در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
توجه فطری انسانها به عنوان مخاطب این آثار را میتوان یکی از دلایل این تمایل دانست و البته بدیهی است که هرجا که تقاضایی وجود دارد، عرضه نیز افزایش مییابد و در این میان تولیدات بیرویه و کمتر از حد استاندارد نیز گاه به قصد سودجویی و گاه به دلیل کمدانشی امکان عرضه اندام مییابند. با نگاهی اجمالی به فهرست عناوین منتشر شده برای کودکان و نوجوانان ما را با انبوهی از بازنویسیهای قصص قرآنی روبهرو میسازد. این بهرهگیری بیرویه و بدون زحمت آسیبهایی را با خود به همراه دارد، زیرا در نهایت جز مخدوش کردن روایت و تاثیرگذاری منفی بر مخاطب کودک و نوجوان بهرهای بر جای نمیگذارد. آن که به سراغ قصههای قرآن میرود پیش از هر چیز باید با ماهیت قصه در قرآن آشنایی داشته باشد. و باید بر این قصهها اصولی حاکم باشد. او باید به این شناخت رسیده باشد که این قصص یکسره «نور» است و بینقطه ابهام. «هدایت» است و جملگی سودمند و با هدف راهنمایی بشر و این که این قصهها «فطرت و قوه عاقله انسان» را نشانه رفته است. دیگر آن که این قصهها، «احسن الحدیث» هستند. بهترین سخنها، چه در لفظ و چه در معنا، به دیگر سخن روایت قصههای قرآن برای کودکان و نوجوانان چه در فرم و چه در بیان محتوا؛ میبایست در قدرتمندترین شکل ممکن صورت گیرد. این قدرت روایت پیش از هر چیز در «انتخاب» قصه خود را نشان میدهد. این که نویسنده یا بازنویس در انتخاب یکی از قصههای متعدد کتاب خدا، به مجموعه ویژگیهای روانی و نیازهای گروه سنی موردنظر توجه داشته باشد. این بیتوجهی، گاه هدف روایت را در نهایت به نقض غرض ختم میکند.
تحقیق و پس از آن نگارش نیز از واجبات بازنویسی و بهرهگیری از قصص قرآنی است. میتوان از میان آثار موجود به تعداد زیادی بازنویسی اشاره کرد که نویسنده بیکمترین پژوهش و بدون رجوع به منابع معتبر، به بازنویسیای دست مییازد که نه از عمق جهانبینی الهی که برگرفته از باورهایی است که به صورت عوامانه و غیرمستند در بین مردم رواج دارد و البته در رویآوری به منابع نیز گزینش ماخذ معتبر، مستند و برپایه عقل و شرع، نویسنده را از انحراف از حقیقت قصه قرآنی، مصون خواهد داشت.
نکته مهم دیگر در بازنویسی این قصص آن است که نحوه بهرهگیری از تخیل در اینجا شکل دیگری به خود میگیرد؛ چراکه اینجا همانند اقتباس از متون تاریخی یا ادبی دیگر، نمیتوان عناصری چون مکان، زمان، شخصیتها و وقایع را تابع صرف تخیل ساخت و قصهای کاملا متعلق به جهان شخصی نویسنده نوشت. اینجا تحریف تاریخ، حسن نویسنده نخواهد بود؛ چراکه این تحریف در قصه به تحریف در باورها ختم خواهد شد. به اصل واقعیت خدشه وارد میآید و چهره حقیقی شخصیتها و وقایع به واقعهای ساده تبدیل میشود. در چنین موارد اگر این تحریف با قدرت قلم نیز همراه شود و نیز در موارد متعدد توسط دیگران تکرار گردد، در نهایت جز تصویری مهآلود از اصل واقعیت چیز دیگری به جای نخواهد ماند و «ادبیت» اثر یکسره جای اصل قصه و اهداف آن را خواهد گرفت.
در این زمینه باز هم سخن خواهیم گفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: