به دو گروه تقسیم میکرد و از همه ما میخواست که بدون هیچ وسیلهای صفحههای کتاب تاریخمان را نمایش دهیم. از این طریق هم به ما نمره میداد و هم بین بچهها رقابت ایجاد میکرد. بشدت شیفته این منتهی شدم و سعی کردم درباره تاریخ معاصر بیشتر بخوانم و بدانم، آن هم به شکل حرفهای. و حالا قبل از این که کارگردان باشم، یک پژوهشگر هستم.
هیچوقت از پدرتان سوال نکردید که چرا این کتاب را برای شما خرید؟
پدرم علاقهمند به تاریخ و مایل بود که من هم با تاریخ آشنا شوم، بخصوص قائممقام فراهانی و امیرکبیر را هم بشدت دوست داشت بعدها فیلم قائممقام فراهانی را ساختم و به پدرم تقدیم کردم و امیرکبیر را هم به دلیل اینکه سعید نیکپور ساخته بود، دیگر نساختم، چون دیگر خیلی نمیتوانستم کار تازهای انجام دهم. سالها بعد به خاطر حس نوستالوژیای که داشتم این کتاب را چندین بار خواندم.
چه شد که این نگاه تاریخی را با خودتان به عرصه هنر آوردید؟
خیلی دلم میخواهد که نسل جدید ما با تاریخ و گذشتهاش آشنا شود و در این مورد حتی احساس وظیفه میکنم، برای همین هم تا حدی که بضاعتم اجازه میدهد این کار را انجام میدهم. فکر میکنم رسانه تصویری امروز خیلی خوب میتواند این کار را انجام دهد و از این طریق به نسل جدید اطلاعرسانی کند. به هر حال در تاریخ معاصر ایران ناگفتههای زیادی وجود دارد که باید به گونهای روایت شوند.
به همه دغدغههایی که داشتید به واسطه ساخت سریالهای تاریخی رسیدهاید؟
طبیعتا خیر، چرا که دغدغههای ما هیچگاه تمام نمیشوند. برای مثال میشود از زوایای مختلف به عصر پهلوی نگاه کرد. البته به نظرم به تصویر کشیدن این وقایع چندان مهم نیست. بیشتر تحلیل آن مسائل مهم است که باید در محتوای آن اثر لحاظ شود. تاریخ اصلا خواندنی نیست، بلکه بیشتر تحلیلی است.
شما چطور به شخصیتهای تاریخی نزدیک میشوید؟
در ابتدا سعی میکنم که شخصیتهای کارم، محدود باشند و در عین حال تاثیرگذار. وقتی به یک شخصیت تاریخی نزدیک میشوم باید فرصت و وقت کافی داشته باشم تا بتوانم درست شخصیتپردازی و حتی تحلیل کنم. مثلا در عمارت فرنگی، محمدعلی فروغی را گذاشتم که در جریان آن روزها، تاثیر بسزایی داشته است. به هر حال من هر قدمی که جلوتر میروم مسوولیتم سنگینتر میشود. برای همین هم وقتی قصهای را مینویسم حتما چندین بار آن را بازنویسی میکنم و از مشاورین کمک میگیرم. برای مثال فیلمنامه ابراهیم خلیلالله 12 بار بازنویسی شد.
چرا حتما در کارهایتان باید هم کارگردان باشید و هم نویسنده؟
چون دوست دارم خودم فیلمنامههایم را بنویسم. تا به حال هم فیلمنامههایم را به کس دیگری نسپردهام، چون خاص خودم بودهاند. به هر حال نسبت به بعضی از مسائل حساس هستم و برایم مهم است.
با تحریف در بعضی از فیلمنامههای تاریخی چقدر موافق یا مخالف هستید؟
بشدت با این مساله مخالف هستم، چون دوست ندارم با این کار مخاطبم را گول بزنم.
به عنوان یک کارگردان تاریخیساز، چطور اعتماد مخاطبتان را به خود و کارتان جلب میکنید؟
در ارتباط با تاریخ معاصر من کتابهایی را میخرم و میخوانم، اما ملاک پژوهشی برایم نیستند. من فقط میخواهم نظر آن نویسنده را بدانم. این که مثلا محمود طلوعی یا خسرو معتضد نقطهنظراتشان چیست. ولی برای پژوهش بیشتر به اسناد رجوع میکنم. در موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران اسناد مهمی وجود دارد که در این کار کمک بسیار خوبی برای من است.
برای ساخت سریال عمارت فرنگی، تحقیقاتتان به چه شکل بود؟
سند اول من خاطرات حسین فردوست بود (ظهور و سقوط سلطنت پهلوی) که در این خاطرات کدهایی وجود داشت که به این کدها در اسناد رجوع کردم و به چیزهای تازهای رسیدم. و یک سهجلدی به نام پهلویها به روایت اسناد که در همین موسسه مطالعه کردم مثل دستخط هویدا خطاب به شاه مبنی بر این که اشرف را با یک چمدان هروئین در یکی از فرودگاههای خارج از کشور دستگیر کردهاند. خیلیها ممکن است بگویند این چیزها دروغ است اما واقعا وجود داشته و سند هم موجود است. به هر حال من هیچ وقت تنها به دانستههای خودم اکتفا نمیکنم و از دیگران هم کمک میگیرم.
طرح ابتدایی عمارت فرنگی چطور به ذهنتان رسید؟
خیلی دوست داشتم نسل امروز با دوران سلطنت رضاشاه آشنا شود و فکر میکنم حداقل در حد بضاعت خودمان هم خوب توانستهایم این کار را بسازیم. مدیر شبکه دو (آقای فرجی) خیلی مایل نبودند که کار کشدار شود، میگفتند ممکن است این مساله به بدنه اصلی کار لطمه بزند و باید در یک پیام مشخص و جمع و جور حرفمان را بزنیم که بسیار نظر درستی هم بود.
انتخاب بازیگران بر چه اساسی بود؟
انتخاب بازیگران براساس آشنایی من با آنها بود و براساس شبیهسازی است که گریمور باید انجام میداد. ما در این مجموعه همانطور که میبینید، یک مثلث داریم که نقشهای اصلی کار را تشکیل میدهند. (رضاشاه، اردشیر ریپورتر و مدرس) که فکر میکنم کاملترین مدرسی هم هست که تا به حال ساخته شده است.
چطور به محمد مطیع برای نقش اردشیر ریپورتر رسیدید؟
مدتها بود که دوست داشتم با ایشان کار کنم، آن هم به خاطر حسن نوستالژی که نسبت به کارهای ایشان داشتم. محمد مطیع در سوئد زندگی میکرد و یک بار که به ایران آمده بود، توانستم ایشان را پیدا و دعوتشان کنم سر صحنه سریال پدرخوانده البته محمد مطیع، در ابتدا هرگز قبول نمیکرد که بازی کند و میگفت؛ من مدتها است که دیگر با دنیای بازیگری خداحافظی کردهام، به هر حلا افتخار دادند و دوباره هنرنمایی کردند.
چرا اسم دیکتاتور به عمارت فرنگی تغییر کرد؟
به پیشنهاد دکتر میرباقری (معاون سیما)، ایشان گفتند که این اسم (دیکتاتور) یک مقدار قصه و داستان را برای مخاطب روشن میکند و این مساله درست نیست، چراکه مخاطب باید خودش تصمیم بگیرد و ما نباید برای او تصمیم بگیریم و باید به نظر او احترام بگذاریم. برای همین هم اسم این سریال را تغییر دادیم، چرا که واقعا این سریال خیلی بیطرفانه ساخته شده است و این خود مخاطب است که باید نتیجهگیری کند، اما در عین حال انقلاب اسلامی این ویژگی را دارد که خیلی واقعبینانه به مسائل عصر پهلوی بپردازد.
آقای ورزی در نهایت میخواستید با ساخت این سریال به مخاطبانتان چه بگویید؟
میخواستم بگویم دوران سلطنت رضاشاه برای نسل جوان خیلی قابل بررسی و تامل است و باید واقعبینانه به عصر پهلوی نگاه کرد. باید از شرایط و اشتباههای این دوران عبرت گرفت برای اینکه آینده را درستتر و با علم بیشتر بسازیم و پیش ببریم.
میشود گفت عمارت فرنگی چند قدم جلوتر از پدرخوانده است؟
بله. به جرات میتوانم بگویم حتی 10 قدم جلوتر است. چون برای این کار خیلی بیشتر از پدرخوانده وقت صرف شده است و همه چیز شکل حرفهای دارد.
در تاریخ چه چیزی را جا گذاشتهاید؟
یک عشق گمشده، عشق به خانههای کاهگلی، طاقچه، گلهای لاله عباسی و...
کار بعدی شما؟
شاید قصه زندگی ثریا (همسر محمدرضا پهلوی) را بسازم.
باز هم یک کار تاریخی؟
بله. چون احساس میکنم در این ژانر مفیدتر هستم و دارم به یک نگاه تخصصی نزدیک میشوم.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: