محرم که میآمد صدای او هم جان تازهای میگرفت که مدام تکرار میکرد:کو برادرت زینب، کو تاج سرت زینب... مظلوم حسین... پرده خوانی هم بود که هر محرم به محله ما میآمد و از ورای پردهخوانیهای او بود که عباس تشنه لب با تمام بزرگیاش در ذهنم جای گرفت و دیگر هیچ پردهخوان و نوحهخوانی نتوانست آن عظمت را به روایتی دیگر برایم جاودانه کند؛ رشادت عباس و مصیبتهای زینب(س) با همان نوحهها و پردهخوانیها با من به اکنون آمد.
هر چه ما بزرگتر و بزرگتر شدیم نوحهها شکلهای دیگری به خود گرفت و با فراگیر شدن تلویزیون صداها و سبکهای جدید نوحهخوانی هم به محرم آمد و زمزمههای بیریای نوحهخوان محله در گوشه ذهنم برای همیشه به یادگار ماند. سالهایی بودند که ساختارشکنی در نوحهخوانی آنقدر وسیع شد که برخی اوقات با شنیدن نوحهای زمان را گم میکردی و میماندی سرگردان که آیا زمان، زمان محرم است یا تقویم اشتباه ورق خورده است، اما بازهم زمان گذشت و آنهایی که فرهنگ محرم برایشان عزیزاست و میدانند که سنت بهترین راه ادامه این فرهنگ است، تلاش کردند تا بدعت را از سنت مقدس نوحهخوانی پاک کنند. آنها به جستجوی زمزمههایی رفتند که سالها سینه به سینه به شکل نوحه روح مردم را از غم عاشورا سیراب کرده بود و چنین شد که فیلمهای مستند زیادی درباره فرهنگ محرم در نقاط مختلف ایران ساخته و از تلویزیون پخش شد و به مردم یادآوری کرد که زمزمههای اصیل و واقعی هستند که میتوانند برای همیشه جاودانه بمانند.
امسال محرم اما در کنار همه آن فیلمهای مستند خوبی که از تلویزیون به نمایش درآمد 2 اثر بیشتر از بقیه به دل نشستند و روح را با زیبایی خود جلا دادند. یکی از آنها مراسم عزاداری امام حسین(ع) در بوشهر بود که ناصر تقوایی آن را در 38 سال پیش با زیبایی هر چه تمامتر با استفاده از موسیقی و نجواهای جنوب که مختص عاشوراست ساخته بود هرچند تصاویر زیبای سینهزنی و دم گرفتن مردم بوشهر در عزای امام شهید معلوم نیست به چه دلیل در پخش تار شده بود تقوایی دراین فیلم با استفاده از قابهای زیبا، رنگهای گرم جنوب، معماری بکر و قدیمی بوشهرو صداها و نواهای واقعی، زیبایی عزاداری را به تصویر کشیده بود و آنقدر ظریف و با دقت کار کرده بود که نشان میداد مراسم عزاداری محرم او را آنقدر متاثر کرده است که تصمیم گرفته است آن را به فیلم تبدیل کند.
برای شیعه، نوحهخوانی از ارکان عزاداری در ماه محرم است، اما زمانی این نوحه خوانی او را متاثر میکند که زیباییاش او را جلب کند و مجید مجیدی امسال با کارگردانی برنامه نجواهای عاشورایی زیبایی را در ذات نوحهخوانی به یاد همه آورد. او با کارگردانی مراسم نوحه خوانی در حسینیه کربلاییها نشان داد که باید ابتدا قالبی زیبا ساخت و بعد در آن ظرف زیبا، مصیبت حسین شهید و یارانش را روایت کرد تا جانها متاثر شوند و نجواها در ذهنها باقی بماند تا یادآوری آن نجواها، سنت مقدس عاشورا را ماندگار کند. مجیدی در نجواهای عاشورایی و تقوایی با اثر مستند خود نشان دادند با قاببندی مناسب، رنگبندی متوازن، حرکتهای دوربین حساب شده، نوحهخوانیهای بیبدیل به زبانهای فارسی، آذری، عربی و بومی، سینهزنی منظم و شکار چهرههای بیریایی که اشک میریزند و... میتوان ثابت کرد، فرهنگ نوحهخوانی، فرهنگ بکری است که تنها صداهای خالص و پاک میتوانند آن را تداوم بخشند.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم