بزرگراه گمشده

کوشتوریتسا آچار فرانسه

هرکس حتی موسیقی فیلم‌های امیر کوشتوریتسا را هم شنیده باشد، نمی‌تواند از شر وسوسه پیدا کردن و دیدن فیلم‌های او خلاص شود. موسیقی‌ شاد و پرضرب با سازهای اروپای شرقی که آدم را پر از شور می‌کنند. موسیقی فیلم‌های او غیر از این‌که زمینه فیلم را پر می‌کنند کارکرد دیگری هم دارند. شما را به سفرهای دور می‌برند. می‌شود نشست، چشم‌ها را بست و سفر کرد. با موسیقی فیلم‌های او می‌شود زد به جاده.
کد خبر: ۲۲۱۱۸۲

مثلا در فیلم زیرزمین یا رویای آریزونا که به احتمال زیاد قطعاتی از موسیقی آنها را این ‌طرف و آن‌ طرف شنیده‌اید.
کوشتوریتسا هم کارگردان است، هم فیلمنامه‌نویس و هم بازیگر. 18 فیلم را کارگردانی کرده، فیلمنامه 14 فیلم را نوشته و به عنوان بازیگر در 14 فیلم حضور داشته که کارگردان برخی از این فیلم‌ها هم خودش بوده است. او تنها یک بار و در فیلم بیوه سن  پی‌یر (پاتریس لکونت، 2000)‌ در نقش اصلی ظاهر شده است. سفر مخفی روبرتو آندو و دزد خوب نیل جردن از دیگر فیلم‌های او در مقام بازیگر هستند.

جالب است بدانید که خودش سازنده موسیقی متن دو فیلمش هم بوده است. یعنی یک آچار فرانسه و یک همه کاره تمام عیار که به قول معروف از هر انگشتش یک هنر می‌ریزد.

او تا به حال در جشنواره‌های مختلف 20 جایزه برده و نامزد 12 جایزه شده که مهم‌ترین آنها نخل طلای کن برای فیلم زیر زمین  بود که سال 1995 افتخار دیگری را نصیب او کرد.

نکته اصلی و اساسی سینمای «کوشتوریتسا» این است که فیلم‌هایش شباهت بسیاری به هم دارند و گاهی با دیدن صحنه‌ای در یکی از فیلم‌هایش، حس می‌کنیم که آن را پیش‌تر در فیلم دیگری از او دیده‌ایم. «کوشتوریتسا»، واقعا، صحنه‌هایی از فیلم‌هایش را در فیلم‌های دیگرش هم تکرار می‌کند، هرچند گاهی چیزهایی را به آنها اضافه می‌کند و گاهی هم چیزهایی را کم می‌کند که در ظاهر خیلی شبیه به‌نظر نرسند.

او سال 1954 در سارایوو به دنیا آمده است و از سال 1992 به این طرف به خاطر مشکلات متعدد به وطنش برنگشته است.

خیال نکنید که «کوشتوریتسا» یک آدم معمولی است. به همین دلیل که او آدمی معمولی نیست در نتیجه، یک کارگردان معمولی هم نیست؛ آدمی ا‌ست که دنیا و آدم‌هایش را یک‌جور دیگر می‌بیند و اصلا خوشش می‌آید که آنها را دست بیندازد و مسخره‌شان کند. خب، البته مثل آن نویسنده‌ای نیست که یک‌بار گفته بود با دیدن لوله دودکش بخاری‌ها، موجوداتی غیرعادی و نامتعارف را می‌بیند، اما با دیدن هر آدمی، سعی می‌کند آن‌ سوی بلاهت‌آمیز رفتارش را کشف کند و به‌جای آن که رفتار عادی و عاقلانه او را دستمایه ساخت فیلمش کند، آن بلاهت را هزار برابر می‌کند و آنقدر روی این بلاهت تاکید می‌کند که فکر می‌کنیم این آدم به‌خصوص، هیچ‌وقت در زندگی‌اش بهره‌ای از عقل نبرده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها