راننده فریاد میزند: هل ندهید تا چند دقیقه دیگر اتوبوس میآید، اما مسافران که به این وعدهها آشنایند، بیاعتنا به گفته راننده همچنان در تلاشند حتی به قیمت ماندن بین در و به جان خریدن خطر سقوط از اتوبوس در حال حرکت خود را با وسیله نقلیه عمومی به مقصد برسانند.
دیگر مدتهاست برای حرص خوردن و حسرتکشیدن شهرنشینان دلایل و سوژههای زیادی وجود دارد. از افزایش کرایه تاکسیها، نابسامانی حمل و نقل عمومی، ترافیک و آلودگی هوا گرفته تا مشکلات و معضلات مبتلابه ناوگان حمل و نقل عمومی شامل اتوبوس، تاکسی و مترو که درباره هر کدامشان به اندازه یک کتاب میتوان نوشت و در این میان مشکلات موجود در خدماترسانی ناوگان اتوبوسرانی به عنوان نخستین و پرمسافرترین ناوگان حمل و نقل عمومی شهرها حکایت دیگری است که قطعا بسیاری از مسافران دائمی این وسیله نقلیه عمومی تاکنون بارها آنها را تجربه کردهاند.
با آن که همیشه شهروندان به علت ارزان بودن هزینه سفر با اتوبوس نسبت به دیگر وسایل نقلیه تمایل به استفاده از آن را دارند؛ اما مشکلات و معضلاتی همچون کمبود اتوبوسها، ازدحام بیش از حد جمعیت در آنها، فرسودگی، فقدان سیستم برنامهریزی برای ساعات رسیدن به ایستگاه، سیستم سنتی جمعآوری بلیت به صورت دستی از سوی راننده، تامین نشدن حقوق رانندگان موجب شده است که این سیستم حمل و نقلی از کارآمدی لازم برخوردار نباشد.
هماکنون ناوگان اتوبوسرانی تهران با حدود6500 دستگاه اتوبوس و 300 خط بیش از 3 میلیون و 500 هزار مسافر را در روز جابهجا میکند، اما این تعداد به هیچ وجه پاسخگوی حجم انبوه مسافرانی نیست که ناامید از سوار شدن به اتوبوسهایی که از شدت شلوغی در حال منفجر شدن است، در صفهای طویل روی زمین میمانند یا مسافرانی که فشرده شدن در میان دربهای اتوبوس همراه خطر بیرون افتادن از آن را به جان میخرند تا به جای پیاده رفتن از ارزانترین سیستم حمل و نقل عمومی استفاده کنند.
به گفته مسوولان، ناوگان اتوبوسی پایتخت 2 برابر بیش از ظرفیت مسافر جابهجا میکند، در حالی که برای خدماترسانی مطلوب و درخور شهروندان حداقل نیازمند 5 هزار دستگاه اتوبوس دیگر است.
اتوبوسسواری با اعمال شاقه!
در حالی که مشکلات مبتلابه حمل و نقل اتوبوسی صرفا مختص تهران نیست و بیشتر کلانشهرهای کشور با کمبودها و مشکلات در سیستم حمل و نقل عمومی مواجهاند، مسوولان و متولیان امور ترافیک همچنان شهروندان را به استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی به جای خودروی شخصی دعوت میکنند و این در حالی است که کارشناسان حمل و نقل و ترافیک معتقدند تا زمان تحقق نیافتن بسترهای لازم ازجمله توسعه و افزایش ناوگان حمل و نقل عمومی نمیتوان از شهروندان انتظار استفاده نکردن از خودروی شخصی را داشت.
اما آیا استفاده از سیستمهای حمل و نقل عمومی و بخصوص اتوبوس در دیگر کشورهای دنیا نیز چنین است؟ آیا در این کشورها نیز اتوبوسها از شدت جمعیت در حال انفجار و مسافران مانند قطعات گوشت از میلهها آویزان هستند؟ آیا در آن کشورها نیز از زمان ورود اتوبوس به ناوگان حمل و نقل عمومی تاکنون همچنان از همان سیستم سنتی و دستی برای کنترل بلیت استفاده میشود؟ آیا در آن کشورها نیز وقت مسافران به حدی بیارزش است که دقایق طولانی در صف بایستند و بعد از آن هم همچنان به شیوه روستاهای دورافتاده سر خود را تا جایی که میتوانند بالا بگیرند، شاید از دور متوجه نزدیک شدن اتوبوس به ایستگاه شوند!
روزهای تعطیل و قحطی اتوبوس بلیتی
سیاست مدیریت شهری مبنی بر تقویت ناوگان اتوبوسرانی پایتخت با ورود اتوبوسهای بخش خصوصی اگرچه موجب شد شهروندان برای یک بار هم که شده سفر با اتوبوسهای باکیفیت را تجربه کنند، اما آنچه مشهود است تفاوت معنیدار بین وضعیت ظاهری و نحوه خدماترسانی ناوگان اتوبوسهای ریالی با اتوبوسهای بلیتی است.
اتوبوسهای بخش خصوصی که هماکنون بیش از 1500 دستگاه از مجموع ناوگان اتوبوسرانی تهران را شامل میشوند، علاوه بر این که مجهز به صندلیهایی شیک و سالم و حتی در بسیاری موارد مبله (مانند اتوبوسهای برونشهری) هستند، دارای سیستم گرمایشی و سرمایشی، پرده و رادیو و حتی سیستم پخش موسیقی برای مسافران است. در حالی که مسافران اتوبوسهای بلیتی که بخش قابل توجهی از ناوگان اتوبوسرانی شهرمان را تشکیل میدهند، هر روز علاوه بر تحمل فشار جمعیت و آویزان شدن از میلههای اتوبوس باید عذاب نشستن روی صندلیهای فرسوده، شکسته و پاره، تحمل دود و گرد و غبار ناشی از روشن بودن موتور فرسوده، آویزان شدن از میلههای شکسته و بعضا متوقف شدن در طول مسیر به دلیل نقص فنی را به جان بخرند.
اتوبوسهای فرسوده سهم مسافران جنوبشهر
یکی از مصادیق اختلاف طبقاتی در شهرمان را میتوان در تفاوت کیفیت و نحوه خدماترسانی اتوبوسهای بلیتی و ریالی ناوگان اتوبوسرانی شهرمان مشاهده کرد. البته اگرچه نمیتوان تلاش مدیریت شهری را در ماههای اخیر برای تزریق اتوبوسهای جدید به ناوگان حمل و نقل عمومی نادیده گرفت، اما در مقابل ورود این تعداد اتوبوس جدید که عمدتا در مناطق شمالی در مناطق پرتردد و خاصی از شهر توزیع شدهاند، سهم شهروندان مناطق جنوبی شهر از سیستم حمل و نقل عمومی تنها اتوبوسهای فرسوده، قدیمی و دودزایی است که مسافران خود را به همین که وسیله ارزانی هست تا با آن به مقصد برسند، دلخوش کردهاند. شهروندان مناطق جنوبی کمتر شانس سوار شدن به اتوبوسهای مبله و شیک ریالی و حتی بلیتیهای جدید را پیدا کردهاند.
ورود اتوبوسهای جدید به سیستم حمل و نقل عمومی در شرایطی انجام میشود که هیچ فکری برای خروج حدود یکهزار دستگاه اتوبوس فرسوده بالای 10 سال عمر که باید دوران بازنشستگی خود را بگذرانند، نشده است.
سیاست توسعه ناوگان اتوبوسرانی به صورت افزایش اتوبوسهای ریالی بخش خصوصی در حالی مطرح میشود که حاشیههای نحوه خدماترسانی این اتوبوسها نیز جالب توجه است، به طوری که برخی شهروندان در گفتگو با جامجم نارضایتی خود را از این وضعیت بیان کردند.
خطوط تندرو ویترین اتوبوسرانی
اگرچه راهاندازی خطوط اتوبوسهای تندرو (بی آر تی) با همان اتوبوسهای آلبالویی رنگ معروف که به گفته مسوولان معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران ظرفیتی 2 برابر ظرفیت اتوبوسهای عادی که پیش از این در مسیر تردد میکردند به دلیل قرار گرفتن در یکی از مسیرهای پر مسافر با استقبال چشمگیری از سوی مسافران این مسیر همراه شده است اما اگر یک روز مسافر این اتوبوسها باشید، بوضوح میبینید که افزایش 2 برابری ظرفیت اتوبوسها هم دردی از مشکل کمبود اتوبوس و تقاضای بالای مسافران کم نکرده است. به طوری که این اتوبوسها همچنان از شدت جمعیت در حال انفجارند.
این در حالی است که طی ماههای اخیر همزمان با راهاندازی خطوط اتوبوسهای تندرو بخش قابل توجهی از اتوبوسهای جدید خریداری شده فقط به این خطوط تزریق شده است، گویا مسوولان ترافیکی شهر دیگر خطوط اتوبوسرانی در نقاط مختلف را فراموش کردهاند. به نظر میرسد مدتهاست حمل و نقل اتوبوسی از دید متولیان آن تنها مختص خطوط تندرو شده است.
مصداق این ادعا گفته یکی از مسافران دائمی مسیر خیابان شریعتی به متروی حقانی است که میگوید: تقریبا روزی نیست که 40 دقیقه در ایستگاه اتوبوس خیابان شریعتی برای سوار شدن به اتوبوسهای متروی حقانی معطل نشویم. اتوبوسهای این مسیر بسیار کم و در فاصله زمانی طولانی به ایستگاه میرسند. ای کاش مسوولان شهرداری و اتوبوسرانی همانقدر که به خطوط اتوبوسهای بیآرتی اهمیت میدادند، به دیگر خطوط اتوبوس در سطح شهر هم توجه میکردند. آخر همه مسافران که مسیرشان به خطوط تندرو نمیخورد.
ناوگان اتوبوسرانی با سهم 18 درصدی مجموع سفرهای درون شهری روزانه 4/4 میلیون مسافر جابهجا میکند، این در حالی است که در وضعیت موجود سالانه حداقل یکهزار دستگاه اتوبوس به دلیل فرسودگی و استهلاک باید از رده خارج شود به عبارت دیگر، اگر هرسال یکهزار دستگاه اتوبوس جدید هم به تهران داده شود تنها میتوان وضع موجود را حفظ کرد در حالی که تقاضای سفر روز به روز افزایش مییابد.
جدالی که تمامی ندارد
نیاز ناوگان حمل و نقل عمومی شهر تهران به حداقل 5 هزار دستگاه اتوبوس جدید در حالی از سوی مدیریت شهری مطرح میشود که دبیر شورای عالی ترافیک وزارت کشور بارها در سخنان خود عنوان کرده که ناوگان حمل و نقل اتوبوسی تهران نیازی به تزریق اتوبوسهای بیشتر ندارد و 5 هزار دستگاه اتوبوسی که مدیریت شهری تهران روی آن تاکید دارد، نیاز 5 سال آینده است و در حال حاضر همین تعداد اتوبوس کافی است.
کشمکش و اختلاف نظر میان شهرداری و وزارت کشور بر سر تبصره 13 و اتوبوسهای شهر تهران در حالی ادامه دارد که مدیریت شهر تهران معتقد است بر اساس طرح جامع حمل و نقل و ترافیک تهران به 11 هزار دستگاه اتوبوس نیاز دارد؛ اما هم اکنون 7 هزار دستگاه اتوبوس در تهران موجود است که از این تعداد نیز فقط 6500 دستگاه فعال است و مابقی به دلیل فرسودگی و یا مشکلات فنی و گارانتی از رده خارج هستند. آنها معتقدند بدون تردید اگر هر دستگاه اتوبوس قادر بود 2 هزار مسافر را در روز جا بهجا کند آن موقع احتمالا آمار اتوبوسهای موجود برای جابهجایی مسافران کفایت میکرد، در حالی که در شرایط فعلی چنین نیست.
معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران در گفتگو با جامجم در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود تزریق اتوبوس به خطوط همچنان اتوبوسها از شدت جمعیت در <حال انفجار> است، میگوید: پیش از مهرماه،
70 دستگاه اتوبوس 2 کابینه تندرو که با پول مردم تهران خریداری شده بود، وارد نخستین خط تندروی اتوبوسرانی شد و همزمان با بازگشایی مدارس 200 دستگاه اتوبوس دیگر به تهران تحویل داده شد که به این ترتیب ظرفیت ناوگان اتوبوسرانی حداکثر 300 هزار نفر افزایش یافت. در حالی که با توجه به افزایش 25 درصدی سفرهای درون شهری همزمان با بازگشایی مدارس و دانشگاهها و افزایش ساعات اوج ترافیک استقبال بیشتر شهروندان از وسایل نقلیه عمومی از جمله اتوبوس و مترو دور از انتظار نیست.
تشکری هاشمی با تاکید بر اینکه تجربه خطوط تندرو ثابت کرده هرچه کیفیت و کمیت اتوبوسها افزایش مییابد حمل و نقل عمومی نیز با استقبال مواجه میشود، معتقد است: هرچند در حال حاضر نیز اتوبوسها با حداکثر ظرفیت خود به جابهجایی مسافران مشغولند و تا جای ممکن سعی میشود همه مسافران در ایستگاهها هر چند با تاخیر و تراکم جا به جا شوند، اما این حق مردم نیست که یک اتوبوس معمولی روزانه 800 مسافر و یک اتوبوس تندرو روزانه 1200 مسافر را جا بهجا کند. اتوبوسها باید آنقدر کافی و کیفی باشند که همه مسافران امکان نشستن بر روی صندلیها یا ایستادن با شرایط مناسب و مطمئن را داشته باشند.
دشمنی زمستان با اتوبوسهای گازسوز
این روزها مسافران اتوبوس سوار شهرمان شاید بیش از ماههای گذشته نگران باشند، چراکه زمستان و روزهای سرد در پیش است و برای آنها یادآوری این شرایط نگرانی از تکرار مجدد روزهایی است که گاه تا ساعتها انبوه مسافران در ایستگاهها ناامیدانه به انتظار رسیدن اتوبوس یخ میزدند چراکه به گفته مسوولان اتوبوسرانی با رسیدن فصل سرما تعداد قابل توجهی از اتوبوسهای گاز سوز به دلیل کمبود جایگاههای سوخترسانی از چرخه خدماترسانی خارج شدند و در نتیجه هر روز تعداد زیادی مسافر روی زمین میمانند، به این امید که شاید بتوانند خود را با وسایل نقلیه دیگری به مقصد برسانند.
تشکری با یادآوری روزهای سخت زمستان و متوقف ماندن اتوبوسهای گازسوز به دلیل مشکلات سوخت رسانی، از تلاش برای ورود اتوبوسهای دو کابین تندرو دیزلی سازگار با شرایط آب و هوایی زمستان خبر میدهد و میگوید: نخستین سری این اتوبوسها هم اکنون وارد نخستین خط تندروی اتوبوسرانی شدهاند.
واقعیت این است که نمیتوان به اجبار یا به التماس از شهروندان خواست که سوار اتوبوس شوند، درحالیکه با هر بار استفاده از اتوبوس مشقت، سختی فراوان و ساعتها اتلاف وقت را تجربه میکنند روشن است که این همه مشکل و کمبود خوشبینترین شهروندان را هم برای استفاده از حمل و نقل عمومی دچار تردید میکند.
به نظر میرسد کاهش معضلات ترافیکی و ترغیب شهروندان به استفاده از حمل و نقل عمومی به جای خودروی شخصی تنها در صورتی میتواند از حالت شعارگونه خارج شود و جامه عمل به خود بپوشد که توسعه و تجهیز حمل و نقل عمومی در خور شهروندان به عنوان اولویت اصلی مدنظر مسوولان قرار گیرد.
پوران محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم