یادداشتی بر مجموعه تلویزیونی «سیب ترش»

آپارتمان نشینی از معضلات شیرین و تلخ مدرنیته است که خود عالمی دارد.
کد خبر: ۲۲۳۰۵
انبوه سازان و برج سازان با هزاران دوز و کلک صاحبان خانه های قدیمی و بزرگ را ترغیب می کنند که به قول معروف آن خانه کلنگی را بکوبند و با یک مهندس و یا یک سرمایه گذار شریک شود و آپارتمان سازی کند. آن گاه چند واحد را خودش برمی دارد و چند تا را نیز به صاحبخانه هدیه می کند. این روال در زندگی اجتماعی انسان های عصر حاضر نیز اتفاق می افتد. اگر دقیق تر به مساله نگاه کنید، به عمق آن هم پی خواهید برد. «حاج احمد نیکبخت» با «حاج مرتضی » در رقابت شدید و چشم و هم چشمی است و آنها خانه های قدیمی را به آپارتمان تبدیل می کنند و به فرزندانشان هدیه می نمایند. همواره باید به این نکته توجه داشت که حفظ سنتها و باورهای قدیمی تا جایی مناسب است که به عنوان یک الگو (آن هم در برخی قسمتها و مواقع) در موزه و یا آکواریوم ذهن قرار گیرد و به عنوان میراث فرهنگی معنوی در خانه خاطره ها، در واقعیت و در مکانهای عمومی مورد توجه و بازدید قرار گیرد. اما درگیر شدن زیاد با آنها انسان را دچار خمودی و عقب ماندگی می کند. در عصر حاضر که همه چیز در حال پیشرفت مافوق صوت است ، باید هماهنگ با این سرعت رشد کرد و در عین حال با درایت از مناسبات سنتی که خوب و ماندگار است ، استفاده بهینه کرد تا بی عاطفگی و بی غیرتی مدرنیته مثل برجهای بی احساس جای صلح و صفا و دوستی قدیم را نگیرد. «سیب ترش » نمونه ای از این تغییر سنت به مدرنیته است که با چاشنی طنز همراه است . شخصیت های مجموعه که با هنرنمایی بازیگران قدیمی و حرفه ای شکل گرفته اند، بازی بچه گانه و به قول معروف خاله زنک بازیهای 2فرد جاافتاده و لجباز را در قالب طنز به تصویر می کشد. فرم ارائه اثر جالب است ؛ زیرا یک نفر ماجرا را روایت می کند و همزمان در طول فیلم با اشخاص قصه هم صحبت می شود. این روشی تئاتری است که بازیگر از صحنه وارد جمع تماشاچی ها می شود و با آنها صحبت می کند و باز به صحنه برمی گردد؛ زیرا بازیگر رو به دوربین حرف می زند، هرچند صدای راوی خارج از تصویر به گوش می رسد. آدمهای قدیمی در قالبی جدید وارد عرصه ای نوین می شوند و برای فرار از موقعیت عجیب و پا در هوای خود با شخص غایبی که در عین حال حاضر است (راوی ، دوربین و مخاطب) صحبت می کند و به عبارتی هر شخص با یک فرد دیگر خارج از داستان که او را می شناسد و ماجرایش را می داند، صحبت کرده و اعتراف می کند. از نظر فرم و ساختار قصه ، این روشی است که برای باز کردن گره های آن که ظاهرا به دلیل ضعف در ارائه قوی آن و ترس از این که رشته ماجرا از دست مخاطب در برود ، توصیف های لازم را به وسیله راوی و صحبت بازیگر با دوربین ارائه می دهد؛ البته این فقط یک فرض است که شاید درست نباشد، زیرا همین روش جدید در یک سریال تلویزیونی داستانی می تواند خاص و یا مناسب باشد و نکته مورد نظر دلیل ضعف مجموعه نیست ؛ اما باور کنید شخصیت های اینچنینی نباید اینقدر خاله زنک و ضعیف باشند، حتی به قیمت ایجاد طنز و یا آوردن مدرنیته نباید سنت را به یکباره کنار گذاشت و محکوم کرد. ظاهرا بچه های این دوره و زمانه در این سریال منطقی تر به نظر می رسند ، این هم حرفی است !.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها