بررسی علل قطع همکاری کخ با تیم استقلال

روزی که صحبت از مربی آلمانی شد ، بسیاری از علاقه مندان به فوتبال و کارشناسان معتقد بودند که این مربی یا وارد ایران نخواهد شد و یا اگر هم بیاید مربی درجه اولی نخواهد بود.در روزهایی که اطرافیان باشگاه استقلال در تکاپوی راضی کردن
کد خبر: ۲۳۳۲۶
فتح الله زاده به استخدام مربی ایرانی بودند ، تلاشهای مدیرعامل سرانجام نتیجه داد و دستیار چندین و چند ساله کریستف دام پای میز مذاکره و قرارداد نشست و قرارداد یکساله دو طرف امضا شد. با آن که خبر استخدام دستیار مربی مشهور آلمانی ذهن محافل خبری کشور را به خود مشغول کرده بود؛ اما سفر او به ایران انجام نشد و این بحث می رفت تا مشمول مرور زمان گردد و به فراموشی سپرده شود که او به ایران آمد. نخستین روزهای حضور او در ایران ، روزهای شیرینی بود. آبی ها با او به روزهای آفتابی آینده فکر می کردند و هر کدام از بازیکنان در مصاحبه های خود از او به عنوان مربی بزرگ و سازنده یاد می کردند که همچون رایکف ، استقلال را برای 10سال بیمه خواهد کرد. جلسه مطبوعاتی کخ و فتح الله زاده همه را به این نقطه و نتیجه گیری مشترک رساند که این مربی با حمایت قدرتمند و شدید مدیر باشگاه مشکلی در حواشی خود و تیمش نخواهد داشت . تا هفته های اول هیچ مشکلی پیش نیامد؛ اما آرام آرام رگه های اختلاف نمایان شد. قلعه نوعی که تیم را در نبود پورحیدری به قهرمانی جام حذفی رسانده بود به مرور با کخ مشکل پیدا کرد و مشخص شد 2 پادشاه آبی در یک اقلیم نمی گنجند. اختلاف قلعه نوعی و کخ تا آنجا پیش رفت که به اظهار نظرهای صریح و مستقیم این دو در مورد همدیگر منجر شد و در نهایت فتح الله زاده که نمی توانست از صدها هزار دلار قرارداد با کخ صرف نظر کند و عذر او را در همان ابتدای کار بخواهد، قلعه نوعی را به صورتی غیرمستقیم طرد کرد و با اهدای عنوان مشاور به او به نوعی وی را از کادر فنی بیرون راند. ضمن آن که به هیچ عنوان قصد نداشت تا قلعه نوعی پس از خروج از کادر فنی به صورت یک متخاصم مقابل باشگاه بایستد و جبهه گیری کند. عنوان مشاور باشگاه بهترین گزینه مدیر باشگاه برای چنین روزهایی بود و اتفاقا کاملا هم کارگر افتاد. کخ با استقلال روزهای عادی و خوبی را می گذراند تا آن که آرام آرام راه این تیم سخت و سخت تر شد.حضور در مرحله نهایی لیگ قهرمانان آسیا و بازیهای سخت لیگ برتر و بخصوص شکست خانگی مقابل فولاد مبارکه سپاهان اهرمهایی بود که ابرهای خاکستری و تیره را به بالای سر کخ و تیمش آورد. در این روزها بود که زمزمه های مختلفی از همه سو به گوش می رسید. بازیکنان ، هواداران و حتی چندتن از افراد حاضر در کادر فنی نظرات مختلفی داشتند که با کخ همسو به نظر می رسید. کخ به ظاهر مشکلی نداشت ؛ اما عملا در مبارزه با 2جریان و مساله بزرگ قرار گرفته بود که در هر دو میدان هم ناتوان ماند و مغلوب شد.
دو مشکل کخ
مشکل نخست و عمده او این بود که توان برقراری ارتباطی صمیمانه با بازیکنان بزرگ جذب شده استقلال را نداشت . استقلال در این فصل ستاره های بی شماری را (در غیاب کخ) جذب کرده بود که هر کدام از آنها یا روزگاری در لیگهای معتبر خارجی توپ زده بودند و یا ادعای فراوانی برای بازی در تیم استقلال و حضور در ترکیب اصلی این تیم داشتند. کخ وقتی رسید که همه این ستاره ها دور هم جمع شده بودند. مشکلی که همدانی با کخ پیدا کرد، نمونه کوچکی از اختلاف ستاره های نامدار و نیمکت نشین با سرمربی بیگانه این تیم بود. مشکلی که بعدها به دلیل تعلق خاطر عده ای از هواداران به بازیکنان محبوب خود به یک معضل لاینحل درآمد و شعار مربی آلمانی نمی خواهیم را موجب شد. مساله دوم آشنا نبودن کخ با فرهنگ خاص ایرانی و اهالی فوتبال آن بود. کخ تا آخرین روزی که استقلال را به قصد تیمی دیگر ترک کرد، نتوانست از هزار توی شخصیتی بازیکنان و خواست درونی تماشاگران تیمش سردرآورد و براساس مناسبات متعارف با آنان ارتباط برقرار کند. در حقیقت او تا آخرین روز یک مربی آلمانی بیگانه بود و برای بازیکنان ایرانی ، نه مربی خودمانی شد و نه بازیکنان سیستم ماشینی و خاص فوتبال شناخته شده آلمانی را درک کردند. شاید در این میان مشکل سومی هم وجود داشت که گرچه تاثیر فراوانی در برکناری کخ داشت ؛ اما زیاد هم به چشم نیامد و محسوس نبود. کانال ارتباطی کخ با دنیای اطرافش در این فوتبال ، کانال چندان قدرتمندی نبود. او نتوانست جزییات زیادی از این فوتبال را به بایگانی ذهن خود تحویل دهد ، چرا که عامل اصلی ارتباط او با فوتبال ایران چندان هم که می بایست با آداب ، فرهنگ و بخصوص فوتبال این مملکت آشنایی نزدیکی نداشت . او خود سالهای بسیاری از زندگی اش را در اروپا و آلمان گذرانده بود و او هم مهره تاثیرگذاری که در پی برقراری یک ارتباط صمیمی و گرم و شرقی با بازیکنان ایرانی باشد، نشان نداد. مجموعه این اتفاقات ، استقلال را به بیراهه کشاند و دامنه اختلافات با حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا گسترده شد. بازگشت این تیم به دلیل شکست سنگین از سپاهان در جام حذفی که امکان تلافی آن تقریبا غیرممکن به نظر می رسید و به دنبال حذف از لیگ قهرمانان ، یک معنا را در ذهن علاقه مندان به فوتبال حک می کرد. این تیم تنها هدف و جام باقی مانده را به طور کاملا جدی دنبال می کند. چندی نگذشت که این فرضیه هم به بن بست رسید و همه دانستند که مشکلات داخلی این تیم سرانجام کار خود را کرده است . شکست استقلال از برق کافی بود تا زخمهای کهنه سرباز کند و همه به اظهارنظر بپردازند. از پیشکسوتان این تیم تا اعضای کادر فنی ، غافل از آن که این تیم در وهله نخست نیاز به آرامش داخلی دارد و بعد به یک مربی دانا و فکور. نتیجه جلسه کادر فنی باشگاه استقلال کاملا قابل پیش بینی بود. کخ به برکناری ترغیب شد و او هم پذیرفت که باید برود و رفت . به همین سادگی میلیون ها تومان هزینه به باد رفت . غافل از آن که کسی به خود زحمت این سوال را بدهد که کخ برای چه استخدام شد و چرا در دستیابی به اهدافش ناکام ماند. آیا مقصر واقعی در این ماجرا کخ بود؛ نخستین جلسه تمرین استقلال پس از برکناری کخ با هدایت زرینچه ، مربی جدید و حضور پورحیدری ، سرمربی مخفی این تیم انجام شد. در حال حاضر زرینچه سرمربی صوری است ؛ در حقیقت تمام دستورات فنی از سوی پورحیدری صادر می شود و او را باید سرمربی تیم خواند.
فرجام ناخوشایند
پورحیدری پس از آن که کخ با باشگاه به طور کامل تسویه حساب کرد، خروج او از باشگاه را استعفا خواند. در حالی که خود او هم در بخشهایی از صحبت خود با رسانه ها به اعمال فشار به کخ برای برکناری و قبول او برای استعفا اعتراف کرد. به این ترتیب کخ دستور گرفت که استعفا کند و طی توافقی دوطرفه از استقلال جدا شود. کخ فرجامی ناخوشایند در استقلال داشت تا نخستین تجربه او به عنوان نفر اول در یک تیم ، تجربه تلخی از کار دربیاید. اتفاقی که عکس آن در مورد ایوانکوویچ افتاد و او به دلیل شناخت بیشتر از محیط اطرافش ، داشتن یک کانال ارتباطی قدرتمند و همین طور داشتن یک تیم کم حاشیه به توفیق رسیده و با خاطری خوش و پرونده ای درخشان ایران را ترک کرد. کخ در برنامه 90اعلام کرده بود در صورت مهیا شدن شرایط مورد نظر او در ایران می ماند و باشگاه هم به دلیل فراهم نشدن چنین شرایطی به نتیجه گیری نهایی رسید و اعلام کرد که قطع همکاری به سود طرفین است . این تصمیم باشگاه موافق و مخالف بسیاری داشت که نه نظر موافق و نه نظر مخالف ، هیچ کدام در تصمیم های بعدی باشگاه تاثیرگذار نخواهد بود. امیر قلعه نوعی که نخستین مخالف کخ در ایران بود ، پس از جدایی او اعلام کرد که چنین روزی را از ماهها قبل پیش بینی کرده بودم و می دانستم که حضور او جز به تضعیف و تحلیل این تیم ختم نمی شود و حالا همه به نظر من رسیده اند. جواد زرینچه هم به عنوان فردی که در ظاهر نفر اول نیمکت استقلال محسوب می شود، از کخ به عنوان یک مربی بزرگ و با دانش یاد کرد که تنها به دلیل همزبان نبودن با بازیکنان تیم و ناکامی در برقراری یک ارتباط مستقیم با آنها نتوانست به اهداف مورد نظرش برسد. حالا استقلال پس از طی یک دور چند ماهه دوباره به ایستگاه نخست رسیده و باز هم کار با مربیان داخلی را تجربه می کند. آیا تصمیم های مدیریتی و هواداران ، راه این تیم به سوی آرامش را کوتاه می کنند و آیا مسائل حاشیه ای دست از سر این تیم پرطرفدار برمی دارد؛.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها