اگر آن عکسها نباشد! اگر آن روزنامه ها و خاطرات غرورانگیز ما از او نباشد ، شاید کسی باور نکند او روزی رفته روی آن سکوها و پرچم ما را فرستاده آن بالا و ما را با خودش رسانده به عرش .
کد خبر: ۲۲۲۳۴
امروز اگر او را در آن هیبت ببینید ، در آن کت و شلوار، اگر پای حرفهایش بنشینید ، اگر بدانید هر روز کجاها می رود و با کی ها می نشیند و بلند می شود ، اگر حرف زدنش را بشنوید. به سختی تصور می کنید که همان است که روزگاری همه قهرمانان مدعی جهان را زمین زده ، همان که روزگاری اسمش که می آمده ، حریفان دست و پایشان را جمع می کرده اند. حالا رسول خادم ، مسوول فنی فدراسیون کشتی ، عضو منتخب شورای شهر تهران و مدیر جوانی است که سرش پر از فکرهای تازه است ؛ داغ داغ و مشتاق این که بتواند یکی از آن گره ها را باز کند. یکی از آن هزاران مشکلی که هنگام گفتنشان ضبط صوت را خاموش می کند. او دیگر فقط یک قهرمان جهان نیست . مدیری است که هم در ورزش و هم در شورای شهر، نگاهها به اوست . با همه دغدغه هایی که در مسائل سیاسی و اجتماعی دارد و با همه دیدگاه هایی که نسبت به جریان های فرهنگی دارد. رسول خادم پایان نامه لیسانسش را درباره جامعه شناسی پهلوانی نوشته است و دارد کتاب بررسی سیر خودآگاهی اجتماعی در تاریخ سیاسی ایران را می نویسد. این همان رسول خادم است ، همان قهرمان جهان که مدام نام تختی را می آورد و مدام از مردم و دردهایشان می گوید. همان که حالا همه منتظرند ببینند در لباس تازه اش تا روی کدام سکوها بالا می رود، رسول خادم که امروز فقط 31سال دارد.
آقای خادم ! شما با 31سال سن ، جوانترین منتخب مردم تهران در انتخابات اخیر شورای شهر هستید این موفقیت را به شما تبریک می گوییم. تا حالا خیلی ها در این مملکت انتخاب شده اند. مهم این است که بشود کاری کرد.
شما وقتی کاندیدا شدید ، فکر کردید چه کار می شود کرد؛ زیباترین و کارآترین ویژگی شورای شهر ، ارتباط مستقیم با مردم است . بر همین اصل ، معتقدم کسانی می توانند در شورا موثر باشند که سرمایه هایی در اختیار داشته باشند و مستقیم بتوانند آن را در ارتباط با مردم هزینه کنند و بهره بگیرند. بیشترین سرمایه من ، لطف و محبت مردم است . در ازای این لطف و محبت ، مسوولم ، چه در شورا باشم ، چه نباشم . اصراری هم که بعضی دوستان نسبت به حضور من داشتند، شاید بیشتر به دلیل مسوولیتی بوده است که چند سالی است در موسسه فرهنگی هنری داشته ام و فعالیت هایی که کرده ام ، همین بود که وقتی هم درگیر این قضیه شدم ، تبلیغات نکردم . حتی این عکسی هم که می بینید (عکسی را روی دیوار نشان می دهد که هیچ شعار تبلیغاتی روی آن دیده نمی شود) و دوستان ما زحمتش را کشیده بودند، هیچ اشاره ای به بحث شوراها نشده بود. شورا از نگاه من ، ابزاری است برای خدمتگزاری ، با توجه به قدرت تاثیرگذاری که می تواند داشته باشد. پیش از این ، همه شما را یک چهره ورزشی می دانستند. هنوز هم خیلی ها نمی دانند رسول خادم چه نگرانی هایی ممکن است در حوزه شورای شهر داشته باشد.
رشته تحصیلی من علوم سیاسی بوده است . فوق لیسانس من هم جامعه شناسی بوده نگاه من به ورزش هم متفاوت است . از نگاه من ، ورزش می تواند یک ابزار فرهنگی یا اجتماعی هم باشد.می شود در بحث آسیب های اجتماعی آن را بررسی کرد و از آن کمک گرفت . می شود جایگاه الگودهی ورزش را بررسی کنیم . شاید بیشترین دغدغه ذهنی من ارتباط با اقشار مختلف مردم و آشنا شدن به دردهایی باشد که طبقات مختلف دارند. ما در حوزه مدیریتی مشکل داریم . درباره شکاف های فرهنگی موجود در جامعه ، درباره موضع انفعالی که در برخورد با آسیبها و انحرافات اجتماعی وجود دارد و... در همه این زمینه ها من ورزش را یک ابزار می دانم . اگر استفاده درستی از آن بشود، قطعا زمینه مناسبی برای ایجاد جریان های سالم اجتماعی و فرهنگی خواهد بود. امروز هر پدر و مادری نگران حضور فرزندانشان در شهری مثل تهران هستند که آلودگی های اجتماعی بسیار آشکاری دارد. دغدغه من این چیزهاست . می توانید کمی روشن تر بگویید شورای شهر در این زمینه چه کارهایی می تواند بکند؛ در همه کشورهای توسعه یافته ، شهرداری ها پشتوانه تامین جریان سازی سالم اجتماعی اند؛ یعنی به چه صورت؛ در بخش ورزش ، با ایجاد فضاها و اماکن ورزشی ارزان و عمومی .به توسعه ورزش همگانی کمک می کنند. این مسوولیت را در زمینه فرهنگی و هنری هم دارند. طبق آمار اعلام شده در شهر تهران ، 33سانتی متر فضای ورزشی برای هر پسر داریم و یک شصت پا برای هر دختر. شورای شهر از کارهای اساسی که می تواند انجام دهد ، طراحی و برنامه ریزی برای درگیر کردن نهادهای اجتماعی و فرهنگی و استفاده از توانمندی شهرداری تهران است ، تا این فضاها را مطابق فراوانی جمعیت نواحی و مناطق مختلف تهران ایجاد کنیم. آقای خادم ! شما کی به این نتیجه رسیدید که می خواهید در انتخابات شورای شهر شرکت کنید؛ روز آخر به اصرار دوستان ثبت نام کردم . من در قالب موسسه فرهنگی هنری و خیریه ای که چند سالی است فعالیت می کند، با اقشار مختلف جامعه تهران در ارتباط هستم و مطالبات و نیازهای خاص و عام و مشکلات و مسائلی را که بخصوص در زمینه های فرهنگی است ، دیده ام و درک کرده ام . به همین دلیل شاید مردم فکر کرده اند ممکن است بتوانم در حوزه شورای شهر در حد توان کاری انجام بدهم. یعنی معیار مردم برای انتخاب شما فقط شهرت ورزشی تان نبوده است؛ این اطلاعات را همه در اختیار ندارند که بنده چه اندازه با مسائل فرهنگی درگیر هستم . شاید بعضی ها از رشته تحصیلی من هم اطلاعی نداشته باشند. مردم به کسی که فکر می کنند سالها در شکست و پیروزی ها کنارشان بوده است . محبت و اعتماد کردند. محبت و اعتماد مردم ، فراتر از قواره بنده است . مطمئنا بدون لطف خدا و کمک مردم ، هیچ کاری از دست من برنمی آید. بعد از انتخابات ، در یک مصاحبه تاکید کرده بودید کاندیدای مستقل بوده اید اما اسم شما در چند فهرست مختلف وجود داشت . خیلی از جریان ها و جناح ها با توجه به اقبال مردمی که پشت سرشان بود ، محبت داشتند و اسم بنده را در فهرست خودشان گذاشتند ، اما من متقاضی قرار گرفتن اسمم در هیچ فهرستی نبودم . البته نسبت به محبتی که مردم نسبت به من داشتند ، نه ناآگاه بودم و نه ناآشنا. توجه و محبت مردم به من از نگاه سیاسی بوده و نه نگاه جریانی خاص . شاید مردم بزرگوارانه با فراز و نشیب زندگی افرادی مثل من زندگی کرده اند. چه چیزی باعث شده است میان این همه ورزشکار ، یک نفر مثل رسول خادم تا این حد به مسائل اجتماعی و مسائلی غیر از خود ورزش اهمیت بدهد؛ شاید دلیل اصلی اش انگیزه های فردی باشد. من اول ، تربیت بدنی می خواندم ، بعد تغییر رشته دادم . شاید جرقه اول را دکتر شریعتی و آشنایی من با کتابهایش در من زده باشد. گذشته از هر چیزی ، همه ما مقابل مردم و مقابل خدا مسوول هستیم . شما در قبال شهرت یا محبوبیت یا هر چیز دیگری قطعا باید به خدا پاسخ بدهید. من به این اعتقاد دارم و چون بر ماندگاری در این دنیا هم اعتقاد ندارم و هر لحظه را لحظه ای می دانم برای تمام شدن ، دغدغه پاسخگویی در من بسیار است . بعد از شروع کار شورای شهر ، قطعا درگیری شما بیشتر می شود. آیا با این شرایط باز هم خواهید توانست در فدراسیون کشتی ایفای نقش کنید؛ نقش من در فدراسیون کشتی ، نقش مدیریتی و نظارتی است . به هر حال ، نقش بسیار مهمی است ، چون بیشتر وظایف فنی فدراسیون به عهده شما خواهد بود. هدفم این است که کشتی در حوزه فنی ، نظام مند و تشکیلاتی شود. احساس می کنم نیروهای موجود در کشتی ، توانایی چنین کاری را دارند ، اما چیزی که در کشتی شاید بیشتر وقت من را می گیرد ، حوزه فنی تیم بزرگسالان است . در بقیه حوزه ها ، با استفاده از نیروها و یک کار تشکیلاتی بیشتر نقش نظارتی خواهم داشت . البته نفس قبول کردن این مسوولیت از سوی شما عجیب بود. تصور می شد به دلیل این که فدراسیون فعلی جایگزین فدراسیونی شده که برادرتان - امیررضا خادم - مسوولیت آن را به عهده داشته ، شما برای همکاری مشکل داشته باشید. قصد من کمک کردن بوده است به این چیزها زیاد اهمیت نمی دهم . آقای طالقانی و امیررضا خادم هر دو متعلق به کشتی اند... شما اصرار دارید فعلا بیش از این درباره شورا صحبتی نکنید ، پس اجازه بدهید درباره مسائل شخصی خودتان صحبت کنیم ؛ مثلا این که با درگیری های تازه ای که پیدا کرده اید، برنامه ای برای ادامه تحصیل دارید؛ قطعا نیروی اجرایی که قدرت نظریه پردازی اش در مسائل روزمره هزینه شود، کارآیی لازم را در حوزه اجرا نخواهد داشت . اگر بهانه تحصیل هم وجود نداشته باشد ، باید به طور مستمر درگیر کار مطالعاتی و تحقیقاتی باشد ؛ حتی اگر این درگیری بیشتر از چند ساعت در روز نباشد. نگفتید برنامه مشخصی برای ادامه تحصیل دارید یا نه؛
بله ، می خواهم ادامه بدهم تا هر جا که شد. هر چند به مدرک اعتقاد ندارم . با این همه مشغله ، فرصت مطالعه دارید؛ بستگی دارد به این که در روز 10، 12ساعت استراحت کنید یا نه . من معتقدم خیلی خوب می شود از 24ساعت استفاده کرد. شما چه جوری استفاده می کنید؛ با خواب میانه خوبی ندارم . غیر از مطالعات درسی و کاری ، در زمینه های دیگری هم مطالعه دارید؛ مطالعه آزاد هم دارم . بیشتر در زمینه جامعه شناسی سیاسی و حوزه های فرهنگ و ادبیات فارسی مطالعه می کنم . رشته دبیرستان شما چه بوده است؛ اقتصاد ، آن زمان رشته اقتصاد هنوز بود. آخرین کتابی که خوانده اید؛ کتاب خاطرات آقای رهنما درباره دکتر شریعتی . کتاب جالبی است . بعد ، یک کتاب خاطرات درباره پیش از انقلاب است . تعداد زیادی کتاب هم هست که فرصت نکرده ام بخوانم و توی نوبت گذاشته ام . به نوعی ، با جریان انتشار کتابهای روز جلو می روم . در زمینه روابط بین الملل هم کم وبیش کتابهای روز را می خوانم . به هر حال ، رشته دانشگاهی من روابط بین الملل بوده است . گاهی اوقات در روزنامه ها مطالبی از شما چاپ می شود که نشان می دهد قلم توانایی دارید. کمتر دیده شده است ، یک ورزشکار اینقدر خوب بنویسد. با نوشتن بیگانه نیستم . به آن علاقه هم دارم . مفصل ترین چیزی که نوشته اید؛ الان کتابی با عنوان جامعه شناسی پهلوانی در تاریخ سیاسی ایران تقریبا آماده چاپ است . یک موضوع دیگر هم بررسی سیر خودآگاهی اجتماعی در تاریخ سیاسی ایران است که دوره ایران باستانش تمام شده است . در حوزه زنان هم زیاد کار کرده ام ؛ جایگاه اجتماعی زن و نقش اجتماعی زن در جریان های رسانه ای 3دهه اخیر. در بخش ازدواج های سیاسی در تاریخ سیاسی ایران هم کار کرده ام . اینها مطالبی است که کار شده است و البته بعضی کارها مشترک بوده اند. شما به سینما هم علاقه دارید؛ بله ، 2 ، 3 ماه اخیر به دلیل مشکلات ، مرتب پیگیری نکرده ام . فیلم «بمانی» ، فیلم آخری بود که رفتم الان هم می خواهم فیلم «روزگار ما» را ببینم. آقای خادم ! اجازه دهید دوباره از بحث درباره مسائل شخصی شما فاصله بگیریم . اگر قرار باشد فقط یک مورد از مشکلات جامعه را حل کنید ، آن یک مورد چه خواهد بود؛
اول باید به فرهنگ پرداخت . تا زمانی که انسجام فرهنگی نداشته باشیم و تا زمانی که به توسعه انسانی نرسیده باشیم ، امکان ندارد در توسعه سیاسی پیشرفت کنیم . جامعه ای که بحران هویت دارد ، در زمینه توسعه یافتگی با مشکلات جدی مواجه می شود. اول ، باید فرهنگ را درست کنیم . سیاست گذاری هایی که در زمینه فرهنگی بوده است ، مشکلاتی داشته است و امروز این شکافها به وجود آمده است . روحیه شما در عین جوانی ، بسیار جدی و پخته است . جاافتاده تر به نظر می رسید؛ من آدم پیر مسلکی هستم. پیر مسلک یعنی چی؛ یعنی به دلیل مسوولیت هایی که داشته ام و شرایطی که این مسوولیت ها ایجاب می کرده
، به معنای امروزی جوانی نکرده ام. چرا؛ همیشه درگیر برنامه ریزی های جدی ورزش بوده ام و فرصت نشده است. ناراحت نیستید که جوانی نکرده اید؛ بستگی دارد منظورتان چه باشد. مسائلی که من تجربه کرده ام ، خیلی مسائل جدی و باارزشی بوده و طبیعی است هزینه اش هم را پرداخت کرده ام . حسرت نمی خورید؛ به هیچ وجه ، چون اگر امروز بتوانم برای جوانان کاری بکنم ، به دلیل این بوده که وقتم را تلف نکرده ام . با این حال ، فکر می کنید با جوانان راحت ارتباط پیدا کنید؛ خیلی راحت ، چون تمام وقتم میان جوانان گذاشته است . به هر حال ورزشکار هستیم. پس پیرمسلک بودن با جوان بودن ، منافاتی ندارد.
منظورم از پیرمسلک بودن ، همان جوانی نکردن است . آدمهایی که سنشان از جوانی می گذرد ، برای زندگی شان برنامه ریزی می کنند و زندگی با برنامه ای پیدا می کنند. من به دلایل مختلف ، از جوانی در این شرایط بوده ام . خواه ناخواه کسی که با جوانی در ارتباط باشد و بتواند رابطه خوبی با آنها داشته باشد ، روحیه ای جوان دارد. روحیه ورزشی ، روحیه ای جوان پسند است . کار فرهنگی هم با بحث جوانها ارتباط مستقیم دارد. خود من در کنار این جوانها بوده ام . در کنار تمام آنها، نه فقط یک قشر خاص . هر تیپی که شما حساب کنید، همه را لمس کرده ام . حتی ادبیات متفاوتی که دارند. اگر الان به 16سالگی برگردید... در زمینه مطالعات جدی تر وارد می شوم . در شرایط فعلی ، اگر 16ساله بودید ، چه جوری زندگی می کردید ، یا چه انتخابی می کردید؛ مطمئنا از لحاظ اصول و چارچوب ، همین چارچوب را داشتم ، اما در مسائل جامعه ما با پیشرفت در بعد اطلاع رسانی ، دگرگونی هایی ایجاد شده است و می شود، با توجه به این مساله ، امکان داشت زندگی من هم متفاوت شود، اما در اصل ، گمان نمی کنم تفاوتی وجود داشته باشد. من همین آدم خواهم بود. شما در 31سالگی وارد شورای شهر شده اید. لابد با توجه به فرصتهایی که ممکن است در آینده نصیبتان شود، به مسوولیت های مهمتر از نمایندگی شورای شهر هم فکر می کنید. الان فقط فکر می کنم مردم لطف کرده اند و انتخابی کرده اند. به این فکر می کنم که حالا مقابل محبت اینها چه باید بکنم . به چیز دیگری فکر نمی کنم . نگاه من به امروز است . اینجا هم نیامده ام که مقدمات موقعیت های بعدی ام را آماده کنم . اینجا آمده ام که کار کنم .