زنگ جشنواره فیلم فجر به صدا درآمد

فیلم را با آب و تاب تعریف کن

یکی از دوستانی که چند سالی از ما بزرگتر است درزمان مرور خاطراتش می‌گفت؛روزی روزگاری جشنواره فیلم فجر برای خودش برو بیایی داشت و طرفداران سرسختش روز شماری می‌کردند که 12‌‌بهمن برسد و آنها ساک مسافرتی را ببندند و از شهرستان‌های دور و نزدیک، راهی تهران شوند و در مسافرخانه یا خانه دوستی مجرد اطراق کنند تا بتوانند اولین نمایش فیلم‌های بزرگان سینما را در جشنواره به تماشا بنشینند و حتی یک پلان آن را هم از دست ندهند.
کد خبر: ۲۲۹۶۴۸

 همین دوست می‌گفت: زمانی که قرار بود فیلم «شاید وقتی دیگر» در جشنواره به نمایش در آید، 24 ساعت قبل از روز نمایش این فیلم از جنوب راه افتاده، صبح خیلی زود رسیده تهران و رفته ایستاده توی صف و بلیت را که خریده بازهم ریسک نکرده که برود و همان جا پشت در سینما نشسته است تا سکانسی که او بلیت دارد، شروع شود و او بتواند شاید وقتی دیگر را ببیند. از او پرسیدم، عشق به سینما یا جوانی و انرژی باعث شد تا اینچنین مشتاق دیدن یک فیلم در جشنواره باشی؟ گفت: همه اینها. آن وقتها ما بودیم و سالن تاریک سینما و اندیشه‌هایی که می‌خواستیم آنها را در لابه‌لای تصاویر پیدا کنیم. تاریکی سالن را دوست داشتیم چون در تاریکی به جز فیلم چیز دیگری نمی‌دیدیم و ما می‌ماندیم و فیلم، سینما و یک دنیا اندیشه که طالب آن بودیم.

چند روز پیش بزرگداشت پرویز دوایی در تهران برگزار شد. او نوستالژی زیبایی درباره سینما دارد که برخی از این دلتنگی‌های سینمایی را در کتاب بازگشت یکه سوار نوشته است. او در این کتاب نوشته که وقتی کودک بوده چگونه به سینما می‌رفته و چگونه بعد از دیدن یک فیلم در نقش آرتیست‌های فیلم فرو می‌رفته و با تمام ضد قهرمانان مبارزه می‌کرده است. این عشق به سینما و فیلم را شاپور قریب هم در فیلم زیبای هفت‌تیرهای چوبی به نمایش گذاشته است. آنهایی که عاشق سینما هستند و فیلم هفت‌تیرهای چوبی را دیده‌اند بعید است بتوانند تک تک سکانس‌های این فیلم را فراموش کنند. عاشقان سینما کم نیستند؛ از میان آنها می‌توان به امیر نادری هم اشاره کرد که خاطراتش از سینما و فیلم‌هایی که برای دیدن آنها مشقات زیادی را از سر می‌گذرانده، خواندنی است. برخی از این خاطرات را می‌توان در نوشته‌های هوشنگ گلمکانی که درباره نادری می‌نویسد بازخوانی کرد.

سینمای ما قبل از انقلاب با بعد از انقلاب کاملا متفاوت است. این تفاوت را می‌توان هم در نوع فیلم‌ها دید و هم نوع سالن‌های سینما و هم فرهنگ سینما رفتن. امروزه سینما‌ها نسبت به قبل شیک شده‌اند و به مردم آموزش داده شده است که وقتی به سینما می‌روند در تاریکی فقط فیلم ببینند و خوراکی‌های مختلف بخصوص تخمه نخورند، سیگار نکشند و بلند بلند صحبت نکنند و...

اما آنهایی که سالن‌های سینمای سال‌های پیش را به خاطر دارند می‌گویند آن سال‌ها سینما رفتن بهترین تفریح بود. حتی در شرایطی که وسط یک فیلم خوب و درست جایی که اوج فیلم بود، سیراب، شیردون فروش می‌آمد داخل سالن و داد می‌زد: سیراب، شیردون و فریاد همه را در می‌آورد که برو کنار، ساکت باش و... آنهایی که هنوز هم خاطرات سینما رفتنشان بهترین خاطراتشان است با حسرت از روزهایی یاد می‌کنند که بعد از پایان فیلم طرفداران قهرمان و هواداران ضد قهرمان به جان هم می‌افتادند و تا می‌توانستند یکدیگر را کتک می‌زدند عجب تاثیری داشته آن فیلم‌ها هنوز هم که خاطرات سینماداران را ورق می‌زنی در لابه‌لای آنها می‌بینی که سینما داران هم بدشان نمی‌آمده که تماشاچیان فیلم‌ها آنقدر از فیلم خوششان بیاید که بعد از فیلم سالن سینما را بهم بریزند چون این اتفاق نشان می‌داده که آنها بازهم برخواهند گشت و بازهم فیلم خواهند دید، سینماها شلوغ خواهد شد و گیشه‌ها پررونق خواهد بود.

چقدر این خاطره برای ما دور و دست نیافتنی است وقتی ازبزرگ‌ترها می‌شنویم که بچه‌های محله جمع می‌شدند و چون پول نداشتند که همه با هم به سینما بروند پول‌هایشان را روی هم می‌گذاشته و یک نفر را که خوب فیلم تعریف می‌کرده راهی سینما می‌کرده‌اند تا او برود و فیلم را ببیند و بعد بیاید و برای آنها تعریف کند. چه حالی می‌کرده کسی که فیلم را با آب و تاب تعریف می‌کرده و چه حالی داشته‌اند آنهایی که فیلم دوست داشتنی خود را به روایت دوستشان می‌شنیدند. حالا اما آن خاطرات هیچ‌کدام تکرار نخواهند شد. حالا دیگر نوجوانان یک محله دوستانشان را جمع نمی‌کنند که بچه‌ها بریم سینما! دیگه دزدکی سینما رفتن وجود ندارد. حالا در اکثر خانه‌ها ماهواره،DVD PLAYER ، اینترنت و... وجود دارد که نوجوانان و جوانان را از سینما رفتن منصرف می‌کند. دیگر کسی هوس رفتن به سینما و خوردن تخمه نمی‌کند، آنهایی هم که به دنبال نوستالژی خود از سینما هستند یک پاکت تخمه می‌خرند و آخر شب که اهل خانواده فصل خواب را آغاز می‌کنند، مقابل تلویزیون می‌نشینند، پاکت تخمه را باز می‌کنند، چایی برای خود می‌ریزند و فیلم‌هایی را می‌بینند که هنوز هم بعد از گذشت سال‌ها جزو بهترین فیلم‌های ایران و جهان هستند.

زنگ‌ها به صدا درآمده‌اند

اما با پیشرفتی که سینما در سال‌های اخیر داشته چرا این هنر پرطرفدار در کشور ما تبدیل به نوستالژی شده است؟ نمی‌گوییم مثل خیلی قدیم‌ها چرا مثل دهه 70 مردم برای دیدن یک فیلم در جشنواره فیلم فجرشب تا صبح پشت در سینما صف نمی‌کشند؟آن روزها مردم حاضر بودند به جای صندلی روی زمین بنشینند، اما دیدن فیلم‌هایی چون ناصرالدین شاه آکتور سینما، بایسیکل ران، شب‌های زاینده رود، شاید وقتی دیگر، ناخدا خورشید، هامون، سارا و... را از دست ندهند. امروزه اما سالن‌های سینما پاستوریزه شده‌اند، دور از دسترس هستند و برخی فیلم‌ها هم برای بیننده حرف تازه‌ای ندارند، همه آنچه که در کوچه، خیابان و خانه‌ها می‌بینی در فیلم‌ها به شکل سطحی‌تری به نمایش گذاشته می‌شوند. کارگردانانی که حرف تازه‌ای برای مردم دارند روز‌‌به‌روز کمتر می‌شوند و همین تعداد کم هم کمتر حال و حوصله ساخت فیلم پیدا می‌کنند و آنهایی هم که دوام می‌آورند به وسیله سختی‌های راه ساخت فیلم و اکران آن کم‌کم از پای در می‌آیند.

جشنواره فیلم فجر نزدیک است و برای آنهایی که خاطرات نسبتا خوبی از این جشنواره دارند، زنگ‌ها دوباره به صدا درآمده‌اند. یکی از کارگردانانی که نباید تماشای فیلم او را از دست داد حمید نعمت‌الله است که با ساخت فیلم بوتیک نشان داد می‌داند که عاشقان سینما چه فیلم‌هایی را دوست دارند. آنها هنوز اتی و سرنوشت معصوم و دردناک او را به خاطر دارند و هنوز هم می‌گویند که محمدرضا گلزار بهترین نقش خود را در این فیلم بازی کرده است. نعمت‌الله امسال با فیلم بی‌پولی به جشنواره می‌آید. خود این کارگردان شاید روزهای پر التهابی را سپری می‌کند چون می‌داند که دومین فیلم او بعد از موفقیت بوتیک سرنوشت سینمایی‌اش را رقم می‌زند. از آنچه در خبرها آمده است معلوم است که داستان بی پولی درباره زن و شوهری است که زندگی خوبی را سپری می‌کنند، اما در دوره‌ای با بی پولی روبه‌رو می‌شوند، آنها در ابتدا فکر می‌کنند که این دوره زود سپری می‌شود، اما با به درازا کشیده شدن دوره بی پولی آنها با مسائل دیگری روبه‌رو می‌شوند... داستان زیبایی است، اما بازهم در خبرها آمده که این فیلم کمدی است! و نقش‌های اصلی آن را بهرام رادان و لیلا حاتمی بازی می‌کنند... فقط باید منتظر ماند و بی‌پولی را در جشنواره دید.

اگر حواشی گلشیفته فراهانی نبود امسال می‌توانستیم یک فیلم خوب دیگر از اصغر فرهادی در جشنواره ببینیم! چقدر خبر خوبی بود وقتی شنیدیم که فرهادی فیلم «درباره الی» را کلید زده است. فرهادی هم یکی از کارگردانانی است که با حال و هوای دهه 40 فیلم می‌سازد و فیلم‌هایش خیلی خوبند، فیلم‌هایی مثل شهر زیبا، عبور از غبار و چهارشنبه سوری که فوق‌العاده بود. فیلم درباره الی 3‌روز از زندگی اعضای چند خانواده را به تصویر می‌کشد که برای گذراندن تعطیلات به شمال می‌روند. بنا به شنیده‌ها چون گلشیفته فراهانی در این فیلم نقش اصلی را در کنار مانی حقیقی بازی می‌کند به احتمال زیاد این فیلم نمی‌تواند مجوز نمایش در جشنواره را بگیرد، اما ما امیدواریم که محمد مهدی عسگرپور، مدیر عامل خانه سینما با حمایت از حقوق اعضای اصناف خانه سینما برای این فیلم مجوز نمایش بگیرد.

عیار 14 هم از آن فیلم‌هایی است که می‌توان از هم‌اکنون دیدن آن را در برنامه جشنواره خود گنجاند. دیدن فیلمی جدید از پرویز شهبازی که فیلم‌های نفس عمیق و به آهستگی را از او دیده‌ایم حتما خالی از لطف نیست. بخصوص این‌که بازیگر نقش اصلی آن محمدرضا فروتن است که در فیلم به آهستگی عالی بازی کرد. شهبازی هم از آن کارگردانانی است که نام او در دفترچه عاشقان سینمای ایران حتما خواهد آمد تا نسل‌های آینده مثلا 10 سال دیگر با خودشان بگویند حیف شد! سینمای 10 سال پیش هم کارگردانان خوبی داشت!

محرم شروع شده است و آنهایی که سریال‌های تلویزیونی را پیگیری می‌کنند این سوال را مطرح می‌کنند که چرا بعد از گذشت سال‌ها هیچ کارگردانی نتوانست سریالی چون شب دهم را به مناسبت محرم بسازد؟ حسن فتحی امسال اما با فیلم پستچی سه بار در نمی‌زند به جشنواره می‌آید. فیلمی که حتما ارزش این را دارد که از هم‌اکنون در فهرست ما قرار بگیرد. هرچند فتحی با ساخت فیلم ازداوج به سبک ایرانی نشان داد که در تلویزیون داستان‌های بهتری برای تعریف کردن دارد، اما سال‌ها از ازدواج به سبک ایرانی گذشته و داستانی که فتحی برای فیلم جدید خود انتخاب کرده است آنقدر جذابیت دارد که بتوان با اطمینان به این کارگردان آن را به تماشا نشست.

چقدر خوب است که مثل چندین سال قبل کارگردانانی مانند بهرام بیضایی و بهروز افخمی هم در جشنواره، فیلم دارند. فرزند صبح را باید دید چون چند سال از وقت افخمی را گرفته است و باید آن را دید تا با دیدگاه این کارگردان درباره رهبر انقلابی بزرگ آشنا شویم. بیضایی هم با فیلم وقتی همه خواب بودیم می‌آید تا شاید بار دیگر بتواند طرفداران خود را تشویق کند که از شب قبل مقابل گیشه سینماهای نمایش‌دهنده فیلمش صف بکشند و نشان دهند که سینما هنوز هم نفس می‌کشد و طرفداران سرسختی دارد.

عطا فرزانه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها