گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
ساعت 10 و 10 دقیقه شب است. مردم در محوطه جلوی امامزاده ایستادهاند، به سمت در ورودی میروی؛ اما یک سرباز نگهبان، راه تو را سد میکند: «نمیشه تعطیل شده» و تو مجبور میشوی پشت نرده توقف کنی و همان جا تبریک و شادباش بگویی. فکر میکردی میتوانی ضریح آقا را در آغوش بگیری؛ اما حالا ضریح برادرش در تهران هم دستنیافتنی شده است. به همان نردههای فلزی ورودی امامزاده تکیه میزنی و سلام میدهی: «درود بر تو ای برادر امام رضا(ع).»
دستفروش جلوی امامزاده برای چای داغش مشتری مییابد. آنطرفتر یک نجیبزاده، صندوق عقب ماشینش را بالا زده و شاخههای گلایول و آبمیوه بین مردم توزیع میکند. یک زائر تازه از راهرسیده نیز که از ورود به امامزاده بازمانده، کیک و شیرینی به تو تعارف میکند و پیرزن، آخرین کیسه نذری نمک را به زائری میدهد و میرود. ظاهرا همه بیدارند؛ اما ساعت خواب متولیان امامزاده گذشته است. باران همچنان نرم و آهسته میبارد؛ آنقدر که نمیدانی چترت را باز کنی یا نه.
زهره توکلی
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد