در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما آنچه روشن است، تمام خدمات اینچنینی مانند ATM و POS و درگاههای مجازی از حجم فعالیت بانکها در سطوح اولیه بانکها نکاسته و تنها بخشی از کار را به سمتی دیگر سوق داده که در جای خود بسیار قابل تحسین است؛ اما باید توجه داشت که این ابزارها به بدنه بانکها اضافه شده و با چیزی جایگزین نگردیدهاند.
رهاورد فناوری اطلاعات برای نظام بانکداری ما به تعبیه چند خودپرداز (ATM) و امثال آن ختم نمیشود و اینها تنها آغازی بر تحولی است در نظام بانکی.
اما برای این تحول با خیل عظیمی از مخاطبان اعم از مدیران ارشد و میانی و کارمندان و کارشناسان بانکها و ادارات اقتصادی و در نهایت تعداد بسیار زیاد مشتریانی هستیم که هریک دارای اینرسی بسیار زیادی برای این تغییر هستند که در جای خود نیاز به آموزش در بانکداری الکترونیک را ضروری مینماید. با این حال آموزش بانکداری الکترونیک با موانع متعددی روبهروست.
یکی از اصلیترین موانع نبود یا ضعف آموزش بانکداری نوین در کشور، ناهماهنگی میان دستگاههای اجرایی کشور است. در نظام اجرایی کشور مجموعه تمام برنامههای آموزشی در زمینه بانکداری الکترونیک عمدتا به سخنرانیها و ایدهآلهای ذهنی مسوولان محدود میشود که فاصله بسیار زیاد بین حرف و عمل را در اینجا میتوان احساس کرد.
در این میان هنوز از ورود آموزش بانکداری الکترونیک به مباحث دانشگاهی خبری نیست. در مقابل تعداد بسیار زیاد دانشگاهها و موسسات آموزش عالی دولتی و آزاد را شاهد هستیم که همچنان به اصول سنتی و تقریبا منسوخ بانکداری اصرار میورزند و دستگاههای آموزشی نیز تقریبا برنامهای برای محتوای درسهای آنان ندارند.
این مساله را در روند ایجاد رشتههای دانشگاهی نیز میتوان پی گرفت، آنجا که برای ایجاد رشتههای مختلف زیرشاخه فناوری اطلاعات (IT) مانند نیم قرن گذشته عمل میشود و مراحل آن حدود یک تا 2 سال زمان میبرد، در حالی که کل این مراحل را میتوان در چند ماه انجام داد و مانع هرز رفتن نیروهای مستعد شد.
از آنجا که روند الکترونیکی شدن مراحل کارهای بانکی بسرعت در حال انجام است، عدم آموزش نیروهای جوان و متخصص و درگیر کردن ایجاد رشتههای دانشگاهی در پیچ و خم قوانین موجب میشود نوعی آسیب اداری و اجتماعی شکل بگیرد که یکی از آنها ایجاد تلاشهای فشرده آموزشی است که نیروهای مستعد پژوهش را به کاربرانی با دانش محدود تبدیل میکند و نیروهای انسانی مورد نیاز تیم بانکی نیز از بین نیروهای غیرمتخصص جذب میشوند.
سایههای ناامنی بر بانکداری
شاید بزرگترین عامل در تمایل نداشتن مردم به استفاده عمومی از بانکداری الکترونیک را بتوان احساس ناامنی در این نوع تبادل مالی دانست. بیشتر مردم به سبب نداشتن آگاهی و آموزشهای غلط برای استفاده از فناوریهای نوین در اقتصاد، احساس توام با ناامنی دارند که آموزشهای مناسب و اطلاعرسانیهای صحیح میتواند این روند را معکوس کند.آشنا کردن مشتریان بانکها با روشهای گردش پول و سیستمهای امنیتی که موجب حفظ حریم خصوصی ایشان و جلوگیری از برداشتهای غیرمجاز از حسابشان میشود، احساس امنیت را در وجود مشتریان افزایش خواهد داد.
مخاطب کیست
برای آموزش دادن ابتدا باید در همه مردم از مدیر گرفته تا مشتری بانکها احساس نیاز به بانکداری الکترونیک به وجود آورد، چرا که امور پولی و بانکی در حال حاضر در جریان بوده و بسیاری از کارکنان این حوزه خود را از هرگونه آموزشی بینیاز میدانند و با مقاومت در برابر آموزشها روند یادگیری اطرافیان و سایر کارکنان را نیز کند میکنند. ایجاد مشوقهای کاری از جمله روشهای احیای تسریع شروع آموزش و همهگیر کردند آن است تا هریک از کارکنان سیستم اقتصادی به یک مروج بانکداری الکترونیک تبدیل شوند.
نقش مدیران در آموزش
حمایت مدیران ارشد و درک مدیران میانی از مقوله بانکداری الکترونیک وجود این نوع آموزش و احیای روشهای کارآمد را تضمین میکند. این تلاشها در راستای ترویج و گسترش تحولات اقتصادی بدون درک و پشتیبانی مدیران عملا کاری بیهوده است. از همه مهمتر این که اگر مدیری دارای دیدگاهی سطحی با آموزش باشد تمام کارایی سیستم زیر سوال خواهد رفت، چرا که آموزشهای کوتاهمدت که در بسیاری از ادارات و بانکها در حد چند ساعت خلاصه شده است، برای ایجاد نگرش هم کافی نیست چه رسد به آموزش و بهرهبرداری از نیروهای انسانی بانکها که اغلب جوان هستند.
بسادگی و با قاطعیت میتوان گفت فرهنگ و آموزش به نوعی لازم و ملزوم یکدیگرند و جداسازی آنها کار را بیهویت میکند. برای نهادینهسازی آموزش در نظام اقتصادی باید توان فکری و فرهنگی جامعه و کارکنان را بالا برد و اگر تمام نظام اجرایی برای یک حرکت هماهنگ نشوند، کارکرد سیستمهای آموزشی ناقص میماند.
حال این سیستمها هر چقدر هم که میتوانند قدرتمند باشند. نداشتن اصولی واحد برای آموزش بانکداری الکترونیک در کشور و کمبود مدرسان متخصص در بانکها حاصل نبود فرهنگ یکپارچه در نظام اقتصادی کشور است.
بیتوجهی به سطوح مختلف فناوری اطلاعات در آموزش بانکداری الکترونیک موجب شده است تا تنها متخصصان و کارشناسان رایانه و شبکه به عنوان کارشناسان فناوری اطلاعات قلمداد شده و جای خالی تحقیق و توسعه در کل این فرآیندها احساس میشود.
یکی از مزایای فناوری اطلاعات در تعریف اصلی به نام محلیسازی موجب شده است تا فاصلهها از بین برود و دیگر نیازی به حضور فیزیکی تمام کارکنان در تمام مراحل آموزش نباشد. مجازیسازی یکی از شیوههای گسترش سطح جغرافیایی آموزش است.
استفاده از فناوریهایی مانند VSAT ،VOTP ،VTN ، ویدئوکنفرانس و سایتهای آموزشی موجب میشود هزینه آموزش بوضوح کم شده و کارکنان نیز تغییر را احساس کنند.
سعید نوریآزاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: