در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از علاقه و گرایشتان به این حرفه و رادیو بگویید؟
از دوران نوجوانی به دو شغل علاقهمند بودم؛ اول گویندگی و اجرا و دوم وکالت. وقتی مشغول درس و مدرسه بودم همه با دقت به مطالبی که سرکلاس یا صف میخواندم گوش میکردند. گاهی بر حسب علاقه در حین نوشتن مطالب درسی، به رادیو هم گوش میکردم مثلا راه شبها را. یک روز رادیوی مرکز اصفهان اعلام کرد آزمون گویندگی میگیرد. من هم شرکت کردم و از جمع رقابت کنندگان که حدود 3 هزار نفر بودند 14 نفر پذیرفته شدند، مرحله دوم، رقابت بین 14 نفر بود. سرانجام 4 الی 5 نفر پذیرفته شدند که یکی از آنها من بودم و به این ترتیب به طور جدی از سال 62 به حرفه گویندگی و اجرا پرداخته و چند سال بعد در کنار این حرفه به تهیهکنندگی و نویسندگی هم مشغول بودم. آنگاه در دیماه سال 1373 به تهران آمدم.
تا به امروز در چه برنامههایی فعالیت داشتهاید؟
جنگ جوان، بگوییم و بشنویم، اقلیم هنر و ادب، در حریم عشقورزی، به یاددوست، میعادگاه وحدت،صدای روستا، سجدگاه عشق، برنامههای اعیاد و مناسبتی مثل تحویل سال، جشن نیکوکاری، دفاع مقدس، انتخابات، علم پژوهش توسعه، موج کوتاه، سرزمین من، مجله اقتصادی، نشاط زندگی، صبح ایرانی، صدای ایران، رادیو گردشگری، صدای شاهد، خانه و خانواده، گردشگران، آفرینندگان، اندیشه فردا، راه شب چهارشنبه شبها، به افق آفتاب، یک پنجره هزاران چشمانداز و نوروز امسال برنامه شاد و متنوع چراغ گردون یا همسفر سوم.
نوروز قشنگترین برنامهای که اجرا کردید چه بود؟
هر برنامهای پیامی خاص و حس و زیبایی خاص خودش را دارد اما یکی از برنامههای زیبا و شاد و دوستداشتنی که اجرا کردم چراغگردون در ایام نوروز امسال بود، به لحاظ اینکه برنامههای شاد نه تنها با روحیه من سازگار است بلکه مخاطبان برنامه نیز طرفدار برنامههای شاد دست اولند. از دیگر برنامههای دوستداشتنی در مقاطع گوناگون سالتحویل به صورت گروهی و برنامههای موج کوتاه عصر پنجشنبهها، صبح ایرانی و خانه و خانواده به لحاظ محتوای مفید و مورد توجه خانوادهها و جوانان بودن.
صحبت با جوانهایی که علاقه به کارگویندگی دارند.
به عنوان عضو کوچکی از خانواده بزرگ صداوسیما به جوانهای علاقهمند پیشنهاد میکنم برای انتخاب این حرفه، بسیار عقلانی و عمیق اندیشه کنند چون به ظاهر حرفه راحتی به نظر میرسد اما همینکه قدم در این عرصه گذاشتند اگر خدای نخواسته راه را درست انتخاب نکرده باشند و بدون استعداد و علاقه و توان و دانشکافی در این راه قدم بگذارند، و چه بسا خمیرمایه اصلی، یعنی صدا هم نداشته باشند در همان سالهای اولیه دلسرد و مایوس شده و رشد و شکوفایی نخواهند داشت و حکایت آن میشود که خشت اول چون نهاد معمار کج / تا ثریا میرود دیوار کج.
شایان ذکراست که جوانان مستعد و دارای شرایط برای این حرفه، یعنی گویندگی و اجرا، جایشان در این عرصه خالیست، جوانان حائز این شرایط را باید کشف کرد و گفت بسمالله.
فکر میکنید گوینده واقعی و موفق کیست؟
گوینده یا مجری واقعی و موفق میبایست علاوه بر قابلیت و استعداد و هنر گویندگی دارای هویت و شخصیت باشد تا بتواند این رسالت و مظهر و موهبت زیبا و ارزشمند الهی را ترویج و اشاعه دهد. با استناد به گزیدهای از سخنان مهندس عزتالله ضرغامی: «گوینده و مجری، شخصیت و هویت شبکه محسوب میشود و تن، لحن و فیزیک صدای مجری به شبکه شخصیت میدهد اما امروز احساس میکنم به صورت ناخودآگاه گویندهها شبیه هم شدهاند و این میتواند تهدیدی برای شبکهها باشد. باید در گزینش لحنها و نوع گویندگی و اجرا به این جذابیتها توجه کنیم، تاثیرگذارترین رسانه در زمینه پاسداشت زبان فارسی صداست بنابراین تقاضا میکنم نسبت به این مساله که مربوط به هویت ملی ماست توجه کنید.»
بله، گوینده واقعی دارای صدایی مناسب و شفاف است و البته صداسازی نمیکند. با حس بجا و بخصوص درک گفتهها و مطالب، نکتهسنجی در گفتار، پرهیز از زیادهگویی و پرحرفی و توجه به موقعیت زمانی و مخاطبان به اجرای برنامه میپردازد و نحوه اجرایش به دور از تکلف و تصنع است. او با آگاهی و دانش به روز، برای افزودن معلومات خود تلاش میکند تا هر برنامه را مطابق با چارچوب و سیاستهای آن اجرا و به مخاطبان القا کند.
لحن و صدای گوینده باید مردمپسند و مردمدوست باشد. ما ایرانی هستیم و اشاعهدهنده هنر ایرانی، اجرای برنامههایمان نیز میبایست با ارزشها و اصالتها و فرهنگ و هنر و هویت ایرانی، همخوانی و مطابقت کند، نه شیوه ناپسند.
با وجودی که حقوق گویندگی زیاد نیست خیلیها علاقه به این حرفه دارند، فکر میکنید چه ارتباطی بین این دو هست؟
تنها عشق به این حرفه است که ایجاد انگیزه و رسالت در فرد مینماید فقط عشق تا صرفنظر از درآمد کم آن به بهترین نحو به اجرا و تداوم کار بپردازد.
یک خاطره از کار اجرا بگویید؟
در زمان مدیریت آقای نعمتی که در حال حاضر مدیر محترم تولید و پخش رادیو ایران هستند، من در بخش صبحگاهی رادیو پیام اجرا داشتم. خانم محترمی که خودشان را دبیر آموزش و پرورش معرفی کردند تلفنی با من صحبت نموده و گفتند خانم قلعریز ماشاءالله شما اینقدر شاد و پرانرژی صحبت میکنید که آدم غمها و مشکلاتش فراموش میشود حالا واقعا خود شما هیچ گونه مشکلی ندارین؟ در پاسخ گفتم طبیعیه که هر کس دغدغه خاصی داره من هم مثل شما و مثل هر ایرانی دیگه هستم، ولی رسالت کار و حرفهام ایجاب میکنه که فضایی شاد برای مخاطبان ایجاد کنم و در آغاز صبح روحیه شاد و مثبت و یه حس خوب به آنها منتقل کنم. مثلا اگر حتی من خدای نخواسته مشکلی هم داشته باشم حق ندارم مسائل شخصیام را به مخاطبان برنامه القا کنم.
و بعد با عبارت پایانی و تاکیدی این شنونده عزیز با هم خداحافظی کردیم.
خانم قلعریز تحسین میکنم این روحیه را، بسیار متشکرم، خداحافظ خداحافظ.
فکر میکنید برنامه زنده دارای استرس است؟
برنامه زنده حساسیت خاص خود را دارد. بعضی افراد در برنامه زنده قدری استرس دارند که البته تا حدودی طبیعی است و بعضی هم نه. ولی من هم برنامههای زنده را دوست دارم و هم کاملا راحتم چون باورم این است که در برنامه زنده ارتباط صمیمی با مخاطبان میتوان برقرار کرد و به دلیل همین ارتباط دوسویه، برنامه هم از طراوت و ریتم و هیجان و روح زنده برخوردار است.
میکروفن یعنی؟
ابزار فنی و وسیله ارتباطی، «سنگ صبور. ... »
فکر میکنید کدام صدا ماندگار میماند؟
صدایی ماندگار میماند که شاخص باشد نه تقلیدی و ساختگی و تصنعی، چون هر صدایی معرف شخصیت خاصی است. صدایی جاودان میماند که برای مردم و مخاطبان حرمت داشته باشد. صدایی که به دل مردم بنشیند و ارتباط صمیمی، شفاف، ساده و روان با مخاطبان برقرار کند و توام با ذوق و اجرایی هنرمندانه باشد. صدای گرم و دلنشین چون گوینده یا مجری در هر موقعیت و مقامی که باشد حتی استاد دانشگاه باز هم از نظر مردم در این جایگاه، تنها گوینده یا مجری است.
انتظار شما به عنوان گوینده و مجری از برنامهسازان و مدیران چیست؟
هرچند هر برنامهسازی حق انتخاب دارد و میتوان گفت برای انتخاب برنامه و عوامل آن بیتاثیر نیست و حتی اعمال سلیقه میکند، اما به هر حال این انتظار از او میرود که بیشتر به دنبال کیفیت محتوایی برنامه، موضوع مناسب و جذاب، خلاقیت و نوآوری، اطلاعرسانی، ایجاد انگیزه و روحیه امیدواری، تاثیرگذاری در مخاطب، توجه به اهداف و سیاستها و افق رسانه (باورهای دینی، وحدت و امنیت ملی و انسجام اسلامی)، تحکیم مبانی انقلاب، نهضت نرمافزاری و... باشد و ضمن این که فضایی متنوع و مناسب برای مخاطبان ایجاد میکند همچون باغبانی باشد که برای به ثمر نشاندن نهالی یا رویش گلی متحمل هزاران خار میشود تا گل بروید یا محصولی به بار بنشیند، اما متاسفانه گهگاه، بعضی از برنامهسازان تنها از روی سلیقه یا رابطه کاری، نه انتخاب درست و اصولی، با افرادی کار میکنند که بعضا معیارهای گوینده یا مجری را ندارند و بعد از مدتی هم برنامه و هم صدای آن برای مخاطبان عادت میشود و به تکرار میانجامد.
و اما از مدیران انتظار میرود در جذب و بهکارگیری افراد در این حرفه، هم تدبیر لازم را به خرج داده و هم بستر و جایگاه مناسب تعلیم و رشد و شکوفایی آنان را فراهم سازند تا استعدادها، ظرفیتها و پتانسیلهای کاری هر کس مشخص و در جایگاه خود قرار گیرند.
این موارد شامل جنس صدا، نحوه اجرا، رعایت فن بیان، درستخوانی و صحیح بیان کردن واژهها، عبارتها و اوزان شعری، سخنسنجی در گفتار، توانایی در بداههگویی، داشتن اندامهای گفتاری سالم، شناخت زبان فارسی و بخصوص در کنار این موارد، نکته بسیار حائزاهمیت، شخصیت و اخلاق و ادب حرفهای گوینده و مجری است که تعیینکننده است. چنان که رهبر عزیزمان حضرت آیتالله خامنهای در بخشی از بیاناتشان راجع به رسانهها، فضیلتها و آرمانهای انسانی میفرمایند: امروز رسانهها در دنیا فکر، فرهنگ، رفتار و در حقیقت هویت فرهنگی انسانها را القا میکنند و تعیینکننده هستند.
از مدیران انتظار میرود، شناخت و بصیرت از روند کار در رسانه یا شبکه داشته و با نظارت و اشراف کامل و قدرت تصمیمگیری آن را مدیریت کنند. این تصمیم و نگرش است که میتواند عامل تاثیرگذار چه از جهت کیفی و چه از جهت کمی در برنامهها و شبکه یا رسانه ایفا کند و موجب افزایش رشد علمی فرهنگی، اجتماعی، دینی و... کارکنان شود.
آیا تا به حال برنامهای اجرا کردهاید که روح و حس معنوی خاصی به مخاطبان القا کند؟
خیلی زیاد. برنامهای داشتم به نام صدای شاهد که خاطرات شهدای عزیز 8 سال دفاع مقدس را از زبان و نوشتههای مکتوب همسر، خواهر یا مادر شهدا نقل میکردم. حس عجیبی داشتم، حسی که سرشار از تفکر بود و عشقی عمیق به وصال دوست، به معبود ازلی و ابدی، عشق به پاسداشت ارزشها، ارزشهایی که هماره جاودانه است. آنان گذشتند و رها و متعالی شدند، از خاک به افلاک و اینک ماییم و حفظ آن ارزشها، خوشا پروازشان و ماندگار یاد و راهشان.
خانم قلعریز در اجرای شما مردم چقدر نقش دارند؟ به مخاطبان یا مردم چقدر اهمیت میدهید؟
من بعد از رضای خداوند، با مردم، به عشق مردم و برای مردم به اجرای برنامه میپردازم و همیشه گفتهام رسانه ملی بدون حضور و ارتباط مردم یعنی هیچ. ما اصحاب رسانه میبایست این ارتباط و تعامل صمیمی و دوسویه را حفظ کنیم و نهتنها رسانه که خودمان را هم از بطن و متن مردم بدانیم. ما به داشتن مخاطبانی چون مردم مباهات میکنیم.
در منزل «محیط خونه» چی حرف اول رو میزنه؟
حرف اول و آخر ما عشق الهی و رضای الهی است.
آیا با همین لحن گویندگی در خانه صحبت میکنید؟
شاد و صمیمی و راحت.
حرف یا پیام یا شعر اگر در این فرصت پایانی دارید بفرمایید.
از این مجال و توفیقی که دست داد تا با شما و مخاطبان و مردم عزیز صحبت کنم سپاسگزارم، بهترین آرزوهایم برای شما سلامت و سعادت و سرسبزی است. از دریای بیکران و عطر کلام پیامبر حضرت محمد(ص) بهرهمند شویم که فرمودند:
دو خصلت است که چیزی بهتر از آن نیست:
یکی ایمان به خدا و دیگری خدمت به خلق.
و شعر پایانی تقدیم به پیشگاه مقدس ولیعصر(عج):
ای سبزترین قامت اندیشه و احساس
ای همنفس آینه و باغ گل یاس
بشتاب که ماییم و هزاران عطش سبز
در فصل شکوفایی اسرار گل یاس
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: