شتر، گاو، پلنگ

چشم فرداها به راه است

سلام شترگاوپلنگی‌های تنهای دیار من. خوب که هستید؟ امیدوارم مثل من جانتان از دست این آسمان خسیس به لب نرسیده باشد. بگذریم. عاطفه از کاشان برایم نامه‌ای نوشته و با اشاره به موضوع نامه امید از کرمان با من درد دل کرده است. او هم از عشقی حرف زده که به خاطر مخالفت پدرش از ازدواج با او چشم پوشید و تنهایش گذاشت.
کد خبر: ۲۳۲۷۵۸

عاطفه عزیز وقتی خودت همه چیز را گفته‌ای دیگر من چه بگویم؟ نمی‌خواهم مثل بقیه بگویم حالا که او تو را رها کرده تو هم رهایش کن و از این حرف‌ها، نه دوست خوب من، اما از تو خواهش می‌کنم فقط به یک نکته فکر کن: این که آن آدم به هر دلیلی آن قدر زندگی و آینده‌اش را دوست داشت که حاضر شد از عشق تو چشم پوشی کند. آن آدم آنقدر به فکر آینده‌اش بود که نتوانست بی‌خیال ثروت پدرش بشود و ترجیح داد در این میان احساس و قلب خودش را فنا کند تا آینده‌ای تضمین شده داشته باشد. حالا که این جور است تو چرا زندگی و آینده‌ات را داری این چنین خراب می‌کنی؟ غم عشق شیرین‌ترین غمی‌ است که در عالم هستی وجود دارد. من این را خوب می‌دانم. غمی‌ که اگر خوب به آن نگاه کنی می‌تواند موجب تعالی انسان هم بشود.

به خاطر همین من نمی‌خواهم بگویم که از این غم چشم پوشی کن یا آن را به دست فراموشی بسپار، نه اصلا این طور نیست، من فقط از تو می‌خواهم که اجازه ندهی این اتفاق و این اندوه جلوی پیشرفت تو را بگیرد. خودت را به جایی برسان که اگر روزی دوباره با آن آدم چشم در چشم شدی بتوانی سرت را بالا بگیری و بگویی نگاه کن! من بدون تو هم توانستم زندگی ام را بسازم. بدون تو و پول و سرمایه پدرت! بدون حضور چیزی به نام ثروت! تنها در این صورت است که می‌توانی از این غم شیرین بهترین بهره را ببری. تو اولین کسی نیستی که در زندگی اش چنین اتفاقی می‌افتد. آدم‌های بسیاری مثل تو بوده‌اند و اتفاقا اگر زندگینامه انسان‌های موفق را بخوانی خواهی دید که اکثر آنها تجربه چنین اتفاق تلخی را داشته‌اند. پس دوست خوب من، در کنار اندوهی که در قلبت نشسته و سرچشمه سرودن شعرهایی شده که به گفته خودت شعرهای خوبی هم هستند، کمی‌ به آینده نگاه کن. همان چیزی که او به خاطرش تو را رها کرد و بفهم که این آینده آن قدر ارزش دارد که بعضی وقت‌ها آدم‌ها به خاطرش از قلب و عشقشان هم می‌گذرند. پس به آن بیشتر اهمیت بده و کمی ‌بیشتر برایش تلاش کن. امیدوارم موفق باشی.

خب، شترگاوپلنگی‌ها، دیگر باید بساط این ستون را جمع و جور کرد که از این بیشتر جا ندارد. تا هفته بعد درود و بدرود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها