نکته بسیار مهمی که در برخی از پروندهها وجود دارد این است که دیده شده عامل قتل خودش هیچ دشمنی و کینهای با مقتول نداشته و برای میانجیگری وارد درگیری شده و قتل انجام داده است. هرچند در ابتدای ورود به درگیری متهم نیت خیری داشته، اما یکدفعه خودش از پرخاشگری که نسبت به او صورت گرفته عصبانی شده و با ضربه چاقو یا شیء کشنده دیگری مرتکب قتل شده است. این مساله البته شکل دیگری هم دارد. یعنی اینکه فرد به هواخواهی از شخص دیگری وارد درگیری و نزاع میشود. مثلا برادری به هواخواهی برادر دیگر وارد دعوا میشود، اینگونه دخالتها چندان بیهدف و خیرخواهانه نیست هرچند ممکن است فرد قصد قتل نداشته باشد، اما قصد درگیری داشته و در حین درگیری مرتکب قتل نیز شده است. این مساله با آنچه در ابتدا اشاره شد متفاوت است. فرد میانجیگر حتی قصد درگیری هم ندارد، اما فردی که هواخواهی کسی را میکند در واقع نیت دعوا دارد.
نکته بسیار مهمی که در این موارد باید اشاره کرد این است که در هر صورت افراد باید آرامش خود را حفظ کنند و در لحظه عصبانیت هیچگاه به هواخواهی کسی وارد یک درگیری نشوند و اجسام برنده و آسیبرسان با خود حمل نکنند، البته نمیتوان گفت که میانجیگری نکنند. در لحظهای که فرد مشاهده میکند درگیری بین2 نفر آنقدر شدید شده که احتمال قتل یا هر نوع آسیبی وجود دارد چه بهتر که به درگیری پایان دهد چون در آن لحظه معمولا به پلیس دسترسی نیست. اما شهروندان باید از عصبانیت بپرهیزند و خود را کنترل کنند.
در پروندههایی که فرد به هواخواهی کسی وارد میشود باید بگوییم اگر حقی از فردی ضایع شده چه بهتر که خود آن شخص برای گرفتن حقش اقدام کند و بهترین راه کمک گرفتن از پلیس و دستگاه قضایی است، افراد خود نمیتوانند قضاوت و فردی را تنبیه کنند.
بنابراین اقدام خودسرانه کارساز نیست و فرد هواخواه را دچار مشکلاتی میکند و حتی ممکن است به خاطر آسیبی که به طرف مقابل رسانده زندانی یا قصاص شود. بنابراین بهترین راه کمک گرفتن از پلیس است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم