در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرشچیان که به اعتقاد بسیاری از هنرشناسان دنیا در عین توجه به اصالتهای نقاشی و هنر ایرانی به ابداع و نوآوری با شیوه و سبک شخصی خود پرداخته است، در بخش دیگری از این گفتگو ظرفیت نقاشی ایران را بینهایت توصیف کرد: نقاشی که در دنیا به عنوان نقاشی نو عرضه میگردد به آخر خط رسیده است و دیگر حرفی برای گفتن ندارد. من به دیدن نمایشگاههای زیادی رفتهام آنها حرفی برای گفتن ندارند، ولی نقاشی ایرانی به دلیل بهره گرفتن از احساس و یک روح اصیل ایرانی هر چه پیش رود، دامنه ایده و احساس گستردهتری دارد. با توجه به رونمایی آخرین کتاب او در هفته گذشته گفتگویی با استاد انجام دادهایم.
شما آثار بسیار نفیسی درخصوص شاهنامه و معراج نامه دارید؛ چرا از آنها به اندازه تابلوی عصر عاشورا دفاع نمیکنید؟
این مسلم است که تابلوی عصر عاشورا خیلی بیشتر مورد استقبال قرار بگیرد و حتی خود من هم به این تابلو علاقهمند باشم. کیفیت این اثر شاید به خاطر امام حسینع و با عنایت امام رضاع باشد. (فرشچیان این اثر را به موزه آستان قدس رضوی اهدا کرده است.) راجع به فردوسی یک کتاب شاهنامه نقاشی کردم که 22 تصویر داشت. تابلوهای زیاد دیگری نیز در ژانرهای مذهبی غیرمذهبی کار کردم، ولی عصر عاشورا بسیار بیشتر مورد توجه قرار گرفت. به عقیده من دلیل این توجه روحیهای است که در خود تابلو نهفته است؛ زیرا این تابلو مرتبط با فردی است که ورای تمام انسانهای روزگار است.
شما تعدادی طرح و آثار قلمگیری دارید که در کتاب مجموعه آثار فرشچیان نیز چاپ شده است. اینها قدرت فرشچیان در طراحی است، ولی کمتر کسی آنها را دیده است، با اینکه آنها جزو قویترین کارهای طراحی قلمگیری در مقایسه با هنر چین و هند است؛ چرا این کار را ادامه نمیدهید؟
قرار بود اولین کتاب من چاپ شود و من هر شب یکی از آنها را طراحی میکردم و تا تمام نمیشد، کار را رها نمیکردم. هماکنون هم کار طراحی میکنم، اتفاقا از ایده شما خوشم آمد و شاید تصمیم بگیرم کتاب طراحیهایم را نیز چاپ کنم.
به نظر میرسد شما بیشتر دوست دارید کارهایتان رنگی باشد؟
علاقه شخصی من نیست. رنگ در نقاشی میتواند در عین حال زیباییبخشی؛ فریبندگی نیز داشته باشد. هر انسانی یک رنگ را دوست دارد و یک اثر هنری با رنگهای متفاوت میتواند بنا به فراخور علاقهمندانی را جذب کند.
رنگ اگر در نقاشی خوب و به جا کار برده شود و صحیح در جای خود قرار گیرد، بسیار موفقیت بزرگی برای نقاش است و این مشکل است که نقاش بتواند با تفکر درست رنگها را طوری به کار ببرد که یکدیگر را ضایع و خنثی نکنند. در نقاشیهای من رنگها با هم ترکیب میشود، بازی میکند و قوس و قزح نامرئی میسازد.
آیا کار غیررنگی را هم دوست دارید؟
بله. کارهای دو رنگ زیادی هم کردهام و آنها را در کتابی در آینده چاپ خواهم کرد. در کتاب پنجم خیلی از کارهای طراحی جدید دو رنگ و سه رنگ را هم چاپ خواهم کرد.
شما مدت زیادی است شاگرد تربیت میکنید. دل شما میخواسته که شاگردانتان مینیاتوریست باشند یا نگارگر یا صرفا هنرمند بودنشان برایتان مهم است؟
هنرمند بودنش مطرح است. من همیشه به شاگردانم که اکنون همگی دوستان من هستند، بارها و بارها گفتهام که مقید نباشند که سبک مرا دنبال کنند. برخی استادان همواره علاقهمند هستند که شاگردانشان را به پیروی و اعمال سبک خودشان مجبور کنند، ولی من به شاگردانم گفتهام که خودتان مبتکر یک سبک باشید؛ زیرا آنقدر دنیا چیزهای زیادی برای دیدن و حرفهایی برای گفتن دارد و آنقدر تصاویر به وجود نیامده باید خلق شود که دیگر احتیاجی به تکرار نیست.
یعنی شما دوست ندارید شاگردانتان شما را تکرار کنند؟
من هیچ وقت به آنها نمیگویم که مرا تکرار کنند یا نکنند. دوست داشتن من در اینجا مطرح نیست هر چه آنها دوست دارند، من هم دوست دارم؛ اما نمیتوانیم اشخاص را مطابق فکر و ذهن خود پرورش دهیم و تقویت کنیم، بلکه فقط باید کار را به آنها یاد بدهیم.
از کدام یک از شاگردانتان بیشتر از همه راضی هستید؟
از همه راضی هستم. همه موفق هستند.
مینیاتورهای فرشچیان چقدر آیینه زمانه است. در سالهای آینده که فرهنگ امروز ایران بررسی میشود، مینیاتورهای شما چه سهمیخواهد داشت؟
در طول تاریخ هنری ایران آثاری به وجود آمدهاند که شاهکار بودند، آثار نقاشانی مانند سلطان محمد، کمالالدین میرزا و کمالالملک ولی چیزی که ایجاد تنش کند و در حال زمان باشد، خیلیخیلی کم داریم. نقاشی صفوی بیشتر تزئینی است، ولی حرفی برای گفتن ندارد.
در زمان قاجاریه نیز بیشتر چهره کشیده شد یا پرتره شاهان قاجار ولی در سبک هندی من حرفهایی زده میشود. من آثارم آیینه اجتماع است و برخی آثارم مانند تابلوی زنی که بلیت بختآزمایی میفروشد، حتی طنز گزنده اجتماعی نیز وجود دارد. زبان ما زبانی است برای انعکاس زمان.
به عقیده شما نسبت مینیاتور با وضعیت و نیاز انسان معاصر چیست؟
نیاز انسان معاصر به آب و غذا و کلا مادیات است. نقاشی، شعر و متون ادبیات نیاز مادی و نیاز معمولی نیست. اینها جزو نیازهای روحی انسان است که میتواند از این راه تزکیه بشود و میتواندچشم بیننده را به یک دنیای معنوی باز بکند. نیاز فرهنگی هر انسانی در هر جامعه بیتردید نقاشی است، مینیاتور نیز جزو آنهاست.
آیا این درست است که شما اصرار دارید از فرهنگ کهن ایران دفاع میکنید؟
نه؛ به طور یقین فرهنگ کهن ایران آنقدر عظیم هست که نیازی به دفاع من نداشته باشد.
چه عاملی در فرهنگ و زندگی معاصر شما را اذیت میکند؟
در بحث فرهنگی آنچه مرا آزار میدهد و دلم را میشکند، این است که توجهی نمیکنند به آنچه که باید بکنند. لزوم یک دانشگاه هنری برای اصالتهای هنر ایرانی را بارها و بارها به اولیای امور گوشزد کردم. به بیشتر وزرای فرهنگی و آموزش عالی، نامه نوشتم که واقعا در کنار این همه دانشگاه با نامهای مختلف دانشگاهی برای هنرهای اصیل ایرانی نیز ضرورت دارد. من سمت و کرسی نمیخواهم، من هیچ چیز نمیخواهم، بلکه خود را بشدت هم کنار میکشم، ولی این دانشگاه را یک ضرورت فرهنگی میدانم. شاهد گواه حرفهای من افت شدید صنایعدستی از نظر کیفی و کمی است.
فرشچیان یک آدم مذهبی است و ذاتا الهینگراست در این شکی نیست؛ زیرا تجلی نگاه مذهبیاش در کارهای مستقیم مذهبی مانند عاشورا، ضامن آهو و ابراهیم خلیلالله نمود پیدا کرده است. آیا این نگاه در کارهای غیرمستقیم مذهبیتان نیز وجود دارد؟
من خود فکر میکنم که مذهبی بودن بسیار مورد عظیمی است و همیشه خواستهام به تکالیفم عمل کرده باشم. من علاقهمند به مذهبی بودن هستم. این نگاه در کارهای دیگرم نیز هست و آن روح و حسی که یک بیننده میتواند احساس کند بدون شک مذهبی و الهی است و در آثار من وجود دارد. من به طور کلی سعی کردهام کارهایی بکنم که وسعت جهانی پیدا کند.
کلا چند اثر دارید و کجا هستند؟
زیادند. واقعا تعداد دقیق آنها را به یاد ندارم؛ آنها همه جا هستند و پراکنده شدهاند که به عقیده من نشر آنها به نفع فرهنگ ماست؛ زیرا در حقیقت نشر مظاهر فرهنگی ماست. ما در عین حال که معتقد و مسلمان هستیم، ایرانی نیز هستیم و باید تعهد خود به وطنمان را نیز انجام دهیم و خدمتگزار فرهنگ و وطنمان نیز باشیم.
آقای فرشچیان وضعیت نگارگری ایران را در حال حاضر چگونه میبینید؟
وضعیت نگارگری ما در حالتی مبهم و نگران کننده است. از یک سو علاقهمندان و مشتاقان زیادی در میان جوانان وجود دارد و از سوی دیگر، این که آنها زیاد علمی و آکادمیک کار نمیکنند. در گذشته اگر میخواستند یک نمایشگاه بگذارند فقط تعداد کمی بودند که کار میکردند و چندین سال بود که همین تعداد کم یا زیاد میشد. ولی اکنون وقتی آمار شرکتکنندگان در دوسالانهها را بررسی میکنیم، به این حقیقت پی میبریم که تعداد آنها واقعا زیاد شده است.
در این میان، کارهای بسیار خوبی نیز گاهی به نمایش در میآید، ولی این وضعیت مبهم است. زیرا آکادمیک نیستند، البته اشتباه نشود، من علاقهای به مدرکگرایی که این روزها بسیار زیاد شده است ندارم، بلکه به عقیده من باید علاقهمندان در شرایط بسیار سختی وارد دانشگاه هنر شوند و در شرایط بسیار سختتر از آنها خارج شوند تا استاد شوند. شرایط نگارگری در هر دورهای فرق میکند. زمانی شاگردانی کارآموزی میکردند.
امروزه مدرکگرایی ارج و قرب بیشتری دارد و بیشتر به کارشناسی و کارشناسی ارشد توجه میشود. این وضعیت ایجاب میکند دانشگاه یا هنرکدههایی به وجود بیاید. علاقهمندان زیادی به آن مراجعه میکنند، ولی باید مکانهایی وجود داشته باشد که آموزش را به طور صحیح انجام دهند.
فکر میکنم عمق معنا و فلسفه در نگارگری امروز ایران در راه است. چند سال پیش وقتی درباره مینیاتور سخن گفته میشد، تصور یک پیرمرد در کنار جوی آب و مانند آنها تداعی میشد ولی امروزه نقاشی ایرانی حرف و مطلب زیاد دارد و همراه با تعمق است.
نگارگری باید مورد حمایت بیشتری قرار بگیرد. چند سال پیش چند درصد از بودجه وزارتخانهها به خرید آثار هنری اختصاص یافت، ولی متاسفانه سهمی از این بودجه به نگارگری تعلق نگرفت و کسانی که نقاشی اروپایی کار میکردند شامل حال این برنامه شدند. من مطمئن هستم اگر به نقاشی ایرانی بها دهیم، اهمیت آن از نقاشی چین و ژاپن بیشتر میشود.
مجید احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: