در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قبل از اینکه دستگیر شوی چه کاری انجام میدادی؟
من دانشآموز بودم و درس میخواندم، شغل و درآمد خاصی نداشتم و هر وقت پول لازم داشتم به سراغ مقتول میرفتم.
پس با مقتول رابطه خوبی داشتی؟
بله او خاله مادرم بود، زنی بسیار مهربان و با گذشت که تنها او مرا در این دنیا دوست داشت. هر وقت مشکلی داشتم، به سراغش میرفتم و هیچوقت مرا ناامید نمیکرد.
چرا تصمیم به قتل گرفتی؟
من به مواد مخدر اعتیاد داشتم و متاسفانه عواقب مصرف مواد باعث شد، چنین کار احمقانهای انجام دهم.
چه موادی مصرف میکنی و آیا در زمان قتل هم مواد مصرف کرده بودی؟
من به کراک اعتیاد دارم، اما زمان قتل مواد مصرف نکرده بودم. چند روز قبل از حادثه مواد مصرف کردم و با دوستانم پای تماشای یک فیلم خشن در ماهواره نشستم. همانجا بود که فکر قتل به سرم زد و نقشه را با دوستانم طراحی کردم.
پس قتل با نقشه انجام گرفته است؟
بله، کاملا با نقشه قبلی بود، ما میخواستیم یکشبه پولدار شویم و به همه آرزوهایمان برسیم.
گفتی، مقتول همیشه به تو کمک میکرده است و با هم رابطه خوبی داشتید، پس چطور شد که تصمیم به قتل گرفتی؟
وقتی مواد مصرف کردم و با دوستانم فیلم دیدم دیگر از خود بیخود شده بودم و نمیدانستم چه میکنم نقشه قتل را کشیدیم، چون من فکر میکردم اگر پول داشته باشم، خانوادهام جرات نمیکنند با من رفتاری تحقیرآمیز داشته باشند.
از روز قتل بگو، چطور وارد خانه شدید؟
من میدانستم، شوهر خالهام کی از خانه خارج میشود تا پیادهروی کند، روز حادثه در آن ساعت وارد خانه شدم، خالهام استقبال گرمی از من کرد. 2 دوستم را هم با خودم برده بودم. خالهام رفت که وسایل پذیرایی برایمان بیاورد. یکدفعه دوستم کیارش با چکش به سمت او حمله کرد و او را زد.
زمانی که دوستت داشت با چکش خالهات را میزد، به یاد مهربانیهای او نیفتادی؟
همان لحظه پشیمان شدم و به او گفتم که دست از سرش بردار، گفتم به سرش ضربه وارد نکن هرچه پول میخواهی بردار و برو، من برای تو و هاشم، همدست دیگرمان رضایت میگیرم، اما دوستم چون مواد مصرف کرده بود در حالت عادی نبود. به حرفم توجه نکرد و چند ضربه پشت سرهم به سرخالهام زد، بعد هاشم دوست دیگرم پولها و طلاها را برداشت و هر سه فرار کردیم.
از چه زمانی به کراک معتاد شدی؟
سال سوم دبیرستان بودم یک بار دوستم به من تعارف کرد و من هم برای این که بدانم چه حسی پس از مصرف خواهم داشت از او گرفتم و کشیدم. بعد از آن دیگر به مواد آلوده شدم و پشت سر هم مصرف میکردم.
گفتی تنها کسی که به تو کمک میکرد، مقتول بود. چرا خانوادهات تو را طرد کرده بودند؟
وقتی پدر و مادرم فهمیدند که من مواد مصرف میکنم چندین بار به من تذکر دادند و البته هر کاری که از دستشان برمیآمد، برای این که من مواد را ترک کنم انجام دادند، اما هر بار بعد از مدتی من دوباره به سمت مواد برمیگشتم تا این که دیگر خسته شدند و یک شب وقتی باز مواد مصرف کرده بودم به خانه رفتم، پدرم مرا از خانه بیرون کرد و دیگر راهم نداد، او گفت که تا زمان ترک مواد حق ندارم نام او و مادرم را بر زبان بیاورم.
چرا خاله مادرت از تو حمایت میکرد؟
او زن مهربانی بود و مرا دوست داشت. معتقد بود خانوادهام نباید با من چنین رفتاری بکنند و مادرم را به خاطر رفتاری که با من داشت شماتت میکرد.
بعد از قتل چه احساسی داشتی؟
با این که من او را نکشته بودم، اما بشدت پشیمان و پریشان بودم. او زنی بسیار مهربان بود که تنها تکیهگاه من بود، اما من با قاتلانش همدستی کردم و باعث مرگ او شدم. حالا هم بشدت پشیمان هستم و احساس گناه همه وجودم را گرفته است.
چه چیز تو را وسوسه کرد که نقشه قتل این زن مهربان را بکشی؟
رفتار خانوادهام از یک سو و تلاش برای به دست آوردن ثروت هنگفت از سوی دیگر و از همه مهمتر، معتاد به مواد مخدر بودن و تماشای فیلمهای ماهوارهای خشن که میتواند روحیه انسان را عوض کند.
فکر میکنی بتوانی از اولیای دم رضایت بگیری؟
این مساله چندان مهم نیست، من آنقدر عذابوجدان دارم که خودم داوطلبانه میخواهم مجازات شوم. من در قتل زنی شرکت کردم که وجودش برای همه مفید بود، اما من فردی غیرمفید هستم.
چه مدتی پس از قتل دستگیر شدی؟
چند ساعت بعد از قتل شناسایی و دستگیر شدم. در آن چند ساعت آنقدر عذاب کشیدم که به اندازه یک عمر برایم گذشت. زمانی که دستگیر شدم و اعتراف کردم انگار بار بزرگی از روی دوشم برداشته شد، چون عاملان جنایت را هم معرفی کردم.
چه پیامی برای همسالان خودداری؟
پای فیلمهای خشن ماهواره ننشینند و هرگز خود را گرفتار مواد نکنند که قطعا عاقبت روشنی نخواهند داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: