پشت شب شکست، دل بزرگ‌ترها نشکند

کد خبر: ۲۲۵۲۸۱

آن شب‌ها هم برای این‌که سرما اذیت نکند و نفت جیره‌بندی کم نیاید هم برای این‌که نور داخل خانه به بیرون نفوذ نکند و هواپیماهای جنگنده دشمن خانه‌ها را تشخیص ندهند جای پرده پشت پنجره‌ها پتو بود.

نمی‌خواهم از شب چله‌هایی بگویم که زیر کرسی جمع می‌شدیم و کمتر کسی به خاطر دارد. می‌خواهم از شب چله‌هایی بگویم که دور نیست و  همه یادشان هست. شب‌های جنگ. بلندترین شب‌های سال در سال‌های جیره‌بندی. آن روزها هم  زندگی زیاد آسان نبود، اما مردم هنوز یک خانواده و به هم وابسته بودند و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها روی چشم همه جا داشتند. شب چله که می‌شد هر وضعی که بود دورهم بودن‌هایمان را فراموش نمی‌کردیم و هرچقدر دنیای ما و مادربزرگ فرق داشت، اما هنوز قصه‌هایش ما را به سرزمین خیال می‌برد حتی اگر خیالاتمان از نوع امروزی بود.

شمعی سر طاقچه روشن می‌شد که وسط قطع برق غافلگیر نشویم و سور و سات شب چله را مادر می‌چید و مادربزرگ قصه‌هایی که از مادرش پای کرسی شنیده بود برایمان تعریف می‌کرد. بعد از شام هم همگی باهم گل یا پوچ بازی می‌کردیم و خسته که می‌شدیم دو تا تیم تشکیل می‌دادیم و مشاعره می‌کردیم. باز کردن کتاب‌های درسی هم مجاز بود.

امروز که شما یک شب بعد از شب چله این مطلب را می‌خوانید شب چله را با بزرگان خانواده سپری کرده‌اید یا نه؟
خدا نکند که این روزها به بهانه مشکلات اقتصادی و کار و مدرن شدن زندگی و خانه‌های کوچک و هزار و یک بهانه دیگر بزرگ‌تر هایمان را فراموش کرده باشیم. سال پیش بعد از شب یلدا با یک مادربزرگ مهربان صحبت می‌کردم و می‌گفت: بچه‌ها و نوه‌هایم دیگر حتی شب چله هم دورهم جمع نمی‌شوند. می‌گفت پسرم کار فردا و بیدارشدن صبح زود را بهانه می‌کند و دخترم گرانی و پیری من را.

آن یکی راهش هفت شهر فاصله دارد و این یکی دلش هفت آسمان از من دور است. حالا دیگر حتی شب چله‌ها هم مرا به یاد نمی‌آورند.

اگر بزرگ‌ترین شب سال را بی‌بزرگ‌ترهای خانواده سر کرده‌اید مواظب باشید که شب طولانی ممکن است پشتش در خانواده نشکسته باشد و خورشید یخ رابطه‌تان را آب نکند. همه رونق شب چله همین شب چله کنار بزرگ‌ترها و با محوریت آنها است.

شب مادربزرگ

دکتر محمود روح‌الامینی، استاد دانشگاه تهران می‌گوید: آنچه از مراسم شب یلدا در میان ایرانیان مانده است، مراسم شب‌نشینی شب چله است. یلدا را می‌توان جشن گردهمایی خانواده ایرانی دانست. در جامعه کنونی ایران در این شب اعضای خانواده یا خویشاوندان نزدیک با خوردن آجیل مخصوص، میوه (هندوانه و انار) و شیرینی در سرمای آغازین زمستان، این شب را گرامی می‌دارند.

مراسم شب چله که در ایران سابقه‌ای 5 هزار ساله دارد در هر دوره‌ای آیین‌هایی را افزوده و آیین‌هایی از آن به فراموشی سپرده شده. یکی از آیین های شب یلدا در میان ایرانیان در سراسر دنیا، فال با دیوان حافظ است. دیوان حافظ را معمولا یکی از بزرگ‌تر‌های خانواده یا کسی که الفتی با اشعار وی دارد  و به اصطلاح نفسش حق است، می‌خواند و تعبیر می‌کند. در برخی از نقاط ایران نیز شاهنامه‌خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه‌گویی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می‌کند؛ اما همه اینها ترفندهایی است تا خانواده‌ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.

فریدون جنیدی، شاهنامه‌پژوه ایرانی در این خصوص می‌گوید: ایرانیان در شب چله که بلندترین شب سال بوده است با شادی تا طلوع مهر به نیایش می‌پرداختند.

در آن زمان با استفاده از دانش نجوم و ریاضی گاه‌شماری بر اساس عدد 40 به دست آورده بودند که این روز را به عنوان بلندترین شب سال دانسته و از فردای آن روز خورشید و فروغ سپیده‌دم هر دو هر روز یک دقیقه زودتر طلوع می‌کند.

طولانی‌ترین شب سال فرصتی است برای آموختن‌های بسیار و بازآموزی شیوه‌ها و راهکارها و انتقال تجربیات گذشتگان به نسل جدید برای زندگی بهتر. هرچقدر هم با تکنو لوژی خو کرده باشید می‌توانید یک شب را مثل قدیم تر‌ها بگذرانید.

فرصت با هم بودن و گفتگوی چند نسل خانواده زمان مغتنمی است برای مرور تجربیات گذشتگان و انجام صله رحمی  که از دیرباز به آن اعتقاد داشته‌ایم.

در این شب قصه‌گویی پیران از افسانه‌های ایرانی و اتفاقات گذشته برای کوچکترهای خانواده جلوه‌ای دیگر دارد.

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده  که یکی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده بوده است. جشنی که از لازمه‌ آن، حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است. بنابراین محور جشن شب یلدا سالمندان هستند، اما چون در روزگار ما وسائل ارتباط جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون، کامپیوتر، اینترنت،‌ مجلات و کتاب‌ها و غیره به فراوانی در دسترس کودکان است دیگر کودکان کمتر از بزرگ‌ترها درخواست قصه‌گویی می‌کنند و حتی افسانه‌ها را براحتی نمی‌پذیرند، اما اگر قصه‌گو مادربزرگی خوش زبان و با سلیقه باشد حتی بچه‌های امروزی را هم کنار شومینه میخکوب می‌کند.
جذابیت افسانه‌ها کودکان را به دنیای روِیاها می‌برد و کلام شیرین مادربزرگ بچه‌ها را چنان سرگرم می‌کند که دیگر مزاحم مادران و خواهران و کسانی که به فکر تمهیدات شب هستند، نمی‌شوند.

حتی اگر شب چله د رکنار هم نبوده‌اید، می‌توانید فکر کنید بلندترین شب سال چند دقیقه کوتاه‌تر بوده است.
همین حالا برنامه یک شب‌نشینی خانوادگی با حضور مادربزرگ و پدربزرگ را بچینید و از بچه‌ها بخواهید ایده‌هایشان را در این شب خانوادگی برای هرچه بهتر برگزارشدن اجرا کنند.

اصل دور هم بودن و به دست آوردن دل بزرگان خانواده است. وگرنه امروز می‌دانیم که خورشید هر روز طلوع می‌کند حتی اگر بلندترین شب سال را پشت سر بگذارد، اما هر روز خورشید یکی از ما غروب خواهد کرد تا بیش از آن قدر همدیگر را بدانیم.

ماندانا ملاعلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها