در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرد شاکی پس از ارسال پروندهاش به دادسرا به بازپرس مومنی، رئیس شعبه 2 دادسرای ناحیه 6 گفت: قرار بود در یک نمایشگاه پوشاک در دبی شرکت کنم و داشتم مقدمات سفرم را آماده میکردم و باید مبلغ زیادی پول همراه خودم میبردم. روز حادثه قبل از آمدن به محل کارم 18 هزار دلار و 12هزار یورو ارز خریداری کردم و آن را در کیفم گذاشتم و به محل کارم رفتم. کیف در اتاق بود که من برای انجام کاری بیرون رفتم. چند دقیقه بعد که برگشتم متوجه شدم در کیفم باز است و همه پولها از داخل آن به سرقت رفته. از نگهبان در مورد اینکه چه کسانی وارد شرکت شدهاند سوال کردم و متوجه شدم در آن محدوده زمانی کسی وارد یا خارج نشده است.
مدیر شرکت گفت: من به همه همکارانم اعتماد دارم و میدانم این سرقت کار هیچکدام از آنها نیست. با توجه به اینکه مرد شاکی هیچ مظنونی هم معرفی نکرده بود، پلیس به بررسی زندگی شخصی همکاران وی پرداخت تا شاید از این طریق سرنخی به دست آورد. بررسی زندگی شخصی یکی از کارمندان شرکت به نام حامد نشان داد، وی از مدتی قبل با همسرش دچار اختلاف شده و در آستانه طلاق است. همسر حامد مهریهاش را به اجرا گذاشته و 700 سکه مهریهاش را یکجا میخواهد.
از آنجایی که حامد آخرین فردی بوده که وارد اتاق مدیر شرکت شده و با توجه به مشکلاتی که وی داشت، پلیس به وی ظنین شد و کارمند جوان را دستگیر کرد. وی در تحقیقات فنی پلیسی لب به اعتراف گشود و گفت: مدتی است که با همسرم دچار اختلاف شدم و او تقاضای طلاق کرده است. من از همسرم خواستم که دوباره برگردد، اما او گفت: برای این کار شرط دارد و همه مهریهاش را یکجا میخواهد. من که بشدت همسرم را دوست داشتم و از طرفی در صورت جدایی، فرزندمان لطمه میخورد، تصمیم گرفتم مهریه همسرم را به طور کامل بپردازم.
متهم ادامه داد: 700 سکه طلا خیلی زیاد بود و من اگر همه اموالم را هم میفروختم نمیتوانستم چنین مبلغی را تهیه کنم، به فکر چاره بودم تا این که روز حادثه رئیس شرکت وارد ساختمان شد و به اتاقش رفت. او قصد دارد تا چند روز دیگر به خارج از کشور برود و چون قصد داشت در یک نمایشگاه پوشاک شرکت کند به همین دلیل میدانستم که او ممکن است مقدار زیادی پول همراه داشته باشد، به همین خاطر وقتی از اتاق خارج شد به سراغ کیفش رفتم، حدسم درست بود او مبلغ زیادی دلار و یورو در کیفش داشت، من هم همه آنها را برداشتم تا مهریه همسرم را بپردازم.
با توجه به اعترافات حامد وی دستگیر شد و به بازپرسی انتقال یافت، مرد جوان دوباره به سرقت اعتراف کرد و گفت: منتظر بودم اوضاع آرام شود تا پولها را به همسرم بدهم و او را بازگردانم که بازداشت شدم.
تحقیقات از این مرد ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: