در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تغییراتی که سرعت و گستردگی آن با مقاومت برخی محافل سیاسی آمریکا روبهرو خواهد شد و این سوال را مطرح میکند که آیا اوباما میتواند بدون مخالفت محافل سیاسی آمریکا کار خویش را پیش ببرد یا خیر.خارج از مسائل داخلی که گریبانگیر آمریکاست، یکی از تغییرات مورد نظر اوباما تغییر در سیاست خارجی این کشور است که در خاورمیانه بویژه ایران بیشتر مورد توجه خواهد بود.
اوباما تاکید داشت که باید سیاستهای ستیزآمیز و انزواجویانه جورج بوش در خاورمیانه تعدیل شود. وی در چندین سخنرانی خود گفته بود، حیثیت جهانی واشنگتن طی 8 سال گذشته لطمه دیده زیرا جورج بوش حاضر نشده با سرانی چون محمود احمدینژاد و کیمجانگ ایل (از کره شمالی) وارد گفتگو شود. اوباما گفته بود، چنانچه در انتخابات پیروز شود، در نخستین سال ریاستش تلاش میکند برای ایجاد ثبات در خاورمیانه و شمال شرقی آسیا، با رهبران کشورهای این مناطق گفتگو کند. حال که اوباما در انتخابات پیروز شده، زمان آغاز این گفتگوها و چگونگی آن نکتهای است که ذهن بسیاری از تحلیلگران منطقهای را به خود مشغول کرده است و اینکه نتیجه گفتگوها چه خواهد بود.
شعار گفتگو و مسیر گفتگو
اوباما درروزنامه واشنگتن پست، رفتار ایران را در قبال واشنگتن، عکسالعملی در مقابل رویه خصمانه دولت آمریکا دانسته و ایران را دشمن اصلی القاعده معرفی کرده است. او بر این باور است که ایرانیها در نبردهای اولیه با طالبان در افغانستان همکاری همه جانبه داشتهاند، اما به جای تشکر از آنها، آمریکا دولت ایران را در محور شرارت قرار داده و این پیام روشنی به ایرانیان بود که ما علاقهای به آنها نداریم.
به عقیده وی، آمریکا در موارد بسیا ری با ایران منافع مشترک داشته که جنگ علیه القاعده یک نمونه از این موارد است. باراک اوباما در یکی از مناظرههای انتخاباتی خود گفت: این تصور که اگر از گفتگو اجتناب کنیم، ایرانیان را تنبیه کرده ایم، تصوری مضحک است. وی گفت: یکی از نخستین کارهایی که من برای پیشبرد دیپلماسیمان در منطقه خواهم کرد، آن است که پیام بفرستم که ما نیاز داریم با ایران و سوریه صحبت کنیم.بسیاری از صاحبنظران سیاسی بر این باورند که اوباما آمده است که اگر بتواند، ساختارها و عوامل ساختاری را در حوزههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا تغییر دهد. بنابراین بعید نیست او ایران را بدون پیش شرط به مذاکره و گفتگو دعوت کند و حتی حاضر شود برای شکستن این تابو پیشقدم شود اما او میداند که ایران از حقوق اصلی خود چشمپوشی نخواهد کرد.به نظر این گروه، اوباما مشکل حیثیتی و نرم افزاری آمریکا را در محیط بینالمللی تا حدود زیادی برطرف میکند و به دنیا خواهد گفت که واشنگتن آماده حل و فصل مسائل خود با ایران است اما هرگز نخواهد توانست مسائل بنیادین فیمابین را تغییر دهد.
اوباما در مخالفت آشکار و جدی با عملکرد و سیاستهای بوش و جمهوریخواهان، به دنبال بازسازی جایگاه و چهره آمریکا در محیط بینالمللی خواهد بود و فرصت جدید برای حاکمیت آمریکا در اصلاح رویکردها و عملکردها محسوب میشود.
به نظر میرسد، پیروزی اوباما واقعیت شکست سیاستهای خاور میانهای بوش بوده و اوباما میتواند با فاصله گرفتن از رویکردهای غلط دولتمردان آمریکایی و اصلاح این واقعیت، در برقراری روابط با دیگر کشورها نقش مهمی در آینده داشته باشد.
در عین حال نباید فراموش کرد، سیاست گفتگوی اوباما آن طور که به نظر میرسد، دوستانه نباشد. او با این تاکتیک تلاش میکند فاصله ایالات متحده با روسیه و چین و اروپا را درباره ایران به حداقل برساند.
او همچنین تلاش خواهد کرد، یک جبهه کامل با گفتمان واحد را با این سیاست در مقابل ایران ایجاد کند.
سیاست تابع شرایط بینالمللی است
شاید تنها نکتهای که میتوان بهطور قاطع گفت، این است که سخنان تهدیدآمیز جان مک کین و اظهارعلاقه اوباما به نزدیکشدن به جمهوری اسلامی هر دو تابع شرایط آینده بینالمللی است. بنابراین نباید بیش از اندازه برای موضعگیریهای آنها که به نظر میرسد راه میانه و بینابین را انتخاب کردهاند اهمیت قائل شد و بر اساس آنها خوشبین یا بدبین گردید. برای فهم و تحلیل سیاست خارجی آینده آمریکا در قبال ایران باید به محدودیتهای جدی که واشنگتن در خاورمیانه با آنها مواجه شده است، به عنوان پیشفرضهای تحلیلی توجه کرد.
این محدودیتها که تنها بخشی از آن در عراق و افغانستان نمایان شده است، نشان میدهد راهی که در 8 سال گذشته با شعار تغییر رژیم در ایران و دیگر کشورهای مخالف آمریکا طی شده، به بنبست رسیده است. بنابراین قاعدتا ادامه این مسیر از سوی جانشین بوش بدون درجهای از تغییر ناممکن خواهد بود.
اوباما در این مسیر از اهرمهای حقوقبشر، حقوق اقلیتها، حقوق اجتماعی، تمایزات حقوق اساسی بین ایران و غرب، مساله تروریسم، فرآیند صلح خاورمیانه و مساله هستهای ایران به عنوان اهرم فشار استفاده خواهد کرد. بنابراین اگرچه ظاهر سیاستهای اوباما، منطقیتر یا نرمتر خواهد بود، اما نتیجه این رویکرد در معنای واقعی نه تنها تفاوتی با رویکرد جمهوریخواهان نخواهد داشت، بلکه در عمل پارهای از مشکلات آنها در تضییع حقوق ایران و تنگ تر کردن عرصه برای جمهوری اسلامی ایران را هم برطرف خواهد کرد.
واکنشهای ایرانی
پیروزی اوباما بین سیاستگذاران کشورمان نیز واکنشهای متعددی به دنبال داشته است که بیشتر این واکنشها نشانگر انتظارات از سیاست تغییر و تعدیل در آمریکاست.
منوچهر متکی، وزیر امور خارجه اظهار امیدواری کرد که دولت جدید آمریکا بتواند در عمل خواست مردم آمریکا را که فاصله گرفتن از رویکردهای غلط دولتمردان فعلی است، برآورده کند. وی اظهار کرد: انتخاب بارک اوباما به ریاست جمهوری آمریکا، نشانه بارز خواست و تمایل مردم آن کشور به تغییرات اساسی در سیاست داخلی و خارجی آمریکاست.متکی افزود: ما امیدواریم دولت جدید آمریکا در عمل بتواند خواست مردم آن کشور را که فاصله گرفتن از رویکردهای غلط دولتمردان فعلی است، برآورده کند.
محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز با طرح این سوال که آیا اوباما و دوستان وی میتوانند آیندهای امیدوارکننده برای آمریکا ترسیم کنند، تاکید کرد که اگر بتوانند، بر آینده بحران آمریکا موثر خواهند بود. نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی نیز تاکید کرد که ریاست جمهوری آینده آمریکا باید سیاست غلط این کشور را در خاورمیانه اصلاح کند.
محمدحسن ابوترابی فرد گفت: اوباما میتواند با استفاده از تجارب شکستخورده جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا و سیاستهای غلط او در خاورمیانه به اصلاح رفتار خود بپردازد؛ چرا که این اصلاح رفتار میتواند در برقراری روابط آمریکا با کشورهای آسیا و خاورمیانه نقش مهمی در آینده داشته باشد.
وی با بیان اینکه فکر نمیکنم بتوان سیاست 2 حزب جمهوریخواه و دموکرات را نسبت به هم ارزیابی کرد، خاطرنشان کرد: باید سیاستهای این کشور بر اساس واقعیاتی که در دنیا با آن روبهروست اتخاذ شود، اگر آمریکا با توجه به واقعیات جهان سیاستهای مناسبتری اتخاذ کند، میتواند نقش خود را در آینده روابط با جهان اسلام بهبود بخشد. ابوترابیفرد با بیان اینکه سیاستهای غلط آمریکا در دوره ریاست جمهوری بوش در عراق، افغانستان و همچنین مخالفت با برنامه هستهای ایران موجب انزوای آمریکا در آسیا و جهان اسلام شد گفت: به نظر میرسد انتخاب اوباما زمینه تجدید نظر در سیاستهای آمریکا را فراهم کند.
حشمتالله فلاحتپیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به مشکل اصلی اوباما پس از انتخاب شدن به عنوان رئیسجمهور اشاره کرد و گفت: به طور سنتی در آمریکا چنبرهای از مثلث قدرت حاکم است که یک ضلع آن سیاستمداران حرفهای و ضلع دیگرش صاحبان ثروت و تجارت و ضلع سوم آن صاحبان بنگاههای عظیم تولید و فروش تسلیحات در آمریکا هستند و سیاست خارجی آمریکا متاثر از حضور این ضلع است که در قالب لابیهای مختلف جمع شدهاند و نوع نظام نخبگی آمریکا در قالب آنها شکل میگیرد. فلاحتپیشه تاکید کرد: این سه ضلع به طور سنتی سیاستهای خود را به اوباما تحمیل میکنند و لابیهای قدرتی که در آنجا شکل گرفتهاند، موثر هستند که به عنوان مثال لابی صهیونیست جمهوریخواه و لابی صهیونیست دموکرات در آنجا هستند. وی خاطرنشان کرد: این سه ضلع در موارد خاصی چون موضوع ایران متحد میشوند و از هر رئیسجمهوری که پیروز باشد، این مساله را پیگیری میکنند .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: