در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نتیجهگرایی صرف نزد همگان سبب شده تا تماشاگری که پیش از این در برخورد با ناکامیهای تیم محبوبش تا حد بسیاری صبوری به خرج میداد، حالا با یک شکست همچون بیدی که با هر بادی بلرزد، عنان اختیار از کف داده و فریاد اعتراض سر میدهد و جالبتر این که به فاصله چند روز با یک پیروزی این فریاد را در حمایت از همان فرد بلند میکند؛ اتفاقی که برای پرسپولیس و پیروانی پس از 2 شکست متوالی برابر ملوان و ذوبآهن و پیروزی برابر فولاد رخ داد و پیش از این در مقاطعی برای فتحاللهزاده در استقلال و مصطفوی در پرسپولیس تکرار شد، گواهی بر این ادعاست که در لیگ هشتم سکوهای تماشاگران شاید بیشتر از هر زمان دیگری متاثر از اتفاقات حاشیهای حاکم بر باشگاههاست، اما چرایی این اتفاق، پرسشی است که پیدا کردن پاسخش کار سادهای نخواهد بود. شاید توجه صرف به مادیات در فوتبال و نفوذ افرادی که پول ضامن حضور آنهاست تا حدی معادلات را بر هم ریخته است. این روزها کلید هر مشکلی اسکناس است و تاثیر منفی آن از بین بردن حاشیه امنیت برای اعضای یک مجموعه بزرگ مثل باشگاه پرسپولیس و استقلال خواهد بود. از مدیر گرفته تا مربی و بازیکن گویا در خانهای روی آب ادامه حیات میدهند، یک برد یا باخت میتواند سند بقایا ویرانی این خانه را امضا کند.
نگاهی به آنچه تاکنون در پرسپولیس و استقلال رخ داده است، بیندازید تا بیشتر متوجه موضوع شوید. استقلال با تغییرات غیرمنتظره در راس مدیریت که از آن به عنوان شوک مثبت یاد شد با رفتن فتحاللهزاده و آمدن واعظ آشتیانی از پسلرزههای احتمالی گریخت، راهی که پرسپولیس چند هفته دیرتر با به خانه فرستادن مصطفوی و آوردن عباس انصاریفرد طی کرد و حالا در انتظار همان شوک مثبت است.
اما براستی تضمینی برای ادامه این روند وجود دارد؟ مدیران عامل 2 باشگاه و حتی مربیان تا چه زمانی به بقای خود امیدوارند، تا روزی که تابلوی نتایج، حکم به برتری مطلق تیمشان بدهد؟ قرار است همیشه پرسپولیس یا استقلال قهرمان باشند؟
پرسش بسیار است، اما مربی که میخواهد سرمربی دو تیم با این شرایط استثنایی باشد، باید برای ماندگاری و موفقیت چه خصوصیاتی داشته باشد. امروز مقصر شکستهای اخیر پرسپولیس یا مسبب پیروزیهای چشمگیر استقلال تنها پیروانی و قلعهنویی هستند یا عوامل دیگری در رخداد این اتفاقات نقش دارد؟ ابهام در این نکته نهفته است که اگر یک مربی ناکارآمد است، چرا به وقت کسب یک پیروزی بهترین مربی عالم میشود و با یک باخت سایه حضور چند جانشین را روی نیمکت تیمش احساس میکند؟ ما که از تیمهای حوزه خلیج فارس خرده میگرفتیم که طاقت شکست ندارند، به نظر میرسد خودمان هم کمطاقت شدهایم یا حداقل در مسیر توجه به پول و نتیجهگرایی، راه را گم کردهایم.
ارتباط با تماشاگران و مدیران یک اصل است
محمدرضا کربکندی در توصیف خصوصیات یک مربی برای پذیرفتن هدایت دو تیم پرسپولیس و استقلال میگوید: مربی که این مسوولیت را قبول میکند، باید آدم بزرگی باشد که بتواند از نظر شخصیتی، مطبوعات، تماشاگران و بازیکنان را تحت تاثیر قرار دهد. چون در این تیمها مشکل اساسی این است که پیشکسوتان خود را صاحب حق میدانند و اگر مربی بزرگی نباشد، خودشان را مدعی جانشینی وی میدانند.
وی در ادامه میافزاید: مساله مهم دیگر ارتباط با تماشاگر و مدیران است، جای تاسف دارد. لیدرهایی که امروزه حقوقبگیر باشگاهها شدند و برخلاف گذشته که فقط به خاطر عشق این کار را انجام میدادند حالا در ازای رهبری هواداران حقوق هم میگیرند و گاهی آتشبیار معرکه میشوند، یک مربی برای موفقیت در این تیمها باید ارتباط قوی با این افراد و به تبع آن هواداران داشته باشد.
به عقیده کربکندی فضای ناسالم حاکم بر فوتبال ما بسیاری اتفاقات حاشیهای را منجر میشود. وی در این خصوص به «جامجم» میگوید: در فوتبال ما واقعا شرایط ناسالمی حاکم است، باید به این نکته توجه داشت جایی که پول هست، آن هم به مقدار زیاد، بعید نیست فساد هم باشد و همه میخواهند از این سفرهای که پهن است سودی ببرند.
وی با اشاره به وضعیت کنونی پرسپولیس تصریح میکند: در تیمی که هر روز بحث آمدن فلان فرد با این ویژگی و فرد دیگری با یک حمایت خاص است و هر روز همه شعار کمک به هر نحو را سر میدهند، طبیعی است که مربی، روحیه و اعتماد به نفس نداشته باشد. وقتی مدیر امنیت شغلی ندارد مربی هم نمیتواند تمرکز کند، اما درباره شخص پیروانی با تمام ایمانی که به تواناییهایش دارم، تصور میکنم زود سرمربی شد. چون هر گونه تغییر احتمالیاش ممکن است به او و مربیگریاش در آینده لطمه بزند.
وقتی مادیات تعیین تکلیف میکند
مهدی مناجاتی معتقد است که در پرسپولیس و استقلال مادیات حرف اول و آخر را میزند. وی در گفتگو با خبرنگار «جامجم» تصریح میکند: وقتی مادیات سبب تعیین تکلیف برای مدیر و مربی میشود، به اینجا میرسیم که کسی سرجایش قرار نمیگیرد و از بعد فنی هم تیم لطمه میخورد.
مناجاتی میگوید: بعد از قطبی در پرسپولیس چارهای جز انتخاب پیروانی نبوده است، کسی که سالها برای این تیم زحمت کشیده و خیلی هم برای اثبات تواناییهایش انگیزه دارد، میتواند دورنمای موفقیتآمیزی داشته باشد؛ اما وقتی از طرف بازیکنان یا همکارانش مثلا در هیات مدیره حمایت نشود، نمیتواند کاری از پیش ببرد. به نظر من مربیگری در چنین تیمهایی دشوار است و هر کس که آن را بپذیرد، در واقع روی حیثیت و آبرویش خطر کرده است.
باید بپذیریم که نسل مربیان ما نیازمند تغییر است و ساختن هر چیزی، زمان لازم دارد
وی میافزاید: در پرسپولیس و استقلال اگر یک مربی حتی 15 بازی را هم ببرد، باز هم معلوم نیست بماند یا نه، چون معمولا در این تیمها به کارنامه کار مربی توجه نمیشود و در واقع جنگ و جدال بالا دستیها، تکلیف مهرههای دیگر را روشن میکند و ممکن است در نهایت دودش به چشم سرمربی برود.
مربیان با برد می مانند و با شکست می روند
امیر حاج رضایی به واقعیت دیگری اشاره دارد و میگوید: مربیان با برد میمانند و با شکست میروند، اما یک تفاوت عمده میان فوتبال ما با کشورهای مدرن اروپایی وجود دارد و آن نهاد سیستماتیک حاکم بر فوتبال آنهاست. ثبات مدیریت، روشن بودن میزان امکانات و شفافیت قراردادها سبب میشود تا انتظارات به جا باشد. مثلا از مربی تیمی مثل فولهام کسی انتظار قهرمانی ندارد و با توجه به ظرفیتهای موجود هدف تعریف میشود، اما در اینجا وضعیت متفاوت است و به همین سبب ما ریزش مربیان را که تعدادی درست و تعدادی دیگر به نادرست اتفاق میافتد و اغلب به حفظ صندلی مدیران کمک میکند، شاهد هستیم. کارشناس فوتبال کشورمان میافزاید: اگر همه چیز سر جای خودش قرار داشته باشد، مثلا در پرسپولیس با شکست به ملوان تماشاگر شعاری نمیدهد که با پیروزی مقابل فولاد بسرعت فراموش کند، در بزرگترین تیمهای دنیا هوادار یک تیم در شرایط میزبانی تا دقیقه 90 حتی در صورت ناکامی تیمش را تشویق میکند، اما در ایران با این شرایط هر مربی که هدایت تیمی مثل پرسپولیس یا حتی استقلال را بپذیرد باید حتما همیشه ببرد که این موضوع تقریبا غیرممکن خواهد بود. بنابراین حتی سابقه خوب فرد با یک تساوی یا شکست تحتتاثیر قرار میگیرد. عنوان کردن تصمیماتی برای ایجاد تغییر در کادر فنی به نظر میرسد در این وضعیت دور کردن ذهن هواداران از واقعیت است و درمان قطعی نخواهد بود. به نظر من یک مربی برای کار کردن در این تیمها باید پوست کلفت داشته باشد و آنقدر محکم باشد که هر چقدر ناسزا بشنود، نرود تا روزی که به او بگویند برو.
نسل مربیان نیازمند تغییر است
حاج رضایی ادامه میدهد: باید بپذیریم که نسل مربیان ما نیازمند تغییر است و ساختن هر چیزی، زمان لازم دارد. در فوتبال ما وقتی استانکو را در داماش به خدمت میگیرند، گفته میشود پیرمرد است و کارایی ندارد و وقتی به پیروانی میدان داده میشود، با یک باخت بیتجربگیاش را به میان میآورند. باید از هتک حرمتها جلوگیری کرد و پذیرفت که آینده متعلق به جوانهاست و باید بهای آن پرداخته شود.
فضای ورزشگاهها باید پاکسازی شود
ناصر ابراهیمی که خودش تجربه سالها حضور روی نیمکت پرسپولیس در کنار علی پروین را دارد، در این خصوص به جامجم میگوید: همه مشکلات ما از تغییرات پی در پی مدیران ناشی میشود، وقتی به یک مدیر اطمینان بدهند، مثلا 4 سال برنامهریزی کند، برای تیم دل میسوزاند، اما وقتی از ماندنش برای چند ماه مطمئن نیست، چطور کار اساسی انجام دهد؟
وی به تماشاگران هم اشاره میکند و میافزاید: سالهاست ادعا میکنیم بهترین تماشاگران دنیا را داریم، اما برای آن که واقعا چنین باشیم، فرهنگسازی نمیکنیم. فضای ورزشگاههای ما احتیاج به پاکسازی دارد تا با هر اتفاقی فریاد اعتراض تماشاگر بلند نشود. با کوچکترین نارضایتی خواهان رفتن مربی میشوند و با یک برد همه چیز را فراموش میکنند که این واقعا درست نیست.
ناصر ابراهیمی تصریح میکند: مگر همین امیر قلعهنویی همانی نیست که 3 سال پیش استقلال را قهرمان کرد. چرا گذاشتند برود و پس از این مدت دوری دوباره برای قهرمان کردن استقلال بیاید. اگر یک مربی یا مدیر خوب است، بگذارید چند سال کار کند و نتیجه بگیرد. الان معتقدم پیروانی میتواند موفق باشد به شرط این که معلوم کنید از او چه میخواهید. اگر قرار باشد اینگونه آرامش را از آنها بگیریم، دیگر به مربیگری فکر نمیکنند.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: