هنوز هم دیدگان کثیری از انسان ها اعم از شیعیان و معتقدان سایر فرق اسلامی و پیروان سایر مذاهب و شیفتگان آزادی و آزادگی به یاد شهادت سرور آزادگان به اشک می نشیند. راز ماندگاری واقعه کربلا و قهرمانان آن را در اذهان و قلوب انسان ها در خلال 1362 سال گذشته باید در تبدیل عاشورا به یک شعار دینی و انسانی جستجو کرد.
هر واقعه ای که صورت شعار و شعائر به خود گرفت ، ماندگار می شود و گذشت زمان نمی تواند پرده فراموشی بر آن بیفکند. شعار و شعائر در حکم پوسته و محافظ مغز و جوهر هر آیین و مکتبی است که در صورت آسیب دیدن و احیانا از بین رفتن ، منجر به فساد و اضمحلال مغز و محتوا می شود.
به همین دلیل در قرآن کریم بر تعظیم و تکریم شعائر تاکید شده و آن را نتیجه تقوا و پاکی دلها شمرده است . (حج ، آیه 32) حماسه کربلا با جوهره ای الهی ، انگیزه ای برای انقلاب مکرر علیه ظلم و بیداد در بین مسلمین و حتی غیرمسلمین شد.
تعظیم و تکریم شعائر حسینی باعث شد پیام عاشورا تمامی مرزهای طبیعی ، معنوی و اعتقادی را در نوردد و حسین (ع) به اسطوره ای برای تمامی انسان ها تبدیل شود، به نحوی که مهاتما گاندی ، رهبر فقید هندوستان قیام خود را متاثر از قیام سیدالشهداء حسین بن علی (ع) معرفی می کند.
با توجه به اهمیت عاشورا در بازسازی معنوی جوامع بشری و رهنمون شدن انسان ها به عزت و عدالت و توحید، بایسته است که با ترویج ، تنظیم و تبیین شعائر حسینی گامهای ارزشمندی در جهت زمینه سازی ظهور منجی موعود و منتقم خون شهیدان که او نیز مرثیه خوان و عزادار حسین (ع) است ، برداریم . درمقاله حاضر مروری اجمالی داریم بر سنت عزاداری و جایگاه تاریخی آن از ظهر عاشورا تا ابتدای صفویه . صفحه تاریخ در هفته آینده به صورت روزانه تقدیم خوانندگان گرامی خواهد شد.
پیشینه تاریخی عزاداری برای شهدای کربلا
عزاداری برای شهدای کربلا و سید شهیدان حسین بن علی (ع) قدمتی دیرینه دارد؛ قدمتی به وسعت تاریخ عاشورا. در هنگامه شهادت میوه دل و نور چشم رسول خدا (ص) آسمان و ساکنان قدسی آن اشک ریختند. در زمین نیز غوغایی به پا بود. هیچ چشمی را یارای دیدن آن صحنه نبود. زینب (س) و اهل حرم اباعبدالله (ع) را می توان از اولین نوحه گران این واقعه دانست . زینب (س) سوگوارانه سرود :
هذا حسین بالعراء ،
صریع بکربلا ء ،
مجزوزالراس من القفا ،
مسلوب العمامه والرداء...
این حسین است که در زمین کربلا در خون غوطه ور است و سرش با زجر از پشت بریده شده و عمامه و لباسش به غارت رفته است . سکینه (س) نیز دردمندانه خطاب به رسول خدا (ص) گفت :
وا محمداه ! هذاالحسین منزع الروح والحشا ،
وا محمداه! هذاالحسین معفر بدمه فی ارض کربلا و جسمه بالعراء ،
هذالحسین بدنه بارضه و راسه باخری
ای پیامبر این حسین توست که روح از تنش بیرون شده ، قلبش از حرکت ایستاده است ، ای پیامبر این حسین توست که پیکرش در زمین کربلا به خون آغشته و برهنه روی خاک افتاده است ، این حسین است که بدنش روی خاک و سرش بر نیزه بالا رفته است ... پس از حرکت کاروان اسیران ، نوحه گران دیگری از راه رسیدند، قبیله بنی اسد به سر زنان به قتلگاه آمدند و بدن مطهر شهدا را به خاک سپردند.
کوفیان نیز با آن همه شقاوت وقتی از عطش کشتن و غارت سیراب شدند، با اندکی تامل و دیدن سرهای شهدا که طلایه دار کاروان نورانی اسرا بود، گریستند. در یکی از منازلی که اسرای کربلا در آن توقف کردند، راهبی مسیحی وقتی متوجه نورانیت سر بریده حسین (ع) شد و از ماجرای کربلا اطلاع یافت ، ضمن شماتت کوفیان از رفتاری که با فرزند پیامبر خود داشتند، در ازای پرداخت سیم و زر، سر مبارک امام (ع) را شبی در اختیار گرفت و پس از شستشوی آن ، تا صبح بر آن گریست . مصائب و عزاداری اهل بیت (ع) همچنان تا شام ادامه داشت .
دیدن سرهای شهدا بربالای نی و بی حرمتی قاتلان ، فغان از دل آنان برمی آورد. نخستین زایران قبر حسین (ع) جابربن عبدالله انصاری و عطیه بن سعدبن جناده بودند که به روایتی در اولین اربعین امام به کربلا رسیدند. جابر که نابینا بود، از عطیه خواست که دست او را بر روی قبر حسین (ع) بگذارد و چون دستش به قبر رسید بیهوش شد و پس از به هوش آمدن با چشمانی اشکبار با سید شهیدان و شهدای کربلا به گفتگو نشست:
السلام علیکم یا آل الله
السلام علیکم یا لیوث الغابات
السلام علیکم یا سفن النجاه ...
سلام بر شما ای خاندان خدا، سلام بر شما ای شیران بیشه ، سلام بر شما ای کشتی های نجات ... پس از خاتمه یافتن ماجرای اسارت ، بازماندگان آن واقعه بزرگ و امامان بزرگوار همواره با ذکر واقعه کربلا، شیعیان را به برپایی مجالس عزا تشویق می کردند. سیره و منش سراینده زبور آل محمد (ص)؛ سیدالساجدین (ع) که خود از بازماندگان آن حماسه باشکوه بود؛ تداوم بخش اقامه عزا بر شهدای کربلا بود.
آورده اند، آن بزرگوار هر وقت کودک خردسالی را می دید، می گریست و با مشاهده آب ، سیلاب اشک از دیدگان مبارکش جاری می شد. پس از او نیز در محضر امامان شیعه مراسم عزای حسینی برپا می شد، کمیت در نزد امام باقر (ع) مرثیه سرایی می کرد و امام می گریست ، ابوهارون مکفوف و دیگران در نزد امام صادق (ع) و دعبل خزاعی در نزد امام رضا (ع) مرثیه سرایی می کردند. ربابه خاتون ، همسر گرامی امام حسین (ع) و مادر علی اصغر (ع) یک سال پس از واقعه کربلا زیست و در تمام این مدت بر شهادت امام و همسر خود گریست .
به روایتی آن بزرگوار پس از اسارت به کربلا بازگشت و یک سال بر مزار حسین (ع) گریست و با همین غم درگذشت . نوحه سرایی ام البنین مادر گرامی سردار کربلا، عباس بن علی (ع) که علاوه بر داغ امام خود حسین بن علی (ع) بر داغ چهار فرزند و نوادگان شهیدش در کربلا می گریست ، سالها در خاطر اهل مدینه مانده بود و سنگدل ترین افراد را نیز متاثر می ساخت . هرجا جماعتی شیعه زندگی می کردند، در ایام محرم به رغم تنگناهای موجود به عزاداری می پرداختند. در مصر حتی قبل از روی کار آمدن خلفای فاطمی ، شیعیان در روز عاشورا در دو زیارتگاه به نام کلثوم و نفیسه گرد می آمدند و عزاداری می کردند.
آل بویه و عزاداری سالار شهیدان
در سال 353قمری هنگام تسلط آل بویه بر بغداد ، معزالدوله روز عاشورا را تعطیل کرد و این روز را عزا اعلام کرد . مردم با پوشیدن لباس عزا در دسته های مختلف به عزاداری پرداختند. زنان نیز موی کنان و مویه کنان عزاداری کردند. در سالهای بعد نیز این مراسم با آن مزاحمت های خونینی که برای شیعیان به وجود می آمد برگزار می شد. ابن اثیر ذیل حوادث امروز سال 358قمری آورده است : «در این سال در دهم محرم اهالی بغداد طبق عادت سالیانه خود بازارها را تعطیل کرده و به نوحه خوانی و برپایی ماتم برای حسین بن علی (ع) پرداختند.» برپایی مراسم عزاداری در ماه محرم در سالهای بعد نیز در بغداد ادامه داشت .
در سال 363بر اثر مخالفت ساکنان غیرشیعی بغداد با انجام مراسم عزاداری ، درگیری بزرگی روی داد. در این سال عزالدوله بختیار نوحه خوانی و عزاداری بر امام حسین (ع) را مجددا اعاده کرد. در همین سال در مصر تحت حاکمیت خلفای فاطمی ، شیعیان در مقبره کلثوم و نفیسه گرد آمدند و به عزاداری بر حسین (ع) پرداختند. در طول دوره حاکمیت فاطمیون بر مصر مراسم عزاداری در عاشورا برپا می شد و مردم در دسته های مختلف به مسجد جامع قاهره می رفتند به عزاداری و نوحه خوانی می پرداختند. در سال 393قمری فرمانده لشکر مستقر در بغداد، اهالی کرخ را از نوحه خوانی در مشاهد منع کرد؛ اما در سال 402قمری این منع برداشته شد. 9در سوم محرم سال 406قمری نزاع بین شیعیان و مخالفان در کرخ درگرفت . در محرم سال 407شیعیان را در آفریقا قتل عام کردند، شهرهای آنها غارت و اجساد کشتگان سوزانیده شد. در ربیع الاول همین سال حرم سیدالشهدا (ع) ، آتش گرفت . مورخان علت آتش سوزی را سقوط شمع هایی ذکر کرده اند که زایرین و عزاداران در حرم روشن کرده بودند. در سال 421هجری در شب عاشورا اهالی کرخ بازارها را بستند و مجددا عزاداری را به شکل سابق برپا کردند. ظاهرا در خلال این سالها امکان برگزاری مراسم عمومی عزاداری برای شیعیان وجود نداشت . در محرم 423نیز عزاداری به صورت عمومی و آشکار در کرخ برگزار شد. با وجود درگیری ها و تضییقات موجود، گزارش های تاریخی حاکم از آن است که شیعیان از اقامه عزا برای سیدالشهداء (ع) دست برنداشتند. به گزارش ابن الجوزی در سال 458قمری اهل کرخ در روز عاشورا بازارها را تعطیل کردند و همانند قدیم بر حسین (ع) نوحه خواندند. با افول قدرت سلسله ایرانی آل بویه و غلبه حکومت های غیرشیعی ، اوضاع بر شیعیان سخت شد. سختگیری حاکمان غیرشیعی که با تعلیمات امثال ابن تیمیه و ابن کثیر، عزاداری بر امام حسین (ع) را بدعت می شمردند کار را بر شیعیان در عراق ، ایران ، مصر و شامات مشکل کرد؛ اما با این همه نه تنها سنت عزاداری میان شیعیان حفظ شد بلکه در بین سنیان معتدل نیز رواجی شایان توجه یافت . موفق بن احمد خوارزمی حنفی ، خطیب معروف خوارزم در نیمه نخست قرن ششم بود که کتاب مقتل الحسین را نوشت ، عبدالجلیل رازی نیز در کتاب نقص ، شرح کاملی از عزاداری اهل سنت در قرن ششم هجری قمری برای امام حسین (ع) ارائه می کند و می نویسد: «مراثی شهدای کربلا که اصحاب بوحنیفه و شافعی را هست ، بی عدد و بی نهایت است». در بین حنبلی ها نیز منقبت و مدح آل رسول (ص) جایگاه ویژه ای دارد. در قرن ششم قمری با توجه به آشکار شدن خط اعتدال در بین اهل سنت ، مشاهده می شود نزاع بین شیعیان و اهل سنت در بغداد فروکش می کند. در این زمان دو واعظ معروف بغداد که هر دو اهل سنت بودند برای اباعبدالله (ع) روضه خوانی می کردند. یکی از آنان علی بن حسین غزنوی حنفی بود و دیگری امیر عبادی که ابن الجوزی گزارش هایی از منبرهای او ارائه می کند. تالیف کتاب روضه الشهداء در عصر حاکمیت تیموری بر خراسان توسط ملاحسین واعظ کاشفی نیز خود دلیل گویای دیگری بر این مدعاست . با تاسیس حکومت شیعی مذهب صفوی در ایران ، امکان عرض ارادت به خاندان عصمت و طهارت (ع) به شکل شایسته فراهم شد که در شماره آینده به شرح عزاداری ایرانیان در دوران صفویه می پردازیم .