اصولا چرا دانشمندان در سالهای اخیر به مقوله تقلید احساسات و حرکات انسانی از سوی سیستمهای رباتیکی توجه جدی داشتهاند؟
ذات مقوله ربات و سیستمهای رباتیکی در نوع خود جذاب است و وقتی صحبت از ارتباط دادن آن با دنیای انسانها میشود، این مقوله جذابیت بیشتری پیدا میکند. هدف اصلی در دنیای طراحی و سازههای رباتیکی کاستن از وظایف انسانی و محول کردن بخشی از آنها به سیستمهای رباتیکی است. زمانی که این دانش به حد قابل توجهی از رشد و توسعه رسید، دانشمندان بر آن شدند تا سیستمهای رباتیکی را حتی مشابه انسانها طراحی کنند تا هدف بعدی یعنی ارائه همنشینان مطمئن برای انسانها تحقق یابد. به این نکته نیز توجه داشته باشید که سیستمهای رباتیکی انساننمایی که ساخته میشوند، نیاز به ظاهری متناسب با وظایف و ماموریت تعریف شده برای خود دارند و از این روست که دانش دستیابی به عواطف مصنوعی در دنیای سازه رباتیکی در سالهای اخیر رشد تصاعدی داشته است.
کمی درباره این سر رباتیکی صحبت کنید.
ما نام جولز را روی این سیستم هوشمند رباتیکی گذاشتهایم. جولز از تواناییهای منحصربهفردی برخوردار است که از آن جمله میتوان به شناسایی و تشخیص دقیق احساسات و حالتهای انسانی و تقلید در آن واحد آنها اشاره کرد. البته این قابلیت عینی تقلید همزمان از احساسات و عواطف انسانی امتیازی بزرگ برای سازه رباتیکی ما به حساب میآید که کمتر در سازههای مشابه دیده شده است. تا پیش از این نمونههای مشابهی در گوشه و کنار جهان تولید شدهاند اما درخصوص جولز یک نکته کاملا متمایز است و آن دقت و مهارت بالا در تقلیدکردن از احساسات و عواطف انسانی است.
این ربات چه نوع احساساتی را بیان میکند؟
البته در حال حاضر جولز میتواند تنها 9 تا 10حالت عاطفی انسانی را ارائه کند که از آن جمله میتوان به خشم، خوشحالی، عصبانیت، ناراحتی و پریشان خاطری اشاره کرد. اما ما این سیستم را طوری برنامهریزی کردهایم که در آینده امکان ارائه احساسات بیشتر و جزئی تر را نیز داشته باشد.
هدف اصلی که در این پروژه دنبال کردهاید چه چیزی بوده است؟
توجه کنید که دانشمندان از مدتها پیش به دنبال استفاده از رباتها به عنوان همنشینان انسان بودهاند، اما این سازهها هیچ گاه نتوانستهاند احساسات و عواطف نرم و لطیف انسانی را درک کنند. پس نمیتوان از آنها به عنوان همنشینان منعطف برای انسانها یاد کرد. در سالهای اخیر تلاش شده است صورت ظاهری رباتهای انساننمایی که ساخته میشود، شباهت کاملی به انسانها داشته باشد و از آن گذشته حرکات و ارتعاشات بخشهای مختلف صورت در آنها لحاظ شود. در کل هدف ما کمک به دانش بشری برای افزایش سطح ادراک در رباتها برای درک هر چه بهتر دنیای انسانها بوده است.
گفته میشود چشمان این ربات که در حقیقت دوربینهای ویژهای هستند، بارزترین بخش این سیستم به حساب میآیند. درباره چگونگی ارتباط آنها با کل سیستم توضیح دهید.
در این سیستم رباتیکی همان طور که گفتید دو چشم قرار دارد که در حقیقت دو دوربین ویدئویی ویژه با قابلیتهای بالا هستند. این دو چشم میتوانند هر گونه ارتعاش و حرکت کوچک در صورت انسانی که در مقابلش نشسته است را ردیابی و پس از تجزیه و تحلیلهای آنی که در کسری از ثانیه صورت میگیرد، آنها را در قالب نوعی سیگنالهای دیجیتالی برای خود ترسیم کند. این سیگنالها در ادامه در قالب حرکات مکانیکی مختلف در چهره سیستم رباتیکی ظاهر میشوند.
برای ساخت این ربات با چه دانشگاهها و مراکزی همکاری داشتهاید و چه حمایتهایی از شما به عمل آمده است؟
عمده فعالیتهای مربوط به این پروژه به دانشگاه بریستول و غرب انگلیس بازمیگردد. با این حال برای این که سیستمی منحصربهفرد از هر حیث ارائه کرده باشیم، به سراغ مغز سیستمهای رباتیکی در آمریکا رفتیم. منظورم دیوید هانسون است که برای تمام متخصصان علوم رباتیکی دنیا شناخته شده است. این سیستم رباتیکی در آزمایشهای اولیه موفقیتآمیز بوده و بدون هیچ گونه مشکل ساختاری خاصی به محرکهای محیطی جواب داده است و از این رو بسیاری از سازمانهای دولتی و خصوصی در انگلیس برای حضور در فازهای بعدی این پروژه ابراز تمایل کردهاند.
فکر میکنید در آینده چه نوع کاربردهایی را بتوان برای این سیستم رباتیکی متصور شد؟
همان طور که گفتم، پیدا کردن همنشینی همیشگی برای افراد میتواند کاربردی مهم برای این ربات باشد. با این حال در برخی کشورها نظیر ژاپن که سن کلی افراد بالاست، شاهد هستیم که افراد مسن زیادی بدون همنشین زندگی میکنند. بیشک سیستمهایی نظیر این ربات میتوانند همنشین خوب و مطمئنی برای چنین افرادی باشند، اما ما پا را از این هم فراتر گذاشتهایم و تصمیم داریم در آینده نه چندان دور از این ربات در جریان ماموریتهای طولانی مدت فضایی استفاده کنیم. تصور کنید سفرهای فضایی را که برای چندین ماه به طول میانجامد و در این مدت نسبتا طولانی فضانوردان به همنشینانی نیاز دارند که هرگز خسته نشده و بتوانند از نظر عاطفی آنها را تامین کنند. بیشک جولز و سیستمهایی مشابه آن میتوانند انتخابی مناسب به حساب آیند.
در داخل این سیستم رباتیکی چه بخشهایی برای خودتان از جذابیت ویژه برخوردار بوده است؟
تبدیل شدن دریافتیهای سیستم از طریق دوربینهای چشمی بخش مهمی از سیستم است، اما ارائه آنها در قالب حرکات صورتی بخش مهم دیگری است که برای بسیاری از اعضای پروژه به عنوان جذاب ترین بخش کار شناخته شده است. در دل این سیستم رباتیکی بالغ بر 35 موتور داخلی وجود دارد که در ارتباط با یکدیگر بوده و فعالیت مشترک آنها منجر به ارائه این 10 حالت عاطفی میشود.
سرعت واکنشپذیری در این سیستم رباتیکی در چه سطحی است؟
این یک سوال مهم است. در حقیقت تفاوت موجود در عدد مربوط به این سرعت، سیستمهای رباتیکی ساخته شده از این دست در دنیا را از یکدیگر متمایز کرده است. در سیستم رباتیکی جولز فرمانهای دریافت شده در قالب 25 فریم در هر ثانیه مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. این امتیازی بزرگ برای آن محسوب میشود چون از این طریق سیستم میتواند هرگونه تحرک و جنبش در صورت فرد مورد نظر را شناسایی کند.
آینده جولز و سیستمهای مشابه آن را چگونه میبینید؟
باید به این نکته توجه داشت که ساخته شدن انبوه سیستمهای رباتیکی نظیر جولز، نیازمند تخصیص بودجههای تحقیقاتی کلانی است. بااین حال امیدواریم جولز سرآغاز و جرقهای بزرگ در این زمینه باشد.
مهدی پیرگزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم