به گزارش ایسنا ، بحران مالى اخیر جهان نیز در برابر فوتبال، به ویژه در کشورهاى پیشرو، استثنا قائل نخواهد شد. به گفته کارشناسان اقتصادى بحران مالى مىتواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر فوتبال اثر بگذارد. تاثیر مستقیم زمانی ممکن است که باشگاه از بازار سرمایه پول قرض گرفته باشد. به عنوان مثال دریافت وام براى سرمایهگذارى در زیرساختها مانند ورزشگاه.
با توجه به بحران فعلى، این کار ممکن است دشوارتر شود، یا با یک نرخ بهره بالاتر صورت گیرد؛ مشکلى که کشور آفریقاى جنوبى، میزبان جام جهانى 2010 نیز با آن مواجه است.
به گفته «دنى جردن» رییس کمیته برگزارى جام جهانى 2010، به دنبال بحران مالى جهان، تامین مالى پروژههاى ساخت و ساز و اقدامات زیربنایى «بزرگترین چالش» پیش روى آنهاست. به گفته «هورست اشمیت» ، خزانهدار فدراسیون فوتبال آلمان و مشاور ویژه فیفا در جام جهانى 2010، افزایش قیمت آهن و سیمان مىتواند براى این پروژهها در آفریقاى جنوبى دردسرساز شود و باید سیستمهاى نظارتى و اقدامات کنترلکنندهاى در نظر گرفته شوند.
شکل دیگر تاثیر مستقیم رکود اقتصادى، مىتواند خود را در کاهش درآمدها از محل فروش حق پخش تلویزیونى نشان دهد.
هواداران فقیرتر ، فوتبال ضعیف تر
در شرایط رکود اقتصادى امکان کاهش مشترى و حتى ورشکستگى شبکههاى تلویزیونى وجود دارد که منجر به کاهش مبلغ پیشنهادى آنها و به دنبال آن کاهش درآمد باشگاهها مىشود.
بحران در بازارهاى مالى به شکل غیرمستقیم هم بر باشگاهها اثرگذار است. کاهش قدرت خرید هواداران (مصرفکنندگان)، یکى از پیامدهاى بحران مالى است که روى درآمدزایى باشگاهها تاثیر مىگذارد.
به عقیده کارشناسان، در چنین شرایطى همه با احتیاط بیشتر پول خرج مىکنند و به دنبال راههایی جدید براى پسانداز هستند. در این صورت مخارج مربوط به اوقات فراغت، از جمله هوادارى در فوتبال، ممکن است نخستین بخشى باشد که مصرفکننده در آن صرفهجویى مىکند.
این مساله ممکن است باعث کاهش درآمد باشگاه از محل فروش اقلام تجارى هوادارى و کاهش فروش بلیت شود. از سوى دیگر ، کاهش قدرت خرید باعث کاهش تعداد مشتریان شبکههاى پولى تلویزیونى مىشود که عمدتاً صاحبان اصلى حقوق پخش تلویزیونى لیگهاى بزرگ هستند و این موضوع برروى درآمد باشگاهها از محل فروش حق پخش اثر مىگذارد.
بحران مالى براى باشگاههایى که در مالکیت اشخاص هستند نیز مىتواند یک تهدید باشد. در این صورت، از آنجا که سرمایه باشگاه از ثروت شخصى این افراد حاصل مىشود، اگر مشکلى پیش بیاید، فوتبال اولین قربانى خواهد بود. این نوع مالکیت بیشتر در ایتالیا و انگلستان وجود دارد.
در میان چهار لیگ بزرگ فوتبال جهان، به نظر مىرسد بحران اقتصادى اخیر براى لیگ برتر انگلستان و سرى A ایتالیا، به دلیل ساختار متفاوتشان، تهدید بزرگترى نسبت به بوندسلیگاى آلمان و لالیگاى اسپانیا باشد.
فوتبال جزیره در تنگنا
در لیگ برتر انگلستان، به دلیل قوانین آزادى که دارد، سرمایهگذارىهاى زیادى در سالهاى اخیر انجام شده است. به همین خاطر بحران مالى بیشتر از سایر کشورها دامن لیگ این کشور را گرفته است.
در پى این سرمایهگذارىها و خریدارى باشگاهها با سرمایههاى شخصى، بدهىهاى سنگینى به بار آمده که حالا در بحران مالى عواقبشان مشهودتر به نظر مىرسد. در واقع با این بحران بود که توجه سران فوتبال جهان به مسائلى چون بدهى و نوع مالکیت باشگاهها جلب شد.
اخیرا «دیوید تریسمن» رییس فدراسیون فوتبال انگلستان اعلام کرد که بدهى باشگاههاى انگلیسى به حدود سه میلیارد پوند رسیده که یک سوم آن، حدود 950 میلیون پوند به منچستر یونایتد، چلسى، آرسنال و لیورپول، چهار باشگاه بزرگ این کشور مربوط است. این امر رشد 12 درصدى در بدهىها را نشان مىدهد.
به دنبال آن ، «دیوید تیلر» دبیر کل اتحادیه فوتبال اروپا در لندن هشدار داد باشگاههایى که بدهىهاى سنگین دارند، از شرکت در رقابتهاى اروپایى محروم خواهند شد. او گفت که یوفا مشغول تنظیم مقررات مالى مشخصى براى باشگاههاست تا آنها را وادار کند که منابع مالى خود را درست مدیریت کنند و بقاى خود را به خطر نیندازند.
اما به اعتقاد کارشناسان، براى بررسى وضعیت مالى باشگاهها و اعطاى مجوز حضور در رقابتهاى اروپایى توسط یوفا، مکانیسم دقیقى باید طراحى شود که نوع بدهىها و توان باشگاه در بازپرداخت آنها را در نظر بگیرد. به عنوان مثال، میان بدهى باشگاههاى آرسنال و چلسى با بدهىهاى منچستر یونایتد و لیوپول تفاوت است.
تقریباً کل بدهى 170 میلیون دلارى چلسى، به «رومن آبراموویچ» مالک باشگاه برمىگردد که در بازیکنان گران قیمت سرمایهگذارى کرده و این وضعیت همانند آن است که شخصى به خودش بدهکار باشد. بدهى 550 میلیون دلارى آرسنال نیز عمدتاً به دلیل ساخت استادیوم جدیدش است که یک دارایى ملموس محسوب مىشود. این نوع بدهى نیز نباید مد نظر قرار بگیرد.
نگرانیهای منچستریونایتد و لیورپول
مشکل اصلى، بدهى باشگاههایى چون منچستر یونایتد و لیورپول است. این بدهىها بیشتر به این خاطر حاصل شدهاند که افرادى که باشگاه را خریدهاند، پول زیادى براى این کار قرض کرده و بدهى را روى دوش باشگاه یا یک شرکت وابسته به باشگاه که تامین منابع مالی باشگاه را به عهده دارد، گذاشتهاند.
این بدهى براى خرید یک دارایى به وجود نیامده و تنها به خاطر اینکه خانواده «گلیزر» بتواند منچستر یونایتد را بخرد، به دست آمده است. حالا باشگاه باید سالانه 60 میلیون دلار براى بازپرداخت آن هزینه کند.
پرداخت این مبلغ مادامى که همانند فصل پیش باشگاه سودآور باشد ، مشکلى پیش نمىآورد اما اگر این طور نباشد و بحران مالى کنونی روى درآمدهاى باشگاه تاثیر بگذارد، مشکلزا خواهد بود. بدهى باشگاه لیورپول نیز با خریدارى آن توسط «جورج جیلت» و «تام هیکس» مشابه است.
این باشگاه به دلیل بحران مالى حتى برنامههایش براى ساخت استادیوم جدید 350 میلیون پوندى خود را نیز متوقف کرده است.«ریک پرى» ، مدیر عامل لیورپول اعلام کرد که ساخت این ورزشگاه تا زمانى که اوضاع بهبود یابد ، ادامه نخواهد یافت. طبق برنامه قرار بود ساخت این ورزشگاه 60 هزار نفری تا آگوست 2011 تمام شده باشد.
در این میان ، باشگاه قدیمى وستهام یونایتد آثار بحران مالى جهانى را بلافاصله حس کرد. مالک این باشگاه ، «بیورگولفور گودموندسون» ایسلندى است که رییس و سهامدار عمده «لندسبانکى» ، دومین بانک بزرگ ایسلند است. این بانک یکى از بانکهایى بود که در ایسلند در پى بحران مالى ورشکستگى خود را اعلام کرد و پس از آن توسط دولت خریدارى شد.
با ملى کردن «لندسبانکى» گودموندسون از ریاست برکنار شد و طبق برآوردها 230 میلیون پوند از دست داد. با این وجود «اسگیر فریدگیرسون» ، نایب رییس باشگاه در گفتگو با روزنامه تایمز اعلام کرد که گودموندسون سرمایهاش را از باشگاه خارج نخواهد کرد، اما این اتفاقات سرمایهگذارىهاى باشگاه در این فصل را محدود خواهد کرد.
این باشگاه از «جانفرانکو زولا» ، مدیر و سرمربى تیم خواست تا 10 بازیکن از تیم 34 نفرهاش را کم کند. البته فریدگیرسون تضمین کرد که بحران اقتصادى کشور ایسلند بر تعهدات بلندمدت او به وستهام تاثیر نخواهد گذاشت.
تهدید بزرگ براى سری A ایتالیا
بحران بینالمللى مالى، براى باشگاههاى ایتالیا هم که بدهىهاى سنگینى دارند، مىتواند اثرات شدیدى داشته باشد. «آدریانو گالیانى» ، نایب رییس باشگاه میلان چندى پیش گفت که بحران مالى فوتبال ایتالیا را نیز در امان نخواهد گذاشت و او بیش از هر چیز بابت قرارداد با اسپانسرها و درآمدهاى تلویزیونى نگران است.
بدهى باشگاههاى ایتالیایی، بیشتر به خاطر ساخت استادیومهاى جدید به جاى ورزشگاههای قدیمى و فرسودهشان است. اما ولخرجى باشگاهها و مالکان جاهطلبشان هم در این بدهىها بىتاثیر نیستند. همانند آنچه چند سال پیش در لاتزیو اتفاق افتاد و این باشگاه را تا آستانه ورشکستگى پیش برد.
بر اساس تحلیلى که به تازگى منتشر شده، باشگاههاى دسته اولى ایتالیا سالانه به طور متوسط از اسپانسر اصلىشان 3.9 میلیون یورو درآمد کسب مىکنند. کوچکترین کاهشى در این درآمد، تاثیر منفى زیادى روى بودجه باشگاهها خواهد گذاشت.
به ویژه خودروسازان ایتالیا بیش از سایر صنایع اسپانسر باشگاهها هستند و آنها از کاهش تقاضا و سفارش خبر دادهاند. شاخص سهام سهامداران اصلى مانند فیات براى یوونتوس و موسسه رسانهاى مدیاست براى میلان نیز سقوط کرده است. باشگاههاى کوچکتر قصد دارند بیشتر از هر چیز در دستمزد بازیکنان صرفهجویى کنند.
رئال و بارسا، با خیال آسوده
در لیگ اسپانیا، دو باشگاه بزرگ رئال مادرید و بارسلونا از لحاظ درآمدزایى با سایر باشگاهها قابل مقایسه نیستند. منابع درآمدى این باشگاهها هم به گونهاى است که اثرات بحران مالى را محدود مىکند.
رئال مادرید پردرآمدترین باشگاه جهان، به گفته «خوزه آنخل سانچز» مدیر عامل باشگاه، به لطف وضعیت مالى باثباتى که دارد ، تحت تاثیر بحران مالى جهانى قرار نگرفته است.
رئال فصل گذشته سود خالصى بالغ بر 97 میلیون یورو داشت و براى سومین فصل پیاپى در ردهبندى سالانهاى که شرکت مشاوره «دلوئت» در لندن منتشر مىکند، به عنوان پردرآمدترین باشگاه جهان انتخاب شد. قراردادى که رئال با شرکت «مدیاپرو» بابت فروش حق پخش تلویزیونى مسابقاتش بسته و سالانه 157 میلیون یورو عاید این باشگاه مىکند و همچنین قرارداد با کمپانى آدیداس براى تامین البسه ورزشى تیم، به این باشگاه اجازه مىدهد تا این بحران را بدون مشکل حادى پشت سر بگذارد.
بارسلونا ، رقیب رئال نیز وضعیت پایدار مشابهى دارد. این باشگاه نیز براى فروش حقوق پخش تلویزیونى با شرکت کاتالانى «مدیاپرو» قرارداد بسته است و سالانه تا سال2013، بیش از 144میلیون یورو دریافت مىکند. شرکت نایک نیز در قراداد جدیدى که با بارسا بسته است، سالیانه 37 میلیون یورو به این باشگاه مىپردازد. این دو قرارداد در مجموع 40 درصد درآمدهاى بارسا در بودجه سالیانهاش را تشکیل مىدهند و در چند سال آینده به باشگاه براى برنامهریزى امنیت مىدهند.
بر خلاف این دو باشگاه بزرگ، برخى دیگر از باشگاههاى اسپانیا را خطر ورشکستگى تهدید مىکند. در این باشگاهها فعالان بخش ساخت و ساز سرمایهگذارى کردهاند و از آنجا که این بخش رونق سالهاى گذشته را پشت سر گذاشته و دچار رکود شده، بقاى باشگاه نیز به خطر افتاده است.
بوندسلیگا، سالمتر از سایرین
بوندسلیگاى آلمان، نسبت به سایر لیگها با خیال راحتترى به بحران مالى جهان نگاه مىکند. ساختار فوتبال این کشور و منابع درآمدى باشگاهها با پایداری خود، باعث شدهاند تا تلاطمهاى بازار مالى تاثیر کمترى بر وضعیت آنها داشته باشد.
بنا بر تحقیقى که شرکت تحقیقاتى «اشپورت + مارکت» انجام داده است، بخش مالى 14 درصد اسپانسرهاى بوندسلیگا را تشکیل مىدهند. «هارتموت زاستروف» ، مدیر «اشپورت + مارکت» به خبرگزارى آلمان گفت که فوتبال آلمان و در کل ورزش آلمان به بانکها وابسته نیستند. درآمد باشگاههاى دسته اولى از محل اسپانسرها در سال گذشته حدود 370 میلیون یورو بود که 50 میلیون آن از بخش مالى بدست آمد.
به اعتقاد آقاى «زاستروف» ، حتى در صورتى که 50 درصد حامیان از بخش مالى هم بروند، باز هم مشکل خاصى پیش نخواهد آمد و به عنوان مثال ممنوعیت تبلیغات نوشیدنی های الکلی براى ورزش آلمان، تاثیر به مراتب شدیدترى خواهد داشت.
در آلمان ، به دلیل پخش زیاد مسابقات از شبکههاى آزاد تلویزیونى (Free-TV) که براى همه قابل مشاهده هستند، درآمد از محل اسپانسرینگ نسبت به سایر لیگها سهم بیشترى در کل درآمدها دارند. ضمن اینکه بوندسلیگا با متوسط حدود 40 هزار تماشاگر در هر بازى، پرتماشاچىترین لیگ اروپاست و از این لحاظ هم درآمد پایدارى دارد.
از نظر آقاى «زاستروف» ، بحران مالى یک اثر معکوس هم مىتواند داشته باشد. او معتقد است که بانکها حالا قاعدتاً باید با بازاریابى خوب مشتریانشان را وادارند تا بیش از پیش پسانداز داشته باشند. به همین دلیل اسپانسرینگ در فوتبال و ورزش در کوتاهمدت و همین طور بلندمدت همچنان نقشى مرکزى در آمیخته بازاریابى بانکها خواهد داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم