در تحقیقاتی که بعدا ماموران آگاهی از سارا به عمل آوردند وی اظهار داشت: من با ایرج در اتاق نشسته بودیم و صحبت میکردیم که ناگهان الیاس ترکه از در وارد شد. این شخص که به من اظهار علاقه میکرد با دیدن ایرج حالش منقلب شد و یک حلب نفت روی ما ریخت و با کبریتی آن را مشتعل کرد که در نتیجه من مجروح شدم و ایرج درگذشت.
وقتی مامورین به سراغ الیاس ترکه رفتند متاسفانه او فرار کرده بود. ماموران دنبال این شخص بودند تا این که مطلع شدند الیاس با نام مستعار غنی صالحی در زندان قصر بسر میبرد. پس از تحقیقات معلوم شد که غنی صالحی همان الیاس ترکه میباشد که پس از ارتکاب جرم به شهر دیگری فرار میکند و در آنجا به اتهام سرقت دستگیر میشود و خود را به نام غنی صالحی معرفی میکند که دادگاه نیز او را به 4 ماه حبس محکوم مینماید و برای گذرانیدن ایام زندان به زندان قصر میفرستند تا این که در اینجا مامورین به هویت اصلی او پی بردند.
الیاس ترکه به بازپرس تحویل شد و بازپرس پس از این که برای او قرار توقیف صادر کرد دستور داد پزشک قانونی او را معاینه کند که معلوم شود آثار سوختگی در بدن او هست یا نه.
اطلاعات - 3 دی 1332
قتل در باشگاه و ادعای بی گناهی
جوانی به نام محمود در باشگاه هنر به وسیله چاقو مجروح شد که بلافاصله مجروح به بیمارستان منتقل گردید و طبق گواهی پزشک بیمارستان در اثر اصابت چاقو به کبد فوت نمود. راجع به علت این پیش آمد بعضی اظهار داشتهاند که روز واقعه چند نفر وارد باشگاه هنر شدند و مهدی با کارد به محمود حمله نموده و او را مجروح مینماید و در این موقع منوچهر شاگرد مدرسه دارالفنون محمود را از پشت سر گرفته بوده است.
پس از وصول پرونده به اداره آگاهی برای دستگیری ضارب اقدامات لازم به عمل آمد و مهدی کارگر چاپخانه مجلس خود را به کلانتری معرفی و اظهار داشته است که در ساعت 15 که به باشگاه هنر رفته بوده است شخص ناشناسی در حالی که کاردی در دست داشته به باشگاه وارد و محمود را مجروح و متواری گردیده است و چون در روزنامه خواندم که مرا متهم به قتل نمودهاند شخصا برای رد اتهام به کلانتری آمدم.منوچهر نیز شخصا خود را به رئیس اداره آگاهی معرفی کرد و بیگناهی خود را توضیح داد. اکنون این دو نفر بازداشت هستند و تحقیقات ادامه دارد.
اطلاعات - 2 دی 1332
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم