در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرای ضعف سالهای اخیر بایرن از آنجا آغاز شد که بایرن مونیخ با مربیگری فیلیکس ماگات طی دو فصل دو قهرمانی دبل (لیگ و حذفی) کسب کرد، اما در فصل 2007 - 2006 دچار بحران شد. اوتمار هیتسفلد از دید مسوولان بایرن تنها گزینهای بود که میتوانست بایرین را از آن شرایط سخت نجات دهد. هیتسفلد در میانه فصل به بایرن مونیخ برگشت و تیمی را که در سال 2001 قهرمان اروپا کرده بود به رده چهارم بوندسلیگا رساند. طبق قرار اولیه، هیتسفلد میبایست با بایرن مونیخ خداحافظی میکرد، اما با اصرار فرانتس بکن باوئر و اولی هوینس پذیرفت که یک سال دیگر هم در این باشگاه مربیگری کند.
فصل2008 - 2007 از دو جهت برای بایرن متفاوت بود؛ اول این که آنها پس از سالها جواز حضور در لیگ قهرمانان اروپا را در جیب نداشتند و مجبور بودند در جام کم اعتبار یوفا شرکت کنند. دوم این که باشگاه به یکباره فصل نقل و انتقالات را منفجر کرد و برخلاف عادت سالیان گذشته که هرگز دست به ولخرجی نمیزد با خرید لوکاتونی از فیورنتینا میروسلاو کلوزه از وردربرمن و فرانک ریبری از مارسی رکوردشکنی کرد. تیم بایرن مونیخ از نوساخته شد و به مدعی کسب 3 جام یوفا ، بوندس لیگا و لیگا پوکال مبدل شد. در آن روزها همه چیز بر وفق مراد هواداران بایرن بود. در پایان فصل تیم محبوب آنها فاتح لیگ و جام حذفی شد ولی به هدف دیگر که جام یوفا بود نرسید.
ورود کلینزمن
از میانه فصل گذشته باشگاه بایرن مونیخ مربی بعدی خود را میشناخت. یورگن کلینزمن که به خاطر افکار ویژهاش در آلمان و اروپا شهرت یافته است مربیگری بایرن مونیخ را پذیرفت. این در حالی بود که کلینزمن قبل از پذیرش پیشنهاد بایرن مونیخ مربیگری تیم ملی انگلیس را که به دنبال جانشینی برای استیو مک لارن بود، رد کرد. وی از تاتنهام و حتی چلسی هم برای مربیگری پیشنهاد داشت، کلینزمن در دوران مربیگریاش در تیم ملی آلمان، در آمریکا زندگی میکرد و فقط برای تمرینات قبل از بازی به آلمان میرفت، این بار مجبور بود برای زندگی همراه خانوادهاش به آلمان بازگردد، چون تعدد مسابقات در سطح باشگاهی چنین اجازهای را به او نمیداد. در آغاز فصل نقل و انتقالات مسوولان بایرن مونیخ تیم خود را خیلی قدرتمند میدانستند و عنوان کردندکه شاید اصلا وارد این بازار نشوند. بایرن در پایان فصل قبل تنها الیورکان را از دست داد که از میادین فوتبال بازنشسته شد و سایر نفرات اصلی تیم از جمله ویلی سانیول و باستین شواین اشتایگر که مورد توجه دیگر باشگاهها بودند در بایرن مونیخ ماندگار شدند. حتی لوکاس پودولسکی که به دلیل نیمکتنشینی در زمان مربیگری اوتمار هیتسفلد درصدد جدایی از بایرن مونیخ برآمده بود، با آمدن یورگن کلینزمن با صحبتهایی که با مربی سابقش در تیم ملی انجام داد، در باواریا باقی ماند.
مسوولان باشگاه بایرن مونیخ اما با به خدمت گرفتن تیم بوروفسکی هافبک ملیپوش وردربرمن، هانس یورگ بوت دروازهبان بنفیکا برنو و ماسیمو اودو مدافعان سائوپائولو و میلان، به هر ترتیب تیمشان را تا حدودی تقویت کردند، اما این خریدها چندان به کمک بایرن مونیخ نیامدهاند و از بین نفرات جدید تنها تیم بوروفسکی تا حدودی موثر بوده است.
موضوع کاپیتانی
کلینزمن در ماه آگوست بعد از کلی تفکر مارک فان بومل هافبک هلندی تیمش را به عنوان کاپیتان جدید انتخاب کرد.
حال این که این بازیکن در چند بازی اخیر این تیم نیمکتنشین شده است. علت اصلی نیمکتنشینی فان بومل بازیهای خشن اوست که باعث دریافت کارتهای متعدد شده است و حوصله کلینزمن را سر برده است. در بسیاری از تیمهای آلمانی، کاپیتان به وسیله رایگیری از تمام بازیکنان تیم انتخاب میشود ولی کلینزمن ترجیح داد خود دست به کار شود. لوسیو و دمیکلیس دو مدافع بایرن مونیخ کاپیتانهای دوم و سوم بایرن مونیخ هستند که هر دو، فصل بدی را سپری میکنند.
قوت قلب
فصل بد بایرن را از بازیهای پیش فصل میشد حدس زد. پذیرش شکست برابر بوروسیا دورتموند در دیدار سوپرجام که به جای بازیهای جام اتحادیه برگزار شد، زنگ خطر را برای بایرن مونیخ به صدا درآورد. با این حال بایرن مونیخ فصل را چندان هم بد شروع نکرد. البته کارشناسان و هواداران بایرن دو تساوی اولیه برابر هامبورگ و دورتموند را در حد بایرن مونیخ ندانستند و این موضوع را نشانه ضعف بایرن مونیخ دانستند. بعد از این نتایج بایرن مونیخ خیلی سریع به روزهای خوبش برگشت و دو پیروزی پرگل برابر هرتابرلین و کلن کسب کرد. نکته جالب در این پیروزیها این بود که باشگاه بایرن مونیخ معمولا در هفته بعد از بازیهای ملی دچار تزلزل میشد و ضعیف نتیجه میگرفت علت این موضوع نفوذ ملیپوشان این تیم بود که در بازگشت از مسابقات ملی دچار خستگی میشدند، اما بایرن این بار بهترین پیروزیاش را با 3 گل در خانه کلن پس از بازیهای ملی جشن گرفت این موضوع باعث شد، کلینزمن و دستاندرکاران باشگاه بر این باور باشند که همه چیز بر طبق برنامه پیش میرود و خطری متوجه باشگاه نیست.
برای این که آنها نسبت به تواناییهای تیمشان اطمینان بیشتری داشته باشند، بایرن بلافاصله بعد از یک سال و نیم در لیگ قهرمانان اروپا هم به میدان رفت و در بخارست استهآوا را با یک گل شکست داد.
شوک بزرگ
بعد از این پیروزیها، بایرن در دیداری خانگی پذیرای وردربرمن بود آنچه را که در آن شنبه سیاه برای بایرنیها رخ داد نمیتوان به این راحتی فراموش کرد. بعد از 70 دقیقه از بازی نتیجهای که روی اسکوربورد ورزشگاه نقش بسته بود را نمیشد باور کرد: بایرن مونیخ صفر وردربرمن 5. البته بایرن در 20 دقیقه پایانی به خود آمد و دو گل زد تا 25 ببازد.در پی این باخت ارکان باشگاه بایرن مونیخ به لرزه درآمد ولی کلینزمن آن را یک حادثه قلمداد کرد و از هواداران عذرخواهی کرد.
یک هفته بعد، بایرن در خانه هانوفر به زمین رفت و در برابر این تیم که فصل خوبی را شروع نکرده بود با ارائه یک بازی ضعیف شکست یک بر صفر را پذیرفت، سپس بازی لیگ قهرمانان برابر لیون فرارسید که بایرن باز هم در خانه ابتدا عقب افتاد و با زحمت به تساوی رسید.
از اینجا دیگر انتقادها زیاد شدند. صبر هواداران به سر آمده بود، آنها دیگر نمیتوانستند به کارنامه قبلی کلینزمن فکر کنند، اما یک بازی خانگی در برابر حریفی ساده به نام بوخوم میتوانست اوضاع را قبل از تعطیلات بازیهای ملی بهتر کند.
شرایط برای کلینزمن و شاگردانش در این بازی خوب پیش میرفت، آنها تا دقیقه 83 با حساب 13 از این حریف کوچک پیش بودند، ولی روی دو اشتباه دفاعی دو بار دروازه خود را باز شده دیدندو بازی را ناباورانه با تساوی 33 به پایان رساندند. این چهارمین بازی پیاپی بایرن مونیخ در کل رقابتها بود که بدون برد به پایان میرسید و تیمهالیوودی را به رتبه نازل یازدهم جدول بوندسلیگا فرستاد.
با وجود این نتایج ضعیف کارلهاینس رومنیگه و اولی هوینس به حمایت از کلینزمن پرداختند.
رومنیگه، نایبرئیس باشگاه گفت: ما از کلینزمن حمایت میکنیم و هر نتیجهای که او در این فصل بهدست آورد تا پایان فصل مربی بایرن خواهد بود. هوینس هم گفت: راجع به تاثیر مربی تنها در ماه ژوئن صحبت میکنیم.
افکار عجیب کلینزمن
در رقم خوردن این نتایج ناامیدکننده، نقش بعضی از عوامل بیشتر است که به آنها اشاره میکنیم، مهمترین مورد نقش سرمربی است. کلینزمن با وجود نام بزرگ و پرآوازهاش تجربه زیادی در مربیگری ندارد. او اولین تجربه مربیگریاش را که در سطح ملی بود ضعیف شروع کرد و رفتهرفته نتایج تیم ملی آلمان را بهبود بخشید خوب به یاد داریم که آلمان در بازیهای دوستانه چند ماه قبل جامجهانی با چه نتایجی روبهرو شد و حتی 14 مغلوب ایتالیا شد، اما کمکم تیمش را شناخت و آن موفقیت را بهدست آورد.
کلینزمن افکار عجیبی در گزینش دستیارانش دارد و در بایرن مونیخ هم از تیم بدنساز آمریکایی استفاده میکند. اینطور به نظر میرسد که کلینزمن هنوز نتوانسته با فلسفه مربیگری باشگاهی خوب آشنا شود. اینکه وی تمام روزهای هفته با یک سری بازیکن باشد و هر هفته دو بار تیمش را راهی مسابقات کند، با آنچه وی در تیم ملی انجام میداد، بسیار متفاوت است. از آن گذشته او در تیم ملی دستیاری قدرتمند به نام یوآخیم لوو داشت که بسیاری او را برنامهریز تاکتیکی ژرمنها و عامل اصلی موفقیت آنها میدانند، اما در بایرن مونیخ مارتین واسکز را در کنارش دارد که چندان نمیشود رویش حساب کرد. واسکز مکزیکی است و مثل خود کلینزمن بسیار جوان است. وی در لیگ MLS مربیگری کرده و با لیگ آلمان بیگانه است.
کلینزمن در گزینش مربی دروازهبانها هم دقت لازم را به خرج نداده است. او در این پست که حالا در سالهای نهچندان دور سپمایر فعالیت میکرد، والتر یونگانس را مورد استفاده قرار میدهد که هرگز دروازهبان بزرگی نبوده و در سالهای اوجش ذخیره سپمایر در بایرن مونیخ بوده است.
افول ستارگان
کلینزمن پس از پشت سر گذاشتن بیش از 20 بازی هنوز ترکیب ثابت تیمش را پیدا نکرده است. او حتی دروازهبان تیمش را هم نمیشناسد و بعد از آنکه به رنسینگ میدان داد و با وجود انتقادهای زیاد و اشتباههای فراوان وی از او پشتیبانی کرد، او بتازگی تصمیم گرفته بههانس یورگ بوت میدان بدهد.
ضعف مفرط خطوط سهگانه بایرنمونیخ را نیز نباید فراموش کنیم، کلینزمن به «آندریاس اوگل» و «کریسیتن لـله» دو مهره جوان تیمش میدان میدهد و آنها هم نسبتا خوب بازی میکنند، اما بایرن مکانی برای ساختن بازیکن نیست. همچنین عملکرد دفاعی بایرن اصلا قابل دفاع نیست و میکلس بدترین بازیهایش را انجام میدهد و جالب آنکه کلینزمن در شروع فصل «آرسن یانسن» را فروخت. خط میانی بایرن مونیخ در غیاب فرانک ریبری که دوران مصدومیت را پشت سر میگذاشت نتوانست پشتیبان خوبی برای مهاجمان این تیم باشد و تنها زیروبرتوی 34 ساله تا حدودی موثر بازی کرد. از همه بدتر عملکرد مهاجمان بایرن مونیخ است. لوکا تونی که فصل گذشته تقریبا در هر بازی گل میزد، بعد از یورو 2008 به یک مهاجم پر اشتباه تبدیل شده و در 9 بازی تنها 3 گل زده و فرصتهای بسیاری را از دست داده است. عملکرد میروسلاو کلوزه هم بهتر از تونی نبوده است، این مهاجم لهستانیالاصل هم فقط 3 گل زده است.
لوکاس پوزولسکی هم که با وجود اعتراضهای گاه و بیگاهش در ترکیب اصلی قرار نمیگیرد، در 10بازی که به زمین رفته، فقط 3 بار دروازه حریفان را باز کرده است. بهترین گلزن بایرن مونیخ در این فصل تیم بوروفسکی است که در اصل یک هافبک است و در این فصل 4 گل به ثمر رسانده، ولی این بازیکن سابق وردربرمن هم در حد و اندازهای نیست که وظیفه بازیسازی را به عهده بگیرد.
امید به آینده
در این شرایط امید اغلب هواداران بایرن مونیخ به بازگشت فرانک ریبری و لوکا تونی به دوران اوجشان در فصل گذشته است. ریبری فصل گذشته شروعی خیرهکننده در بوندسلیگا داشت و بتازگی بهترین بازیکن سال 2008 آلمان شد. این فرانسوی تکنیکی در یورو 2008 آسیب دید و از چند هفته پیش به میدان بازگشته، اما هنوز در اوج نیست ظاهرا تونی هم که در ردهبندی یاد شده دومین بازیکن سال 2008 شد، به کمی استراحت نیاز دارد تا این همه بخت گلزنی را هدر ندهد به هر حال او به آرزوی دیرینهاش برای بازی در لیگ قهرمانان اروپا رسید و جالب آنکه طبق برنامه باید به مصاف تیم سابقش فیورنتینا برود. شاید این دیدار شروعی مناسب برای استارت ماشین گلزنی بایرن مونیخ باشد.
مزدک میرزایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: