در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این دو مساله به ترتیبی که ممکن است تحسینکنندگان اوباما را شگفتزده و نگران کند با هم ارتباط دارند. او اگر بخواهد ثابت کند شایسته استقبال تقریبا همگانی است که با انتخاب شدن به ریاست جمهوری از آن برخوردار شده، باید آمریکا و جهان را برای احتمال مداخلات نظامی بیشتر آمریکا در جهان آماده کند!
منظور این نیست بگوییم این به عهده آمریکا است که 3 هزار نیروی پاسدار صلح را که سازمان ملل برای کنگو درخواست کرده، تامین کند. فرانسه این نیروها رادارد و آمریکا در شرایطی نیست که به این فعالیتها دست بزند.
باارتشی تحت فشارهای سنگین و اقتصادی که به کمک دستگاههای حمایتی نفس میکشد، بیشتر آمریکاییها خواهان بازسازی در داخل کشور هستند نه شروع ماجراجوییهای تازه در مناطق دوردست. بیشتر خارجیها نیز احتمالا با این فکر موافقند. از دید آنان جنگ های جورج بوش اگر نه جنایت، حداقل فاجعه بودند. آنان فکر میکنند صرفنظر از آنچه اوباما درباره پیروزی در افغانستان میگوید، او را انتخاب کردهاند تا دیگردست به جنگی نزند.
اینها احساساتی دوست داشتنی است. اما مشکل این است که صرفا به این دلیل که آمریکا در شرایط بدی است و نیاز به استراحت دارد، تاریخ تعطیل نمیشود. اوباما دیر یا زود با مسالهای مواجه خواهد شد که بلای جان همه روسای جمهوری اخیر آمریکا شده است. جنگ هایی را که به نام شکست دادن تروریسم، جلوگیری از تکثیر سلاحهای هستهای یا پیگیری بعضی دیگر از منافع مستقیم آمریکا انجام شده فراموش کنید. هنگامی که در کشورهایی که دولت های خود آنها هنگام بروز قحطی یا مناقشه دست به اقدامی نمیزنند یا نمیتوانند کاری بکنند، و آمریکا نفع مستقیمی در آنجا ندارد، اما جلوگیری از فاجعه انسانی نیازمند مداخله نظامی باشد، نیرومندترین و ثروتمندترین کشور جهان چه باید بکند؟
پاسخ روسای جمهوری سابقبه شرایط و اوضاع و احوال بستگی داشته است. جورج بوش(پدر)تفنگداران را برای کمکهای غذایی مردم سومالی به این کشورفرستاد. بیل کلینتون برای متوقف کردن کشتار قومی درکوزوو به زور متوسل شد اما در روآندا که هوتوها نز دیک به 800 هزار توتسی را کشتند، کاری نکرد. جورج بوش(پسر) دردارفورمداخله نظامی نکرد اگرچه دولت خود او پاکسازی قومی در آنجا را نسلکشی نامید و کشتار در آنجا هنوز ادامه دارد.
باید دید حال و حوصله اوباما کار را به کجا خواهد کشاند، اما مشاهده این که شرایط چگونه ممکن است هرگونه تمایل به مداخله را از بین ببرد، آسان است. مساله فقط این نیست که ارتش آمریکا در جنگهای فراوانی درگیر است، سالهای بوش به جنبه فکری و اخلاقی مداخله نیز لطمه زده است. آمریکا به خاطر از خودگذشتگی و نوعدوستی به عراق و افغانستان حمله نکرد به علاوه این جنگها نشان دادهاند که بازسازی کشورهای جنگزده تا چه حد دشوار است. خود کنگو یک نمونه است به طوری که حتی با بزرگترین عملیات حفظ صلح سازمان ملل هنوز درخطر است.
اکونومیست سالها خواهان مداخله در دارفور بود اما ما قانون پیامدهای ناخواسته را درک میکنیم. در تمامی چنین مواردی استفاده از زور باید آخرین راه چاره باشد.
علی ایثاری کسمایی
اکونومیست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: