در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دانشمندان جهان نیز جذب ویژگیهای تماشایی و غیرمعمول این پرنده شدهاند. درنای سیبری دارای بلندترین نوک در بین سایر درناهاست و بیشترین وابستگی را به تالابها دارد. آنها در حالی که تا قوزک پا در آب هستند، در تالابها به جستجوی موجودات زنده کوچک و غدد گیاهان آبزی میپردازند. در هنگام احساس خطر، حتی رفتار نمایشی و صدای آنها با سایر درناها متفاوت است.
مهاجرتی فراتر ازمحدودهقارهها
مسیر مهاجرت سالانه درناهای سیبری فراتر از محدوده کشورها و قارههاست. این مساله محققان را وادار میسازد تا در جهت کشف معمای حرکت این پرندگان تلاش کنند. زمانی که مناطق تالابی قطب شمالی در اواخر تابستان شروع به یخ زدن میکنند، پرندههای جفت به همراه جوجههایشان حرکت به سمت مناطق گرم جنوبی را آغاز میکنند. مهاجرت معمولا در اواسط صبح، زمانی که آسمان صاف و جریان هوا موافق است صورت میگیرد. در این هنگام آنها همراه با هوای گرم به اوج صعود میکنند و در این ارتفاع هزاران کیلومتر در مسیری که نیاکانشان پیمودند، به صورت شناور پرواز مینمایند. این درناها در مسیر مهاجرت به جنوب، در روز از یک تالاب به تالاب دیگر سفر میکنند و پیش از تاریکی هوا در تالابهای مسیر فرود میآیند. بقای درنای سیبری بستگی به حفاظت از اینگونه و همچنین حفاظت از تالابهایی دارد که مناطق تابستانگذرانی، استراحت و زمستانگذرانی این پرنده هستند. این تالابها همچون مرواریدهایی پیوسته در زنجیره مسیر مهاجرت هستند.
مسیر مهاجرت درنای سیبری بیش از چندین هزار کیلومتر و فراتر از حدود مرزهای کشورها بوده و شامل مرزهایی است که در زمان مهاجرت حماسی نیاکان این پرنده وجود نداشتند. امروزه حفاظت از این پرنده زیبا و تالابهای مسیر مهاجرتش بشدت وابسته به همکاری مردم کشورهای ایران، افغانستان، آذربایجان، چین، هند، قزاقستان، مغولستان، پاکستان، ترکمنستان، روسیه و ازبکستان است، تا دست در دست هم این پرنده استثنایی را نجات دهند.
پایش جمعیت، ضرورتی که بهتازگی احساس شدهاست
اگر چه درنای سیبری پرندهای تاریخی در آسیاست، تا دهه اخیر اطلاعات کمی در خصوص بیولوژی و نیازهای زیستی این پرنده وجود داشت. دکتر ولادیمیر فلینت و تیم او رفتار و اکولوژی درنای سیبری را در مناطق جوجهآوری (شرق سیبری) در سالهای 1960 تا 1970 مستند کردند. در سال 1980 دکتر زو فاچانگ و دکتر دینگ وینینگ مناطق زمستانگذرانی این درناها را در شرق آسیا در دریاچه پویانگ چین کشف کردند. در سال 1981 دکتر سروکین و تیمش مکانهای آشیانهسازی درنای سیبری را در غرب سیبری در منطقه رودخانه کنوات (Kunovat) پیدا کردند. در سال 1978 دکتر علی آشتیانی جمعیت کوچکی از درنای سیبری زمستانگذران را در سواحل جنوبی دریاچه خزر (منطقه فریدونکنار) در ایران کشف کرد. در سال 1996 دکتر یوری مارکین و کارشناسان ایرانی با همکاری انجمن پرندگان وحشی ژاپن، یک ردیاب رادیویی را به یک پرنده نر در آن جمعیت نصب کردند. در بهار همان سال از طریق سیگنالهای این ردیاب، دکتر یوری مارکین توانست مکانهای آشیانهسازی این جمعیت غربی را در فاصله هزار کیلومتری در جنوب کنوات (Kunovat) پیدا کند.
از آن زمان به بعد 3 جمعیت غربی، مرکزی و شرقی درناهای سیبری با دقت پایش شدند. متاسفانه تعداد درناهای سیبری در جمعیت مرکزی که در کشور هند زمستانگذرانی میکردند، از 75 قطعه در سال 1974 تنها به یک جفت در سال 1978 کاهش یافت. این آخرین جفت نیز در سال 2002 از بین رفتند. جمعیت غربی درنای سیبری که به ایران مهاجرت میکنند، بین سالهای 1978 تا 1998 با حدود 10 الی 12 پرنده ثابت ماند، ولی از آن زمان به بعد تعداد این پرنده مهاجر به ایران کاهش یافت به طوری که در زمستان 1385 تنها دو پرنده نر در این جمعیت باقی مانده بود. برخلاف این کاهش، بررسیهای اخیر از جمعیت شرقی درنای سیبری که به دریاچه پویانگ در چین مهاجرت میکنند نشان میدهد که جمعیت این گروه بیش از 3000 قطعه است. گرچه این عدد نشانگر افزایش این جمعیت است، ولی این افزایش میتواند به علت تراکم درناها در نتیجه نابودی سایر زیستگاههای آنها و همچنین پیشرفت روشهای سرشماری باشد. وضعیت تقریبا بهتر جمعیت شرقی میتواند به علت حفاظت بهتر درنای سیبری و زیستگاههای تالابی آن در دو کشور روسیه و چین باشد. کاهش شدید جمعیت غربی بدون شک میتواند به علت شکار بیرویه باشد که نتیجه چالشهای اجتماعی گسترده در برخی از کشورهای مسیر مهاجرت است. گزارشهای اخیر مشاهده درناهای سیبری مهاجر در قزاقستان و در منطقه ولگا در روسیه این امید را میدهد که هنوز تعداد بیشتری درنا در جمعیت غربی وجود دارد.
میزان جوجهآوری جمعیت درنای سیبری را میتوان از طریق نسبت تعداد جوجهها به پرندگان بالغ در یک جمعیت در مناطق زمستانگذرانی، در اوایل فصل، قبل از آن که جوجهها رنگشان تغییر یابد و سفید شوند، محاسبه کرد. مشکل اولیه برای جمعیت غربی (جمعیت ایران) چالشهایی است که در مسیر مهاجرت با آن روبهرو هستند، اما بتازگی استخراج نفت در مناطق جوجهآوری در غرب سیبری نیز تبدیل به یک مساله مهم شده است.
حفاظت از زیستگاه و توسعه شبکهای از تالابها برای درنای سیبری
درنای سیبری مختص تالاب است. این پرنده، نوکبلند و قویاش را در گل فرو برده و از موجودات کوچک و ریشه و غدد گیاهان آبزی تغذیه میکند. در مناطق جوجهآوری یعنی مناطقی که درنای سیبری به جوجههای در حال رشد غذا میدهد، هر جفت پرنده، جفت دیگر را از قلمرو تالابی بسیار بزرگش که معمولا چندین کیلومترمربع است، خارج میکند. برعکس این رفتار، هنگام مهاجرت و در مناطق زمستانگذرانی، درناهای سیبری معمولا در گروهی بزرگ زندگی و از منابع فراوان غذایی موجود در اراضی غرقابی استفاده میکنند، اما طبق گزارشها، درناهای سیبری همچنان در ایران و هند (مناطق زمستانگذرانی) رفتار قلمروگرایی را از خودشان نشان میدهند و این رفتاری است که در سایر درناهای بزرگ جثه مثل درنای فریادکش در تگزاس آمریکا مشاهده شده است. اگرچه درناهای سیبری زمستانگذران در دریاچه پویانگ معمولا در گروههای بزرگ مشاهده شدهاند، ولی برخی از جفتها رفتار قلمروگرایی را از خودشان نشان میدهند.با وجود تفاوت فصلی در رفتار اجتماعی، درنای سیبری نیاز به زیستگاههای وسیع تالابی دارند. در منطقه سیبری، جایی که جمعیت انسانی کم است، تالابهای وسیعی برای آشیانهسازی درناها وجود دارد.
در مقابل در مسیر مهاجرت و در مناطق زمستانگذرانی، درناهای سیبری با جمعیت بیشتری از انسان مواجه میشوند که فشار زیادی را روی منابع تالابی و به طور کل زیستگاه آنها ایجاد میکند.
حمیده سادات هاشمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: