خبر نکونام و شجاعی از کجا درز کرد؟

فدراسیون ‌فوتبال،‌خانه‌ای روی آب

به نظر می‌رسد نبود هماهنگی و همگونی در قلب فدراسیون فوتبال و همچنین شکاف‌های عمیقی که میان روسای کمیته‌ها با زیر مجموعه‌ها و دیگر اعضا به وجود آمده است، روند زندگی فدراسیون فوتبال را که به شکلی قلب تپنده فوتبال کشور محسوب می‌شود، زیر سوال می‌برد. اتفاقات اخیر نشانه‌های روشنی از اختلافات در دل فدراسیون می‌دهد و نمی‌توان این واقعیت را کتمان کرد که اختلافات و ناهماهنگی‌ها آرام آرام علنی و آشکار می‌شود.
کد خبر: ۲۱۹۷۵۷
فدراسیون فوتبال دوران تازه‌ و فاز متفاوتی از زندگی را تجربه می‌کند. علی کفاشیان می‌کوشد در قامت یک مدیر کاملا دموکرات و آزاداندیش، فرصت کار، تصمیم‌گیری و همچنین آزادی عمل را به کمیته‌های مختلف خود ببخشد و با همین رویه خود را در یک تعریف جهانی و واقعی از رئیس فدراسیون فوتبال حل کند. او نقش نظارتی خود را پررنگ و نقش اجرایی و نفوذی‌اش را تا جای امکان پایین می‌آورد و جز در موارد خاص و ویژه در بحث‌های دیگر وارد نمی‌شود.
اما همین رویه درست علی کفاشیان برای مردانی که عادت کرده‌اند یا همواره بله قربان‌گوی رئیس فدراسیون فوتبال باشند و یا اگر رئیسی خود محور بر فوتبال کشور حاکم نبود، فضا را برای بزرگ‌نمایی خویش آماده کنند، این فرصت را فراهم کرده است تا از رویه جدید فدراسیون فوتبال نهایت استفاده را ببرند. ساکنان ساختمان تصمیم‌گیری فوتبال در سئول طی ماه‌های اخیر اتفاقاتی را رقم زده‌اند که هرچند از نگاه اول شخص فوتبال ایران دور نمانده، اما با سکوت و خودداری وی همراه شده است.

آنچه تا این جای مقال بر کاغذ نگاشتیم، سیاه نمایی وضعیت فدراسیون فوتبال نیست که حالا لازم است مقدمه‌ای کوتاه برای تشریح بخشی از اتفاقات نامتعارف در فدراسیون بنگاریم. فوتبال ایران وارد مرحله تازه‌ای می‌شود و این تغییر فاز در شکل مدیریتی فدراسیون با مداخله‌ها و البته هنجارشکنی‌هایی همراه خواهد بود. نمونه‌های زیر صرفا حکم چشم‌هایی را دارد برای علی کفاشیان!

***

نگاه اول به کمیته فوتسال دوخته می‌شود. فوتسال ایران بی‌نیاز از توضیح است. مقامی که تیم ملی فوتسال ایران در رقابت‌های جهانی کسب کرد و پا به مرحله نهایی گذاشت، تا حدی برد بین‌المللی داشت که نیازی به بازگویی مجدد برای داخل مرزها نداشته باشد. اما سوال اینجاست که عباس ترابیان در قامت رئیس کمیته فوتسال فدراسیون فوتبال چرا و با چه توجیهی تمدید قرارداد کادر فنی تیم را به امروز و فردا می‌اندازد؟

مصاحبه عباس ترابیان درباره شمس و این که موفقیت تیم فوتسال را به زحمات ژوراندیرو، مربی ناکام برزیلی 3 سال قبل این فدراسیون نسبت داد، در نوع خود جالب توجه است. ترابیان که بر اساس چارت جدید و تعریف شده فدراسیون فوتبال قدرت تصمیم‌گیری و اجرایی کامل در انتخاب و انتصاب کادر فنی تیم ملی را دارد، از مردی به عنوان عامل موفقیت تیم ایران حرف زد که به گواه تمامی کارشناسان و بازیکنان فوتسال، کمترین تحولی در فوتسال کشور ایجاد نکرد. نادیده گرفتن زحمات 3 ساله سرمربی به همین سادگی، شمس را تا جایی برافروخته کرد که به پیشنهاد استرالیا و ژاپن چراغ سبز نشان داد. در تمامی طول مدت پنهان کردن متن قرارداد شمس و به تعویق انداختن این قرارداد، اعضای کمیته فوتسال در حال پیگیری مذاکرات شمس با مدیران استرالیایی بودند. آیا دلیل محکمی در پی این اتفاق می‌بینید؟ واضح است پس از جدایی شمس، فضا برای بازگرداندن ژوراندیروها به فوتسال ایران مهیا خواهد شد.

این در حالی است که علی کفاشیان فقط در اظهار نظری با رسانه‌ها از تمایل قلبی خود برای ابقای حسین شمس در راس کادر فنی تیم ملی سخن می‌گوید.

دومین قسمت را می‌توان در کمیته روابط بین‌الملل فدراسیون فوتبال ایران جستجو کرد. جایی که اولین تغییر علی کفاشیان در قامت ریاست فدراسیون فوتبال متوجه آن شد. کفاشیان حسن غفاری را معزول و دکتر محمد منصور عظیم‌زاده را پشت میزی نشاند که پل ارتباطی فدراسیون با آن سوی مرزها بود.

در حقیقت کفاشیان از نفوذ بعضی مدیران و دبیر کل فدراسیون بر اتاق غفاری اطلاعی کامل پیدا کرده بود و می‌دانست پاره‌ای از اختیارات غفاری به صورت مزایده میان آنها تقسیم شده است. این که تیم ملی با برنامه‌ریزی‌های نبی مقابل حریفان نصفه و نیمه آسیایی و آفریقایی به میدان می‌رفت، شاهکار دوران بود. اما همین امروز هم می‌توان تلاش‌هایی برای نفوذ و رسوخ به اتاق روابط بین‌الملل یافت. تلاش‌هایی که وقتی بی‌نتیجه می‌مانند، دیگر کمیته‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهند. در حقیقت انتخاب عظیم‌زاده، صرفا برای مستقل کردن این کمیته بود، نه تحکیم روابط بین‌المللی. این اتفاق باعث می‌شود کمیته‌های دیگر مانند جوانان مورد توجه قرار گیرند.

حضور نبی روی نیمکت تیم ملی جوانان با چنین ادبیاتی پاسخ داده می‌شود: «من تشخیص می‌دهم چه کسی کجا بنشیند...» در‌حالی‌که چنین دایره‌ای از اختیارات به هیچ عنوان برای دبیر فدراسیون تعریف نشده است. نبی از نیمکت تیم جوانان ایران برای خودنمایی بیشتر در رقابتی آسیایی استفاده کرد تا شاید نشان دهد از عناصر بلند پایه فوتبال ایران است. او که دیگر نمی‌توانست برای فدراسیون قرارداد بازی با جوانان غنا و امیدهای کاستاریکا بچیند، خود را به تیم جوانانی تحمیل کرد که مربی‌اش از مردان مورد پسند خود او بود. نبی در حقیقت پازل را به شکلی چید که حتی رئیس وقت کمیته جوانان فدراسیون فوتبال هم از اختیارات خود محروم بماند.

***

دخالت‌ها در دایره وظایف دیگران و سرکشی در پست دیگری برای دستیابی به موقعیت دیگری فدراسیون را به صورت کامل تهدید می‌کند. وقتی گزارش‌های پس از بازی تیم ملی مقابل امارات را مرور می‌کنیم، همین اختلافات روی صفحات روزنامه‌ها خودنمایی می‌کند. تیتر اول 3 روزنامه ورزشی صبح تهران به امتناع نکونام و شجاعی از حضور در هتل تیم ملی مرتبط می‌شود. بر اساس اخباری که همگی شبیه به هم تنظیم و نگارش شده‌اند و البته در هر سه گزارش اصطلاح «به نقل از یک منبع آگاه» به چشم می‌خورد، نکونام و شجاعی شب اول حضور در امارات، هتل را ترک می‌کنند و با تیم ملی نمی‌خوابند! جالب است پیگیری منبع موثق خبری در حیرت و شگفتی ما را به یکی از اتاق‌های فدراسیون فوتبال می‌رساند‌! آیا چنین اتفاقی‌تاسف برانگیز نیست‌؟

مردانی که دور علی کفاشیان خیمه زده‌اند (‌نه همگی که گروهی معدود و شناخته شده) به تکاپو افتاده‌اند از فضای جدید برای تخریب دیگری و به دست آوردن فضای بیشتر کاری و در پی آن سودهای جانبی استفاده کنند. این که خبر سرپیچی دو ملی پوش تیم ملی از همراهی تیم ملی (درست یا غلط، حقیقت یا شایعه) به رسانه‌ها کشیده می‌شود، برای مجموعه فدراسیون فوتبال تاسف‌بار و البته نگران کننده است.

علی کفاشیان که سعی کرده همه چیز را مبتنی بر قوانین جدید و بر پایه دموکراسی بچیند تا چه زمان دوام خواهد آورد؟ تا چه زمان سکوت می‌کند و می‌نگرد؟ و البته باید پرسید اتفاق مخرب بعدی چیست؟ تیم ملی و فوتبال ایران در این میان بیش از هر چیز دیگری متضرر می‌شوند.

پیام یونسی‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها