در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صاحبنظران معتقدند برای شناخت واقعیات فکری و نظری مردم یک جامعه باید با تحلیلی علمی و جامعهشناختی، علل حوادث روی داده در بستر جامعه را به دست آورد و به گونهای دقیقتر به کالبدشکافی رویکرد مردم در دورههای مختلف انتخابات پرداخت.
اینکه مردم بر خلاف نظر بسیاری از گروههای سیاسی وقعی ننهاده و به جای رای دادن به فردی که بسیاری از تشکلهای مطرح رای دادن به او را تشویق میکنند، به کسی رای میدهند که این تشکلها نه تنها تبلیغی برای او نکردهاند بلکه حتی با این تصور که فرد مذکور هیچ شانسی برای پیروزی در انتخابات ندارد، توجهی نیز به حضور خود نکردهاند.
اینکه در انتخابات دوره نهم ریاستجمهوری مردم رویگردانی خود را از جریان اصلاحات به نمایش گذاشتند تردیدی نیست و علل رویگردانی مردم از اصلاحطلبان و به اصطلاح روشنفکران را میتوان با مروری بر اتفاقات دهه 70 و حوادث منتهی به حذف این جناح از قدرت در سالهای منتهی به دهه 80 تبیین کرد.
احمدینژاد درست زمانی به طور جدی وارد رقابتهای انتخاباتی شد که مردم پیشینهای ناصواب از جریان اصلاحطلب بویژه بخش افراطی آن را در مقابل خود میدیدند و نسبت به تندرویهای صورت گرفته از سوی جریان حاکم بویژه وقایعی که در مجلس ششم رخ داد حساسیت داشتند.
در دوره 8 ساله دولت اصلاحات مطالبات افکار عمومیجامعه برآورده نشد و مردم نیز کماکان علت را نه در ساختار قدرت و تواناییهای اجرایی کشور، بلکه در عملکرد جناح اصلاحطلب مسلط بر دو قوه جستجو میکردند. گفتمان دموکراسی خواهی اصلاحطلبان با زندگی مردم عادی پیوند نداشت.
مردم درگیر مشکلات عدیده اقتصادی هستند که از آن غفلت شد. اقشار تهیدست جامعه مطالبات خود را در سخنان و برنامههای اصلاحطلبان نیافتند و آنها نتوانستند برنامه منسجمی برای رفع مشکلات اقتصادی مردم ارائه کنند بنابراین در انتخابات دوره نهم ریاستجمهوری مردم با رویگردانی از اصلاحطلبان نه به احمدینژاد، بلکه به رقیب اصلاحطلبان رای دادند.
اصولگرایان که از انتخابات دوره دوم شوراها روند موفقیتهای خود را در عرصه سیاسی آغاز کرده بودند در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم نیز گامی بزرگ را برداشتند گر چه شاید برخی از اصولگرایان انتظار داشتند از این جریان فردی جز احمدینژاد به پیروزی دست یابد، اما نتیجه این انتخابات با توجه به اینکه یک اصولگرا به قدرت رسید، برای مجموعه اصولگرایان خوشایند بود.
اصولگرایان با درک درست نقاط ضعف اصلاحطلبان که باعث رویگردانی مردم از این جریان شده بود و با اصلاحاتی به طور نسبی توانستند رضایت مردمی را کسب کنند و به گونهای به بخشی از مطالبات افکارعمومی پاسخ دهند. از سویی نتایج انتخابات دوره نهم ریاستجمهوری مشخص کرد که نسل جدید ضمن حفظ رویکرد ارزشی و انقلابی خود به دنبال زندگی قابل قبول و تامین معیشت خود نیز میباشد.
به عقیده محسن کوهکن، دبیرکل جامعه اسلامی نمایندگان ادوار مجلس ریشه انتخاب آقای احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور نهم را باید در نوع رفتار اصلاحطلبان و تندرویهای صورت گرفته توسط این جریان در دولت اصلاحات و مجلس ششم دانست.
وی در ادامه در پاسخ به کسانی که اینگونه تصور میکنند که در انتخاب احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور هیچ یک از گروهها و احزاب اصولگرا نقشی نداشتهاند در توضیحاتی گفت: بعد از چندین سال که ارکان دستگاه اجرایی به دست جریان موسوم به اصلاحطلب بود و مجلس ششم نیز هم به طبع فضای انتخاباتی دوم خرداد 76 به صورت طبیعی و با رای اکثریت مردم در اختیار این جریان فکری قرار گرفته بود، دستگاه تقنینی و اجرایی کشور به طور کامل در اختیار اصلاحطلبان قرار گرفت و برخی تندرویها را نیز در این دوران شاهد بودیم.
کوهکن تصریح کرد: جمعی از وفاداران به انقلاب اسلامی در آن زمان تحت عنوان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی مجموعهای از افراد حقیقی و حقوقی را دور خود جمع کرده و فعالیت سیاسی و اجتماعی جدیدی آغاز کردند. اولین گام توسط این شورا در جریان انتخابات شوراهای دوره دوم برداشته شد که دکتر احمدینژاد نیز در این دوره یکی از فعالان اصولگرا محسوب میشد.
به گفته دبیرکل جامعه اسلامی نمایندگان ادوار مجلس، در انتخابات شوراها با تلاشهایی که صورت گرفت در بسیاری از شهرهای کشور شوراها به دست کسانی سپرده شد که فرهنگ آنها با دستگاه اجرایی حاکم همخوانی نداشت. پس از مدت کوتاهی فرد پرکار و با اخلاصی به نام دکتر احمدینژاد با روحیه خدمت به مردم، سادهزیستی، سادهگویی به عنوان شهردار تهران انتخاب شد.
در جایی که معمولا در آن زمان وقتی میخواستند مصداقی برای ریخت و پاشها معرفی کنند از شهرداری نام میبردند و احمدینژاد فعالیت خود را با حمایت اصولگرایان از پایگاه شهرداری آغاز کرد.
وی تصریح کرد: همه میدانند که دولت وقت موافق انتخاب احمدینژاد نبود؛ اما بسیاری از برادران که شاید این روزها به عنوان منتقد دولت تلقی میشوند، اما از دلسوزان ایشان هستند، با تلاشی که داشتند و با ایستادگی که شورای دوره دوم داشت احمدینژاد فعالیت خود را به عنوان شهرداری اصولگرا آغاز کرد.
کوهکن گفت: پیش از انتخاب وی جریان اصولگرا سمبل و نمونهای نداشت که بگوید این جریان فکری الگویی را برای دستگاه اجرایی و فعالیتهای اجرایی در اختیار دارد، اما با آمدن احمدینژاد این اتفاق افتاد. وقتی صحبتی میشد شهردار تهران از سوی اصولگرایان به عنوان نمونه بارز اجرای تفکر اصولگرایان معرفی میشد.
اینکه تصور شود احمدینژاد بر اساس معجزهای انتخاب شد صحیح نیست بلکه این مجموعه نیروهای اصولگرا بودند که عملکرد ایشان را به طور مرتب برای افکار عمومی یادآوری میکردند که در نهایت این تفکر را مردم پسندیدند.
وی تصریح کرد: این راه بارها از سوی اصولگرایان برای مردم تبیین شد و حرکت غیرحزبی در قالب نیروهای اصولگرا و منتقد اصلاحات و تندروی در سراسر کشور به عنوان یک الگو از رفتار اصولگرایانه مطرح شد. البته دوستان دیگری در انتخابات از اصولگرایان نامزد بودند که برای ما قابل احترام بودند اما بسیاری از آنها در دستگاههایی بودند که زیر تیغ انتقادها قرار داشتند اما احمدینژاد با پیشینه خوب در شهرداری و با توجه به تعاریفی که از عملکرد وی در شهرداری صورت گرفته بود وارد عرصه شد.
کوهکن گفت: ظاهرا احزاب و گروههای سیاسی هیچ حمایتی از احمدینژاد نکردند، اما این سوال وجود دارد که آیا افراد و اشخاص حقیقی از دل احزاب اصولگرا خارج نشدهاند. چندین ماه قبل از اینکه ایشان تصمیم بگیرد وارد عرصه انتخابات شود اصولگرایان وی را به عنوان نمونه اصولگرایانه به مردم معرفی میکردند.
در مرحله اول دوستان اصولگرا پشت سر چندین اصولگرا قرار گرفته بودند زیرا فعالیت برای رسیدن به فرد واحد جواب نداد، اما آنچه مسلم است چون مجموعه نیروهای اصولگرا موجود قابل قبول بودند در مرحله دوم انتخابات بسیاری از فعالان سیاسی اصولگرا و احزاب و گروههای سیاسی اصولگرا پشت سر احمدینژاد قرار گرفتند. حتی در آن زمان در مجلس هفتم نیز بسیاری از نمایندگان اصولگرا از ایشان حمایت کردند.
شاید بتوان یکی از دلایل موفقیت احمدینژاد در انتخابات دوره نهم ریاستجمهوری را حجم گسترده تمسخر و استهزا علیه وی در جریان رقابتهای انتخابات دانست که در قالبهای مختلف از سوی افراد و گروههای متعدد صورت میگرفت. احمدینژاد و حامیان او توانستند با در پیش گرفتن مشی معتدل در مقابله با این گونه حرکتها و عدم ورود به پاسخگوییهای بیهوده و تخریب رقبا توجه مردم را به خود جلب کند.
ذکر این موضوع نیز ضروری است که وی در جریان رقابت انتخابات کم حاشیهترین کاندیدای انتخابات محسوب میشد و بسیاری اصلا تصور نمیکردند که وی با در پیش گرفتن چنین مشی بتواند اکثریت آرای مردم را برای خود کسب کند.
سیدکمال سجادی، دبیرکل جامعه اسلامی کارمندان در این باره به خبرنگار ما گفت: موفقیت احمدینژاد در انتخابات ریاستجمهوری دوره نهم را باید در شعارهایی که ارائه کرد دید و البته بخشی از این موفقیت نیز به رفتار انتخاباتی وی در جریان رقابتهای انتخاباتی باز میگردد.
وی تصریح کرد: احمدینژاد در برنامهها و شعارهای اعلام شده خود موضوعات اساسی و مهمی چون برقراری عدالت در همه زمینهها را گنجاند و ایجاد تحول در برنامههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و در مجموع اصول مدیریتی کشور از دیگر نکاتی بود که باعث اقبال مردم به وی شد.
سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری تاکید کرد: برنامهها و شعارهایی که از سوی احمدینژاد مطرح شد باعث امیدآفرینی بین مردم و جلب آرای آنان به او و در نهایت موفقیتش در انتخابات نهمین دوره ریاستجمهوری شد.
احمدینژاد در کنار مسائل اداری و اصلاحاتی که مد نظر داشت و آن را اعلام کرد موضوع مدیریت تحول را نیز به عنوان یکی از شعارهای خود قرار داد. یکی از انتقادهایی که همیشه به دولتهای قبلی وارد بود این بود که پستها و مسوولیتها را عدهای گرفته بودند و سالها افراد در آن پستها قرار میگرفتند. چرخش نخبگان در دولتهای از بین رفته بود و افرادی داشتیم که 20 سال وزیر بودند اگر وزیر هم نبودند در پست معاونت وزیر حضور داشتند.
به گفته سجادی، از سوی دیگر رفتار انتخابات احمدینژاد نیز متفاوت از دیگران بود. مشی ساده و بدون تشریفات و زرق و برق باعث شده که وی در دل تودههای مردم قرار گیرد و با گفتمان مردمی که ارائه میکرد توانست توجه مردم را به خود جلب کند. یکی از عوامل اساسی شعار بازگشت به ارزشهای ابتدای انقلاب بود که از سوی احمدینژاد مطرح شد.
دبیرکل جامعه اسلامی کارمندان عامل اساسی موفقیت احمدینژاد در انتخابات را نوع رفتار اصلاحطلبان در طول 8 سال بویژه در زمان مجلس ششم عنوان کرد و گفت: پس از هنجارشکنیهایی که در دوران اصلاحات از سوی تندروهای این جریان صورت گرفت مردم دچار دلخوری شده بودند. رعایت ارزشها نمیشد و مردم تصور میکردند که اصلاحطلبان به ارزشهای انقلاب بی توجه هستند و زمانی که شعار بازگشت به ارزشهای صدر انقلاب از سوی احمدینژاد مطرح شد مردم بهرغم نظرسنجیهایی که اصلاحطلبان میکردند، به او اقبال نشان دادند.
سجادی در ادامه خاطرنشان کرد: نتیجه عملکرد اصلاحطلبان این بود که کسانی که سنخیتی با اصلاحطلبان نیز داشتند به آنها رای ندهند. از سوی دیگر میتوان به این نکته نیز اشاره کرد که مردم از احزاب و گروههای سیاسی نیز دلزدگی پیدا کرده بودند. گر چه بسیاری از گروههای سیاسی نامزدهایی جز احمدینژاد را معرفی کرده بودند و روی آن تبلیغ و برنامهریزی داشتند، اما مردم رفتار عکس خواست تشکلهای سیاسی از خود نشان دادند و توجهی به نامزدهای حزبی نداشتند.
وی در ذکر دلایل این رویکرد مردم به احزاب نیز گفت: گروههای سیاسی و احزاب آنطور که باید نتوانستهاند در سالهای گذشته وظایفی را که به طور ذاتی دارند به انجام برسانند. یکی از وظایف اصلی احزاب و گروههای سیاسی تولید اندیشه سیاسی است و باید برای اداره کشور در همه بخشها برنامه داشته باشند، اما بیشتر گروههای موجود فاقد چنین برنامهای بودند و مردم نیز به این امر واقف بودند که گروههای موجود با بیبرنامگی که دارند، قادر به اداره امور کشور نیستند.
احزاب و گروههای سیاسی در ایران بیشتر به جای اینکه به فکر برنامهریزی برای اداره کشور و حل مسائل اساسی فرهنگی باشند به اشتباه به دنبال دستیابی به قدرت هستند و حتی تلاش میکنند بدون هیچگونه برنامه مشخصی در راس قدرت قرار گیرند.
سجادی تاکید کرد: در حال حاضر فضای بیاعتمادی بین مردم و احزاب و گروههای سیاسی ایجاد شده است که چاره کار این است که احزاب با بازشناسی دقیق وظایف و اختیارات خود بتوانند جایگاه شایسته خود را بیابند و بر اساس وظایف ذاتی خود عمل کنند.
برخی از چهرهها و فعالان سیاسی از گروههای اصولگرا معتقدند که احمدینژاد در انتخابات دوره دهم ریاستجمهوری به تایید فعالان سیاسی در قالب تشکلهای رسمی اصولگرا نیاز دارد، بویژه در این شرایط با قوت گرفتن احتمال حضور چهرههایی نظیر خاتمی در انتخابات، این نیاز را تشدید کرده و احتمال اجماع اصولگرایان بر احمدینژاد حتی آن دسته که منتقد وی و دولتش هستند را افزایش داده است بنابراین در روزهای نزدیک به انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری و با احتمال ایجاد فضای دو قطبی در فضای انتخابات، احمدینژاد به طور جدیتری نیاز به حمایت همه گروههای اصولگرا دارد که البته با توجه به اینکه رئیسجمهور هیچ اعتقادی به احزاب و تشکلهای سیاسی ندارد، تصور این موضوع کمتر به ذهن متبادر میشود.
بر خلاف این نظرات برخی تحلیلی جز این داشته و شانس احمدینژاد برای پیروزی در انتخابات را بالا میدانند. از آن جمله میتوان به اظهارات علیرضا ذاکر اصفهانی، رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک نهاد ریاستجمهوری اشاره کرد که در پاسخ به سوالی در این خصوص گفته است: پیشبینی اساساً امر دشواری است حتی در جریان انتخابات ریاستجمهوری آمریکا که ساعت به ساعت درباره کاندیداها نظرسنجی صورت میگیرد، نمیتوان پیشبینی کرد کدامیک از آنها رای میآورد و این کار در ایران به مراتب سختتر و در واقع موضوعی است برای جامعهشناسی سیاسی ایران که علل و عوامل تعیینکننده رفتار انتخاباتی مردم چیست؟ البته من فکر میکنم با شرایطی که امروز وجود دارد، نه به این علت که خودم با دولت نهم کار میکنم، بلکه فارغ از این مباحث، وقتی فضا را بررسی میکنم، پیشبینی میکنم آقای احمدی نژاد در جریان انتخابات ریاستجمهوری دهم رای بالایی خواهد آورد.علاوه بر این برخی از مخالفان دولت نهم روی نقطه ایدهآل به عنوان خروجی قابل قبول یک دولت انگشت میگذارند و از این طریق میکوشند تمامی گامهای بلند و اقدامات مثبت و مؤثری را که برای رسیدن به آن نقطه ایدهآل انجام گرفته را نادیده انگاشته و بیثمر جلوه دهند.
داریوش غفاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: